چرا پس از 1400 سال برای امام حسین عزاداری می کنیم(لطفا کامل توضیح دهید)
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
عزاداری برای کسانی که از دنیا رفته اند، امر منطقی و عقلانی است . سر گذشت اقوام گذشته نیز نشان می دهد اگر عزیزی از خانواده و یا یکی از شخصیت های مهم دنیا می رفت، مدت ها مردم برای آنان عزاداری می نمودند.البته شیوه عزاداری به حسب بافت فرهنگی تفاوت داشت. امروزه نیز همین فرهنگ وجود دارد. مردم برای عزیزان از دسته رفته و کشته شدن قهرمانان پاسداشت و مراسم می گیرند تا یاد و خاطره فداکاری آنان در تاریخ بماند و نسل های بعد از فداکاری آنان آگاه شوند.
عزاداری برای امام حسین (ع) نیز امر منطقی و مبتنی بر عقل و شرع می باشد، زیرا عزاداری برای امام تجلیل از فداکاری یک شخصیت جهانی است که همه زندگی خود و خانواده اش را فدای دین،فرهنگ عزت و ظلم ستیزی نمود. تجلیل از این شخصیت تجلیل از همه خوبی ها است ،افزون بر آن عزاداری برای امام حسین (ع) فواید و آثاری دارد که به خاطر آن بر این امر تاکید شده است، چنان که معصومان (ع) هم خود برای امام حسین (ع) عزا داری و هم دیگران را به این امر سفارش می کردند، بایسته است فلسفه عزاداری مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد .
عزاداری برای حسین بن علی (ع) و یاران مظلومش دارای آثار و فواید فراوانی است از جمله:
الف. محبت و دوستى
قرآن و روایات، دوستى خاندان رسول اکرم(ص) را لازم دانسته است.(1) دوستى لوازمى دارد. دوستدار صادق، کسى است که شرط دوستى را - چنان که باید و شاید - به جا آورد. یکى از مهمترین لوازم دوستى، همدردى با دوستان در مواقع سوگ و اظهار سرور و شادی در شادى آنان است. از این رو در احادیث، بر برپایى جشن و سرور در ایام شادى اهلبیت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکید فراوان شده است. على(ع) مىفرماید:شیعه و پیروان ما در شادى و حزن ما شریکند. دارایی و جان خویش را در راه ما بذل می کنند،آنان از ما هستند و بازگشت شان به سوی ما است. (2). امام صادق(ع) نیز فرمود: شیعیان ما پارهاى از وجود ما هستند و از زیادى گل ما آفریده شدهاند؛ آن چه که ما را بدحال یا خوش حال مىسازد، آنان را بدحال و خوش حال مىگرداند. (3)
بر این اساس وظیفه عقلانى و شرعى، ایجاب مىکند که در ایام عزادارى اهلبیت(ع)، حزن و اندوه خود را به «زبان حال» یعنى با اشک، آه ، ناله و زارى... مانند افراد غمزده اظهارنمایم، چنان که امام سجاد (ع) چنین می نمود .امام رضا (ع) به ریان بن شبیب، که روز اول محرم به محضر حضرت شرفیاب شد، فرمود : ای پسر شبیب! اگر بر مصیبتی گریه می کنی، بر حسین بن علی گریه کن چون که آن بزرگوار را همانند گوسفند سر بریدند و همراه او هیجده تن از اهل بیت او -که در زمین
همانندی نداشتند- به شهادت رسیدند. در حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش. (4)
ب. انسانسازى:
از آن جا که در فرهنگ شیعى، عزادارى باید از سر معرفت و شناخت باشد؛ همدردى با آن عزیزان، در واقع یادآورى فضایل، مناقب و آرمانهاى آنان است . بدین شکل، آدمى را به سمت الگوپذیرى از آنان سوق مىدهد. فردى که با معرفت در مجالس عزادارى، شرکت مىکند، شعور و شور و شناخت و عاطفه را درهم مىآمیزد . در پرتو آن، انگیزهاى قوى در او پدیدار می گردد. هنگام خروج از مراسم عزادارى مانند محبى مىشود که فعّال و شتابان به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است.
