با سلام من میخواستم من را راهنمایی کنید کتابی معرفی کنید یا هر راه حلی که دارین . من خیلی سردرگمم واقعا نمی دونم هر زمان کدوم کار درسته میدونم فلان کار خوبه اما وقتی انجام میدم میفهمم که شاید جاش نبوده . دوست دارم بدونم اگر ائمه بودن کدوم کار را میکردن به هر کتابی هم اعتماد ندارم . لطفا من را راهنمایی کنید. با تشکر
پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
سؤال مبهم است . دنبال چه هستید و چه کاری انجام می دهید و کدام کار می خواهید درست باشد؟
دلى كز معرفت نور و صفا ديد ز هر چيزى كه ديد، اول خدا ديد
انسان به نيروى عقل صاحب عشق مىشود . به پرتو عشق به عرفان مىرسد . عرفان معرفت اللّه است كه غرض از آفرينش است . جان تمام علوم و غايت همه معارف است. هم به عقل احتياج داريم و هم به نقل و هم به معرفت.
اگر سوال در مورد کسب معرفت و خود شناسی است :
خودشناسی ارزشمندترین شناخت ها است. شناخت انسان در شناخت خدا نقش مهمّی دارد . خودشناسی راهی به سوی خداشناسی است. امام علی (ع) می فرماید : "من عرف نفسه فقد عرف ربّه"(1) . انسان تا به خودش آگاهی و شناخت نداشته باشد، به خدا که خالق اوست نمی رسد، حضرت مولا علی (ع) می فرمایند :
در یکی از اشعار منسوب به امیرالمؤمنین آمده : أتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر؛ گمان میکنی جسم کوچکی هستی، در حالی که این گونه نیست، بلکه درونت عالم بزرگی نهفته است.(2)
انسان با خودشناسی به قابلیتها، توانمندیها، تحولات و ویژگیهای فطری و غیر فطری خود پی برده، ضعف، فقر، نیازمندی و تعلق به قدرت لایتناهی پروردگار را در خود حس خواهد کرد، این مقدمهای برای سلوک عملی و رفتن به سوی خدا و کمال مطلوب خواهد بود.
در این زمینه به دو نوع مطالعه نیاز است :
ا ) مطالعه علمی از طریق مطالعة کتابهایی که در مورد خصوصیات جسمی و روحی انسان و شناخت چشم، گوش، پوست، مغز، اعصاب، قلب، سلولها، استخوانها و... نوشته شده است.
ب ) مطالعه عینی:
یعنی تفکر و تامل در وجود خویشتن , شناخت معایب و محاسبه نفس . هر چه آدمی بیش تر در خود فرو رود و به اخلاق و کردار خود بیندیشد, بیش تر خود را خواهد شناخت. انسان چون طبیبی حاذق باید بیماری های نفس خویش را دریابد. با مهارت و جدیت به درمان آن بپردازد.
خودشناسی که به خدا شناسی می رسد، به چند صورت است :
1- انسان خود را از ابعاد مادی و ظاهری بررسی کند.
وقتی می بیند که بدنش از چه سلول های ظریف و حساسی ساخته شده و یا چگونه بدنش دقیق و منظم کار می کند و یا اینکه چگونه انسان خلق شده، پی به عظمت خالق و صفات بی همتای خداوند می برد . خدا را از نظر صفات کمالی و جلالی شناخته است.
2- انسان خود را بشناسد که برای چه و به چه عنوانی خلق شده است.
وقتی انسان به این نتیجه برسد که خلق نشده که عبث باشد و فقط مشغول به دنیا باشد، بلکه هدف خلقت امری بالاتر از این بوده است، دید خودش را نسبت به خدا عوض می کند . می فهمد که خدا چیست و کیست و از او چه انتظاراتی دارد . باید در مقابل خداوند چگونه عمل کند، یعنی خداشناسی حقیقی. اگر خدا را نشناختیم، باید در شناخت خود شک کنیم.
3- پس از آگاهی از سرآغاز و مرحله اولیه سیر وجودی خود، میتوانیم به معرفت آفرینندة خود دست یابیم، زیرا انسان وقتی خود را موجودی ضعیف و حقیر دانست و وابستگی خویش را به قدرتی لایزال احساس کرد، راهی به سوی معرفت خدا، فرا روی او باز میشود.
4- انسان با آگاهی از درون خود و نیازهایی که در درون دارد و گرایش های درونی خود، به خدا خواهد رسید.
یکی از گرایش های درونی انسان، گرایش به کمال مطلق است، به همین خاطر انسان به هر چیزی که می رسد، پس از مدتی از آن دلزده شده و می خواهد به چیز بالاتر برسد. به همین ترتیب انسان درون خود به این حقیقت می رسد که به دنبال نامتناهی و نامحدود است. اگر قدرت می خواهد، به دنبال قدرت برتر و نامحدود است. اگر ثروت، به همین شکل. هر چیزی را که طلب می کند، می خواهد بهآخرین حد آن برسد و آخرین حد همه چیز خدا است. وجود نامحدود و نامتناهی و کمال نامتناهی خدا است. اگر چه بسیاری از انسان ها از این حقیقت غافل اند.
یکی دیگر از راه های خود شناسی راه اصلاح نفس و تهذیب اخلاق و پرورش ملکات والای انسانی است . انسان از این طریق به کرامت نفس و عظمت خلقت بزرگ الهی و اهمیت روح آدمی که پرتوی از انوار الهی است ، پی میبرد . از همین راه خالق خویش را شناخته و مسیر عبودیتش را طی مینماید .
بنابراین منظور از خودشناسی، شناخت همه جانبه و واقعیت های درونی و گرایش ها و نیازهای واقعی درون است، نه شناخت ظاهری و شناختن بعضی از ابعاد و شناخت ناقص. اگر شناخت واقعی حاصل شود، خداشناسی نیز حاصل خواهد شد.
پی نوشت ها:
1 .غرر الحکم ، ج 5 ، ص 194 ، مادة عرف.
2. الاربعین، الشیخ الماحوزی، تحقیق: سید مهدی رجائی، ص 281، چ امیر.






