سلام اینکه گفته میشود که عشق حقیقی فقط عشق به خدا است پس عشق مادر به فرزند و زن و شوهر و...در واقع وجود ندارند؟

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط­تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
كلمه «عشق» در اصل از مادّه «عشقة» است، «عشقة» نام گياهى است كه در فارسى به آن «پيچك» مى‏گويند. به هر چيز برسد دور آن مى‏پيچد و آن را محدود و محصور مى‏كند و در اختيار خودش قرار
مى‏دهد.(1)
محبت وقتی جنبۀ زیادت و افراط پیدا کند، از آن تعبیر به عشق می کنند . خداوند نیز در قرآن از آن تعبیر به " أَشَدُّ حُبًّا" نموده است.(2)
اساس آفرينش جهان ، عشق حق تعالی به جمال و جلوه خويش است ، زيرا دوستي ذات ، يكي از اسباب عشق است. خداوند نيز به عنوان برترين موجود به دليل عشق به ذات و جلوه جمالش جهان را پديد آورد و فرمود: «كنت كنزاً مخفياً فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكي اعرف ; گنج پنهاني بودم كه دوست داشتم شناخته شوم , پس آفريدگان را آفريدم تا شناخته شوم ». (3)
گنج مخفي بد ز پري چاك كرد خاك را روشن تر از افلاك كرد
بنابراين نخستين كسي كه عشق ورزيد، خدا بود. (4)
محبت و عشق نیز در تمام وجودات جریان دارد،منتها اصل محبت ذاتاً از آن خدا است. به تبع آن محبت به سایرین است.یعنی در واقع چون انسان، خدا را دوست دارد، آثار آن را هم دوست دارد. بین آثار آن اثری را که با او نسبت و نزدیکی دارد، بیش تر دوست دارد. دوستی و محبت را هم خدا به عنوان موهبت الهی در دل او به ودیعه گذاشته ، مثلا در مورد محبت زن و شوهر فرموده:« وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْم؛ ميان شما دوستى و مهربانى نهاد».(5)
با زبان حال این شعر سعدی را مترنم است که:
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست‏
ابوطالب مکی در کتاب " قوت القلوب" مطلب جالبی در مورد محبت به خدا و دیگران دارد:
« هیچ گاه محبت پدر و مادر با فرزند را نمی شود انکار کرد، زیرا خداوند نصیب و بهره ای از محبت در قلب ها قرار داده ،به خاطر همین محبت زن و شوهر را نسبت به یکدیگر و محبت مصالح دنیا و ...را در دل ها قرار داده،اما باید توجه داشت که همۀ محبت ها به یکدیگر و به اطرافیان با محبت خدا فرق می کند ،زیرا جایگاه محبت به خدا در موضع ایمان و قلوب است و محبت به غیر خدا جایگاهش در عقل است». (6)
اگر ما قوای انسان را به قوای مادی و خیالی و عقلی و فوق عقل تقسیم کنیم ،محل و جایگاه محبت به زن و فرزند و پدر و مادر و... در عقل است. اما جایگاه محبت به خدا در مرتبه ای بالاتر از عقل که محل نور ایمان است، قرار دارد.
محبت ها منافاتی با یکدیگر ندارد. هر کدام در جای خود و در طول محبت به خداست.
برای مطالعه بیش تر به کتاب :
مجموعه آثار شهید مطهری، ج 3 از ص 499تا 611
و اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی مراجعه نمایید.
پی نوشت ها:
1.شهيدمطهرى،مجموعه‏آثار،انتشارات صدرا، تهران، 1378ش،ج‏3، ص: 503.
2.بقره(2) آیه 165.
3.سخاوي , مقاصد الحسنه , چاپ هند, ص 153.
4. ابوالحسن ديلمي ; عطف الائلف المائلوف علي اللام المعطوف , تحقيق و مقدمه , ج . ك . قاديه , مطبعه المعهد العلمي الفرنسي للاذثار الشرقيه , قاهره , 1962 م , ص 28.
5.روم(30) آیه 21.
6. ابوطالب مكى،قوت القلوب، دار الكتب العلمية ، بيروت،1417 ه،ج 2،ص 114.