با سلام ؛ طبق گفته های پروردگار در قرآن که برای مردم هر قوم فرستاده ای نازل شد تا به ربان آنها با آنان سخن بگوید و احکام الهی را ترویج دهد. آیا ما مستثنا از این قاعده هستیم که اسلام را پذیرفته ایم که کتاب و پیامبرش به زبان غیر فارسی(عربی)سخن میگویند را بپزیریم. و در ادامه اینکه مگر در قرآن کریم گفته نشده که ما دین اسلام را بر کسی اجبار نکردیم پس ان چگونه است که دین ما را والدین مان انتخاب نموده اند و از کودکی ما را مسلمان شیعه نموده ند آیا این با گفته های پروردگار یکسان است؟ با تشکر
هر پیامبری به طور طبیعی در قومی و منطقه ای مبعوث می شود و هدایتگری اش را باید از جایی شروع کند .طبیعی است که باید همزبان قومی باشد که بین آنان مبعوث شده تا بتواند با آنان ارتباط برقرار کند . قوم، زبان و پیام او را بفهمند .همه پیامبران بعد از انذار و دعوت قومی که بین آنان مبعوث شده اند، اگر برایشان امکان داشته ، افراد اقوام دیگر و اهل زبان های دیگر را هم دعوت کرده اند . لازم هم نبوده که کتابش هم به زبان آنان باشد ،زیرا کتاب را ترجمه کرده و برای استفاده در اختیار آنان قرار می دهد. البته خود پیامبر می توانسته به اراده خدا بدون تعلیم و فراگیری زبان آن ها را بداند و بفهمد.
مگر مسیح ،پیامبر امت های گوناگون در جهان نیست ؟
آیا باید آنان به این بهانه که مسیح عبری بوده، از پیروی او خود را محروم کنند ؟
اصولا مگر حق به زبان خاص تعلق دارد؟
آیا ما خود را از میراث پزشکان دانشمند درگذشته، به این بهانه که زبان آنان فارسی نبوده ، محروم می کنیم؟
یا پزشکان فارسی زبان گذشته را فقط به خودمان اختصاص داده و دیگران را از استفاده از میراث علمی آنان منع می نماییم؟
آیا معارف توحید و نبوت و معاد و اخلاق انسانی و دستورعمل های حیاتبخش را باید چون به زبان عربی نازل شده اند ، به کنار نهیم؟
پیامبران همگی فرستادگان یک خدا برای هدایت انسان ها به سوی سعادت هستند . هر پیامبری همه پیامبران قبل از خود را تصدیق کرده و تایید نموده و به پیامبران بعد از خود بشارت داده و پیروانش را به اطاعت از آنان در صورت درک زمان آن ها فرا خوانده ، همگی پیامبران گذشته به آمدن پیامبر خاتم بشارت داده ، پیروان خود را به اطاعت از او فراخوانده اند . حالا چگونه ممکن است ما پیرو زرتشت به عنوان پیامبر فارسی زبان باشیم و به پیامبر خاتم که سید و سالار پیامبران است، ایمان نیاوریم؟
آیا در قیامت زرتشت ما را توبیخ نخواهد کرد که چرا به سید و سالار ما ایمان نیاوردی ؟
آیا اگر خود زرتشت زنده بود، با افتخار به او ایمان نمی آورد ؟
چرا در معنویات زبان و وطن و مکان را دخالت می دهیم؟
مگر معنویات تابع زمان و مکان هستند؟
آیا خداپرستی و یکتا پرستی ربطی به فارسی و عربی بودن دارد؟
بنابراین درست است که هر پیامبری به زبان قومی که بین آنان مبعوث شده، سخن می گفته؛ ولی بدین معنا نیست که باید فقط تابع پیامبرانی باشیم که به زبان خودمان سخن گفته و پیامبرانی که به زبان دیگر سخن گفته اند، به ما ربطی ندارند و نباید پیرو آنان شویم و از میراث وحیانی و هدایتی آنان بهره بگیریم . پیامبر اسلام به شهادت همه پیامبران گذشته و به شهادت آیات قرآن و سخن صریح خود پیامبر، آخرین پیامبر و مبعوث بر همه جهانیان است. همه امت ها از اهل هر زبان و ملت، باید به او ایمان بیاورند و به دین او گردن نهند . آنان که از پذیرش دین او به هر بهانه سر باز زنند ، خود را محروم کرده و از سعادت آخرت که نتیجه عمل به دستور و باور به معارف این دین است ،خویش را دور ساخته اند.
