پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در نگاه کلی، هر دو به یک معنا هستند؛ اما با نگاه دقیق، تفاوتی با یکدیگر دارند.
فطرت، چیزی است که انسان از آن نشأت گرفته و غریزه، طبیعت و امیالی است که درون انسان قرار دارد. این امیال و غرایز، متفاوت هستند.
بدون شك، همان گونه كه دلایل عقلى و منطقى به انسان جهت مىدهد، در درون جان او نيز كشش ها و جاذبههايى وجود دارد كه گاهى آگاهانه و گاه ناخودآگاه براى او تعيين جهت مىكند.
فلسفه وجودى آن ها همين است كه در مسائل حياتى، انسان هميشه نمىتواند به انتظار عقل و منطق بنشيند؛ چرا كه اين كار گاهى سبب تعطيل هدف هاى حياتى مىشود؛ مثلا اگر انسان براى خوردن غذا يا آميزش جنسى، بخواهد از منطق"لزوم بدل ما يتحلل" و "لزوم تداوم نسل از طريق توالد و تناسل" الهام بگيرد و طبق آن حركت كند، بايد مدت ها پيش از اين، نوع او منقرض شده باشد؛ ولى غريزه و جاذبه جنسى از يك سو، و اشتها به تغذيه از سوى ديگر، خواه ناخواه او را به سوى اين هدف مىكشاند و هر قدر هدف ها حياتىتر و عمومىتر باشد، اين جاذبهها نيرومندتر است.
ولى بايد توجه داشت كه اين كشش ها و جاذبهها، بر دو گونه است: بعضى ناآگاه است؛ يعنى نياز به وساطت عقل و شعور ندارد؛ همان گونه كه حيوان بدون نياز به تفكر، به سوى غذا و جنس مخالف جذب مىشود.
اما گاهى تأثير آن به صورت آگاهانه است؛ يعنى اين جاذبه درونى در عقل و انديشه اثر مىگذارد و او را وادار به انتخاب طريق مىكند.
معمولا قسم اول را "غريزه"، و قسم دوم را "فطرت" مىنامند. (1)
پی نوشت:
1. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش، ج 16، ص 423.






