سلام دوستاني دارم كه تحصيلات عاليه دارند و تاحدودي نيز به مسائل ديني مقيد هستند. ايشان چندين بار به مسئله نماز و روزه مسافر ايراد گرفته اند و معتقدند حكم فوق مربوط به دوران قديم بوده و در حال حاضر كه ميتوان هزاران كيلومتر را در عرض چند ساعت پيمود دليلي براي شكسته خواندن نماز و نگرفتن روزه نيست. چرا كه در زمان قديم چون مسافرت مشقت داشت پيامبراسلام براي به زحمت نيفتادن مومنين اين احكام را ابلاغ كردند و حالا كه چنين مشقتي وجود ندارد ميتوان در مسافرت نماز را تمام خواند و روزه را هم گرفت. هر چند مسافرت كمتر از 10روز باشد. لطفا اينجانب را جهت ارائه دليل كاملا" قانع كننده به ايشان راهنمائي فرمائيد. با تشكر و التماس دعا.

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز.
برای ارائه یک جواب کامل در خصوص این مساله ، بیان مقدماتی نسبتا مبسوط ضروری است که امیدواریم از ذکر آن خسته نشوید ؛ در نگاه دقیق علمی دلیل یک امر غیر از حکمت آن خواهد بود ؛ اینکه هر کاری را با دلیل انجام می دهید، امر بسیار درستی است، چنان که همه این گونه اند . ممکن نیست که انسان کاری را بی دلیل انجام دهد. اما اینکه به چه دلیلی خداوند تکالیف را برای ما تدوین نموده و به علاوه چه حکمت هایی در این عمل نهفته ، چیزی غیر از دلیل عمل نمودن ما به آن هاست .
همه ما به خاطر دلیلی خاص به انجام عبادات و تکالیف دینی می پردازیم ، اما این دلیل با دلیل و فلسفه واجب شدن تکالیف از طرف خداوند متفاوت است ؛ پدری به فرزندش می گوید که از این به بعد قبل از غروب آفتاب در منزل باش ؛ دستور پدر به دلایل مختلفی انجام گرفته که اصلی ترین آن ها تربیت شدن فرزند و توانایی مدیریت خود و تمایلات خود است .
البته دستور پدر حکمت ها و فوائد دیگری هم خواهد داشت مانند جلوگیری از آسیب های احتمالی فرزند، تقویت روابط اعضای خانواده ،تلاش برای حل مشکلات فرزند در جمع خانواده و... ؛ اما عمل کردن فرزند به دستور پدر تنها یک دلیل اساسی دارد و آن اینکه چون پدر دستور داده، باید حرمت او را نگه داشت . از دستور او سرپیچی نکرد؛ در نتیجه به حکم عقل فرزند خود را ملزم به رعایت دستور پدر می بیند ،هرچند نه به علت اصلی دستور پدر آگاه باشد و نه به حکمت ها و فوائد مختلف آن .
ما بر اساس اصول کلی و مبنایی دین خود می دانیم که خداوند حکیم هیچ گاه دستوراتی بی فائده و غیر حکیمانه برای ما وضع نمی کند . هر آنچه خداوند دستور می دهد یا از آن نهی می کند، دارای مصلحت یا مفسده ای است که در نگاه کلان نفع رعایت آن به خودمان بر می گردد. اتفاقا در منابع دینی هم برخی از منافع که حکمت های اوامر و نواهی خداوند محسوب می شوند، بیان شده است .بسیاری از این امور هم به کمک عقل و پیشرفت های پزشکی به روشنی به اثبات رسیده است .
اما در عین حال دلیل اصلی عمل ما به دستورات و رعایت نکات شرعی، نه رسیدن به فوائد و آثار آن هاست و نه چیزی دیگر، در واقع چه متوجه آثار و ثمرات دستورات بشویم و چه نشویم ، به یک دلیل مهم و اصلی خود را ملزم به عمل به آن ها می دانیم و آن ضرورت تعبد و تسلیم بودن در این زمینه است.
تعالیم دینی ما به این حقیقت اشاره کرده اند که اگر چه در پس تمام احکام الهی، مصالح واقعی، نهفته که در راستای سعادت دنیوی و اخروی انسان ها فراهم ‌آمده ، اما برای ما انسان ها تنها دلیل و انگیزه برای رعایت دقیق اعمال عبادی و ضوابط شرعی ، تسلیم بودن در برابر خداوند است ؛ حقیقتی که در برخی روایات حقیقت اسلام خوانده شده : «الاسلام هو التسلیم؛(1) حقیقت اسلام تسلیم بودن است».
در نتیجه همه آثار و نتایج و ثمراتی که ممکن است بر انجام عبادات و رعایت ضوابط دینی مترتب باشد، در نتیجه روح تعبد و تسلیم حاصل خواهد شد؛ امام علی علیه السلام همین حقیقت را در قالب جمله ای زیبا در نهج البلاغه مورد اشاره قرار داده اند؛ ایشان در توضیح فلسفه حج می فرمایند:
«مگر نمی بینید خداوند انسان ها را از زمان آدم تا انسان های آخرین این جهان با سنگ هایی که نه زیان می رسانند و نه نفع می بخشند، نه می بینند و نه می شنوند، آزمایش کرده، این سنگ ها را خانه محترم خود قرار داده و آن را موجب پایداری و پا برجایی مردم گردانیده است؟!
سپس آن را در پر سنگلاخ ترین مکان ها و بی گیاه ترین نقاط زمین؛ کم فاصله ترین دره ها قرار داد... این آزمونی بزرگ؛ امتحانی شدید و آزمایشی آشکار و پاکسازی و خالص گردانیدنی مؤثر است که خداوند آن را سبب رحمت و رسیدن به بهشتش قرار داد».(2)
کعبه و واجبات حج با همه تعالیم آسمانی و احکام پر رمز و راز و پر حکمت خود در نگاه امیرالمومنین ابزاری برای آزمایش انسان هاست؛ پس باید دانست که هرچند در دستور و فرامین حج حقیقت های بسیاری وجود دارد که بسیاری برای ما آشکار است اما اگر هیچ یک از حقایق بر ما روشن نبود، باز حقیقت حج به عنوان یک آزمون بزرگ برای مومنان ،عین دستور حکیمانه و مصلحت آمیز خداوند محسوب می شد.
حکمت و مصلحت در دستور خداوند یا در خود اعمال است و یا در پایبندی ما در انجام آن ها ؛ تسلیم و تبعیت ما در انجام دقیق دستور خداوند بهترین و برترین آثار و برکات را برای ما به همراه خواهد داشت ؛ هرچند یقین داریم از آن جا که خداوند حکیم مطلق و عالم به همه مصالح و مفاسد عالم و همه نیازمندی های روح ما است، در راستای تعیین و وضع قوانین و دستور دینی، بهترین و مناسب ترین دستور و فرامین را برای ما قرار می دهد تا آثار و برکات آن به طور مستقیم نصیب ما گردد.
البته با بررسی منایع دینی و به کمک عقل بسیاری از حکمت های عبادات جمع آوری شده، اما چون حکمت بسیاری از جزئیات و فروع احکام و دستورات دینی واقعا برای ما روشن نیست،نباید هم انجام دستورات دینی را مترتب بر وجود این مصالح و منافع نمود و در مورد فلسفه احکام به دنبال "دلیلی که با عقل جور در بیاید" بود .