از نگاه دیگر همه ما افراد نوع انسانی هستیم که بر یک فطرت و یک نوع از خلقت آفریده شده ایم . به همه ما عقل و فهم و فطرت داده شده و خدای ما و همه جهان هم یگانه است . حق هم یکی بیش نیست و غایت همه انسان ها هم آخرت و رسیدن به قرب خدا و بهشت و سعادت است. همه هم باید در مزرعه دنیا آخرت خود را آباد کنند. خدای یگانه برای هدایت بشر در برهه های گذشته که پراکنده و ارتباطات ضعیف بود ، پیامبران متعدد در نقطه های مختلف جهان مبعوث کرد. البته پیامبران غالبا بلکه اکثر قاطع آنان پیامبر تبلیغی بوده ، همگی تابع پیامبر اولو العزم زمان خود بودند . پیامبران اولو العزم هم به تعداد انگشتان یک دست بیش نبوده اند.
خوب به فرض،حضرت زرتشت یکی از پیامبران تبلیغی یا صاحب شریعت بوده که در ایران باستان مبعوث شده . شریعت ایشان که به احتمال قوی قبل از شریعت حضرت موسی بوده ،مانند شرایع بعدی نسخ شده است.امروز ضمن اعتقاد به نبوت ایشان و ارج و احترام قائل شدن به ایشان نمی توانیم تابع شریعت اش باشیم.
طبیعی است که وقتی یک حاکم یا بزرگی برای افراد تحت فرمانش در مناطق مختلف رهبرانی با دستور عمل هایی می فرستد، مردم تا زمانی می توانند به دستور فرستاده شده از طرف حاکم عمل کنند که امر جدیدتر نیامده باشد . وقتی دستور جدید آمد، به فرض که دستور العمل قبلی به طور کامل و سالم هم موجود باشد،باز نمی توان بدان عمل کرد چون دستور جدید که آمده، آن را از اعتبار ساقط کرده است، در حالی که الان کتاب زرتشت را کامل و سالم نداریم. چیزی که الان به عنوان "اوستا" و کتاب زرتشت وجود دارد، شامل قسمت هایی است که به اعتراف و اقرار همه اوستاشناسان بعد از زمان زرتشت نوشته شده ، هیچ سندیت و اعتباری به عنوان کتاب زرتشت ندارد . بر فرض که انتساب آن به زرتشت هم قطعی و صد در صد بود ، باز نمی توانستیم به آن عمل کنیم.
آیا می توانیم برای خدا تعیین تکلیف کنیم و بگوییم فقط به پیامبر و پیامبرانی ایمان می آوریم که همزبان مان باشند؟
آیا می توانیم بگوییم به پیامبران غیر فارسی زبان حتی اگر پیامبر تو هم باشند و تو اطاعت از آنان را خواسته باشی، ایمان نمی آوریم؟
مگر شیطان غیر این گونه بود که به آدم سجده نکرد، با این که خدا او را امر کرده و استدلالش این بود که آدم از جنس من یا از جنس برتر از جنس من نیست زیرا آدم از خاک است؟
ایا باید مثل شیطان بگوییم: فقط تابع پیامبرانی خواهیم بود که از جنس خودمان(فارس) یا از جنس برتر از خودمان( غیر عرب و مثلا اروپایی یا آمریکایی و...؛)باشند؟ آیا می توانیم بگوییم تبعیت از پیامبر عربی را نمی پذیریم حتی اگر دستور خدا باشد؟






