با سلام و خسته نباشید
می خواستم بدونم دلیل برخی از فقها برای باطل دونستن عقد معلق چیه آیا اینکه برخی از حقوقدانان قائل به تفکیک بین « انشا » و « منشا » شده اند صحیح است یا خیر؟
با تشکر.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی و مذهبی
فقها عقدی را که معلق باشد، نمی پذیرند و قابل قبول نمی دانند و می فرمایند عقد باید منجز باشد و برای آن ادله ای ذکر کرده اند:
1. تعليق در انشاء، محال است؛ چون انشاء، همان ايجاد است؛ هر چند در عالم اعتبار. ايجاد و وجود هم يكى است و نمىتوان ايجاد يا وجود را معلّق كرد؛ چون ايجاد و وجود يا هست يا نيست و معلّق كردن، معنا ندارد؛ به عبارت ديگر، همان گونه كه وجودات تكوينى قابل تعليق نيست و این که خداوند چيزى را معلّقاً ايجاد كند، معنا ندارد، وجودات تشريعه انشائيّه اعتباريّه هم تعليق بردار نيست و از همين جا است كه مرحوم شيخ انصارى در بحث واجب مشروط و معلّق مىفرمايد که واجب مشروط به واجب معلّق بر مىگردد. واجب مشروط آن چيزى است كه در موقع انشا قيدش در وجوب بيفتد؛ مثلاً: ان استطعت فحجّ.
2. در بين عقلا مرسوم است كه عقد را به صورت قطعى مىخوانند؛ نه به صورت معلّق؛ چون تعليق يا بر امر معلوم است يا بر امر مشكوك. اگر تعليق بر امر معلوم باشد كه لغو است؛ امّا اگر تعليق بر امر مجهول و مشكوك باشد، عقلاً عقود را مجهول و مشكوك نمىكنند و به همین جهت، شارع معاملات غررى را باطل دانسته و عقلا نيز آن را باطل مىدانند.
ممكن است كه بالاتر بگوييم؛ يعنى بگوييم بر عقد تعليقى عنوان عقد صدق نمىكند؛ چون عقد، يعنى چيزى كه گره خورده باشد و در چنين موردى چيزى گره نخورده و پا در هوا است؛ در حالى كه عقد، در واقع، معاهده محكم است.
3. تخلف انشا از منشأ:
در اين جا بعضى براى اشتراط تنجيز دليل دیگری هم اقامه كردهاند كه به نظر ما درست نيست. دليل اين است كه اگر تعليق در انشا جايز باشد، تخلّف انشا از منشأ مىشود.
توضيح آن این که:
انشا، به معنای ايجاد است كه با وجود همراه است. در واقع، وجود يك ايجاد و يك حركت است. بنابراين، هر كجا ايجاد بود، وجود هم بايد باشد؛ هر كجا انشا بود، منشأ هم بايد باشد. حال در این جا معلّق شده و گفته مىشود: «زوجتك نفسى اذا كان يوم الجمعة». معناى «اذا كان يوم الجمعة» اين است كه عقد و منشأ، روز جمعه است؛ زوجيت، روز جمعه است؛ اما ايجادش امروز است. مگر امكان دارد ايجادش امروز و وجودش يوم الجمعه باشد. اين با حقيقت ايجاد نمىسازد؛ البتّه اين تعليق بر امور مستقبله است؛ وگرنه تعليق بر امور حاليّه اين اشكال را ندارد.
جواب: طبق مبناى ما، ايجادى كه عقد معلّق است، ايجاد على فرض است؛ نه ايجاد مطلق، و در آن فضاى فرض، خودش ايجاد مىكند. بنابراين، الآن وجود مطلقى پيدا نكرده است و وقتى اين فرض محقق شد، وجود و ايجاد محقق مىشود. پس هم ايجاد، يوم الجمعه است و هم وجود؛ چون ايجاد بعد از يك پيش فرض است؛ نه به طور مطلق. اما طبق مبانى ديگران كه اين تعبيرات را ندارند، مىگويند فرض ما اين است كه انشا، معلّق است كه در اين صورت، ايجاد هم معلّق است؛ كلاهما متلازمان. (تعليق را هرچه كه معنا كنند) شما ايجاد را مطلق مىكنيد و وجود را معلّق مىگيريد. اين درست نيست؛ چون هم ايجاد معلّق است و هم وجود. اگر وجود استقبالى باشد، ايجاد هم استقبالى است؛ نه اين كه ايجاد حالى و وجود استقبالى باشد. معناى تعليق اين نيست و اين خلاف حقيقت تعليق است. بنابراین، تفكيكى بين ايجاد و وجود و انشا و منشأ حاصل نمىشود. اگر اشكالى باشد، جاى ديگر است يا استحاله عقلى دارد كه ما نپذيرفتيم، يا خلاف عرف است كه ما گفتيم. (1) بنابراین، آیت الله مکارم علت این که تعلیق در عقود جایز نیست را تفکیک بین «انشا» و «منشأ» نمی داند.
پی نوشت:
1. آیت الله مکارم، كتاب النكاح، ج 1، ص 113.