ج. جامعهسازى:
هنگامى که مجلس عزادارى، موجب انسانسازى گشت، تغییر درونى انسان به عرصه جامعه نیز کشیده مىشود. آدمى مىکوشد تا آرمانهاى اهلبیت(ع) را در جامعه حکمفرما کند. به بیان دیگر، عزادارى بر اهلبیت(ع) با یک واسطه زمینه را براى حفظ آرمانهاى آنان و پیاده کردن آن ها فراهم مىسازد. به همین دلیل مىتوان گفت: یکى از حکمتهاى عزادارى، ساختن جامعه بر اساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.
د. انتقال دهنده فرهنگ شیعى به نسل بعد: کسى نمىتواند منکر این حقیقت شود که نسل جدید در سنین کودکى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهلبیت(ع) آشنا مىشوند. عزادارى و مجالس تعزیه، یکى از عناصر و عوامل برجستهاى است تا آموزههاى نظرى و عملى امامان -به ویژه امام حسین (ع) -به نسلهاى آینده منتقل شود. مراسم عزادارى، به دلیل قالب و محتوا، بهترین راه براى تعلیم و تربیت نسل جدید و آشنایى آنان با گفتار و کردار اهلبیت(ع) است.
هـ. زنده نگه داشتن و ترویج دائمی مکتب:
احیا و زنده داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه داشتن و ترویج دائمی مکتب قیام و انقلاب در برابر طاغوتها و تربیت کننده و پرورش دهندة روح حماسه و ایثار است.گریه بر مصائب سالار شهیدان باعث زنده نگه داشتن نهضت حسینی است. چنان که به اسارت رفتن خاندان امام باعث پایمال نشدن خون شهیدان کربلا شد. در اثر رساندن پیام امام به مردم کوفه و شام توسط امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) نهضت عاشورا به ثمر نشست.
گریستن در سوگ شهدای کربلا، تجدید بیعت با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذیه فکری و روحی با این مکتب است. اشک ریختن نوعی بیعت و امضا کردن پیمان و قرارداد دوستی با سید الشّهدا و ابراز انزجار و تنفّر از قاتلان حضرت است. از این رو ائمه(ع) به گریستن بر مظلومیت شهدای کربلا تأکید کرده اند. برای گریه بر مصیبتهای امام حسین(ع) ثوابها و فضیلتهای فراوان ذکر کرده و فرمودهاند که چشم گریان بر کربلائیان، چشمه فیض خدا است،(5) زیرا اشک ریختن در عزای حسین(ع) نشانه پیوند قلبی با اهل بیت(ع) و سیدالشّهدا(ع) است. اشک، دل را سیراب میکند، عطش روح را برطرف میسازد، نتیجه محبتی است که نسبت به اهل بیت حاصل میشود. نیز نشانه همدلی و هماهنگی روحی با ائمه اطهار(ع) است. قلبی که مهر حسین(ع) داشته باشد، بی شک به یاد مظلومیت و شهادت او میگرید.
به تعبیر شهید مطهری «گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح وی و موافقت با نشاط و حرکت او است».(5) گریه در فرهنگ عاشورائیان سلاح همیشه برّانی است که فریاد اعتراض به ستمگران را دارد. اشک زبان دل است و گریه فریاد عصر مظلومیت، رسالت اشک نیز پاسداری از خون شهید است. به تعبیر حضرت امام خمینی(ره) «گریه کردن در عزای امام حسین، زنده نگهداشتن نهضت است. گریه بر مظلوم، فریاد مقابل ظالم است».(6)
آثار و برکات مخصوص زمان خاصی نیست و تا دنیا باقی است،وجود دارند .
پی نوشت ها:
1 .شورى (42)، آیه 23، هود (11)، آیه 29.
2.بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، علامه مجلسى ، ج10 ، ص 114،چ اسلاميه.
3 .همان ، ج64، ص76 .
4. شيخ صدوق أمالي الصدوق، ،اعلمى، ص130.
5. مرتضی مطهری، شهید (ضمیمه قیام و انقلاب مهدی) ص 124.بی تا.
6. امام ،صحیفه نور، قم، موسسه تنظیم و نشر آثار امام ، ج 8، ص 70 .






