من در زندگی بسیار پر تلاش و با استعدادم ولی همواره کمتر از استحقاقم نصیبم می شود و در سختی و رنج و تنهایی به سر می برم .آیا راه حلی هست ؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در عنوان پرسش تان نوشته اید طلسم و این نشان می دهد که شما فکر می کنید علت این که در سختی هستید این است که طلسم شده اید ولی این فکر بسیار بعید است. باید بدانید همه انسان ها در زندگی در سختی های مختلف به سر می برند و این بالا و پایین شدن ها در زندگی برای همه وجود دارد و این سختی ها می تواند حکمت های متعددی داشته باشد.
به طور کلی از نظر اسلام بلاها و سختی ها ، دارای علت‌ها و حکمت‌های مختلفی می‌باشد که عبارتند از:
حکمت اول:
آزمایش:
خداوند در آیات متعددی از قرآن علت وقوع برخی بلاها را آزمایش معرفی می‌کند : «وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً»؛(1) «... و شما را با بدی‌ها و خوبی‌ها آزمایش می‌کنیم...».
حکمت دوم :
عذاب و جزای اعمال بد افراد:
برخی از بلاهایی که برای جامعه یا فرد اتفاق می‌افتد، عذاب الهی می‌باشد. قرآن کریم داستان عذاب شدن اقوام گذشته مثل عاد و ثمود و لوط و ... را ذکر کرده است. اما در این باره لازم است نکاتی را ذکر کنیم:
1. قرآن کریم زمینه‌ساز عذاب را خود انسان معرفی می‌کند : «هر مصیبتی به شما رسد ،به خاطر اعمالی است که انجام داده‌اید. بسیاری را نیز عفو می‌کند».(2)
2. این لطف خداست که ما را به عذاب دنیوی (که هم از نظر زمان و هم کیفیت اندک است ) عذاب کند و ما را از عذاب آخرت که آسمان و زمین طاقتش را ندارند ،نجات دهد.
حکمت سوم :
ترفیع درجه و اجر و ثواب:
انسانی که به دنیا آمده تا درجات قرب را بپیماید و اجر و ثواب تحصیل کند و آماده‌ی سفر آخرت شود ،خداوند او را به بلا و مشکلاتی مبتلا می‌کند تا او صبر نماید و خداوند به او درجات و پاداش‌های زیاد بدهد: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (3)
«و قطعاً [همه‏] شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در ثروت‏ها و جان‏ها و محصولات، آزمایش می‏کنیم؛ و به شکیبایان مژده ده».
از امام باقر(ع) حکایت شده: «اگر مؤمن می‌دانست که خداوند در مقابل این بلاها چه اجری به او می‌دهد، آرزو می‌کرد گوشت‌های بدنش را قیچی می‌کردند تا او به اجر آن برسد».(4)
حکمت چهارم :
تطهیر از گناه:
خداوند بعضی از بندگان مومن خود که در دنیا گناهان و خطاهایی انجام داده‌اند، به واسطه لطفی که به آن ها دارد، در دنیا با مبتلا شدن به مشکلات و گرفتاری‌ها پاک می‌نماید تا مرگ، راحتی آن ها باشد.
از امام باقر (ع) حکایت شده:
«هر گاه خدا بخواهد بنده‌ای را گرامی بدارد، در حالی که گناهانی دارد، او را مریض می‌کند تا پاک شود؛
اگر به واسطه‌ی شدت گناه پاک نشد ،او را حاجتمند می‌کند.
اگر باز پاک نشد ،هنگام جان دادن بر او سخت می‌گیرد تا پاک شود». (5)
نکات قابل توجه:
1. با توجه به این موارد می فهمیم که علت سختی ها و رنج هایی که انسان متحمل می شود طلسم شدن نیست. بلکه علت های مختلفی دارد.
2. حکمت‌هایی که برای بلاها گفته شده است کلی می‌باشد. یعنی کسی نمی‌تواند بگوید: فلان بلا یا حادثه کدام یک از علت‌ها را داشته مگر اولیای الهی؛ شاید علت مخفی بودن راز و علت بلاها این باشد که انسان‌ها نه به خود مغرور شوند و بگویند: ما از خوبان هستیم و خدا با این بلاها می‌خواهد درجه و مقام به ما بدهد ... و نه ناامید شوند و بگویند: ما دیگر از رحمت خدا دور شده‌ایم، خدا ما را می‌خواهد عذاب کند که این بلاها را برای ما فرستاده است.
با این حال اگر حیران ماند و نتوانست تشخیص دهد که علت گرفتاری‏ها و یا نعمت‏ها چیست ،دستور داریم که در حالت «خوف» و «رجا» باشیم تا مسیر کمال را بهتر طی کنیم.
3. با توجه به دانستن این حکمت ها می توانیم بفهمیم که چرا بعضی مشکلات با دعا در مدت کوتاهی برطرف نمی شود چرا که زمان آزمایش و یا زمان تطهیر از گناهان و ... ممکن است بیشتر از زمانی باشد که ما فکر می کنیم.
4. علت و فلسفه بلا هر چه باشد ،جز خیر و حق چیزی نیست ،چرا که یا برای آزمایش است ،پس زمینه‌ای برای رشد ماست و خیر محض می‌باشد؛ یا اینکه برای پاک شدن یا بالارفتن درجه یا هشدار به انسان‌ها ... که همه برای ما خیر است، و از روی رحمت و به صلاح آدمی است؛ اگر برای عذاب هم که باشد، اولاً پس از مهلت زیاد و بخشش فراوان و همچنین بعد از اتمام حجت بوده است.
5. توصیه می کنم در این مشکلات همراه با دعا و توسل و توکل با افراد عاقل و با تجربه راه حل مناسب برای برون رفت از مشکلات را پیدا کنید چراکه در بعضی موارد علت مشکلات کم تدبیری و عدم مشورت و دوراندیشی خود ما است
پی‌نوشت‌ها:
1. انبیا، آیه 35 و همچنین آیات دیگر مانند: بقره (2)آیه 155.
2. شوری (42) آیه 30.
3 . بقره ، آیه 155.
4 . بحارالانوار، ج 67، ص 24.
5 . حسن بن ابى الحسن ديلمى، أعلام الدين، مؤسسه آل البيت (ع) قم، 1408 هجرى قمری، ص 433.