بعد از این مقدمه و البته لازم باید گفت :
از آیاتی که درباره ‌نماز و روزه نازل شده ،استفاده می شود که این احکام از مسافر، به جهت آسان گرفتن و آسایش وی بوده . در قرآن کریم آمده است:
«...فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ ؛(3) پس هر کس ماه رمضان در شهر و وطن خود باشد، باید روزه بگیرد . هر کس بیمار یا مسافر باشد، در ایّام دیگر روزه بگیرد. خدا آسانی را برای شما اراده کرده و مشقت و سختی را از شما نخواسته است...».
در مورد نماز آمده است : «وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ ....(4)؛ هنگامی که سفر کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه بخوانید».
در روایاتی هم وارد شده که کوتاه خواندن نماز در سفر یک نوع تخفیف الهی است . ادب اقتضا می کند که انسان این تخفیف را رد نکند و نسبت به آن بی اعتنایی به خرج ندهد.
در روایات اهل سنت از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده که در باره نماز قصر فرمود: «صدقة تصدق الله بها علیکم فاقبلوا صدقته ؛(5) هدیه ای از خداوند است. آن را بپذیرید ».
نظیر این حدیث از طریق شیعه نیز آمده است. امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل می کند: «افطار در سفر و نماز قصر از هدایای الهی است. کسی که از این کار صرف نظر کند، هدیه الهی را رد کرده است».(6)
امام صادق(ع) فرمود: «خدا بر مریض و مسافر بخشش کرده که روزه نگیرند. آیا پسندیده است که بخشش خدا برگردانده شود؟!‌»(7)
در هر حال نباید فراموش کرد که ملاک در قصر و اتمام و افطار روزه، خستگی و عدم آن نیست، گرچه سفر حتی با وسایل سریع السیر نیز خالی از خستگی نیست ،به خصوص با توجه به این که دوری از وطن برای انسان خستگی و ملالت روحی به دنبال دارد که این امر ارتباطی به مدت و وسیله مسافرت ندارد .
البته برخی قرائن نشان می دهد که این ، تنها عامل نمی باشد،‌زیرا کسی که با خستگی زیاد به مقصد رسیده، ‌در همان زمان که به مقصد می رسد، اگر قصد اقامت ده روزه کند، ‌نمازش تمام است . روزه هم در شرایط وجوب، واجب خواهد بود. پس ملاک تمام در سقوط روزه و شکسته شدن نماز تنها خستگی نیست .

پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه ، کلمات قصار .125 نشر موسسه امیر المومنین، قم، 1380ش.
2 همان ، ص115 ، خطبه191 .
3. بقره(2) آیه 185.
4. نسا(4) آیه 101.
5. سنن بیهقی، نشر مصر ، 1348 ش، ج3 ،ص134.
6. حر عاملی، وسایل الشیعه، نشر دارالاحیا التراث العربی، بیروت، 1412 ق، ج 5، ص 540 .
7. وسائل الشیعه، ج 7، ص 124.