1- فرزندم متولد سال 4/10/1376 می باشد تاریخ تکلیف ایشان از چه روزی شروع می شود؟
2- احدی از روحانیون قم می گوید داشتن انگشتر در نجف باعث فقر می شود آیا این مطلب درست است ؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
تفاوت سال شمسی با قمری در سن بلوغ پسران که 15 سال تمام قمری باید باشد ،حدود پنج ماه و 15 روز می باشد .به حساب سال شمسی سن بلوغ پسران چهارده سال و شش ماه و پانزده روز می شود.
بنابراین تاریخ 19/4/91 تاریخ تکلیف ایشان می باشد.
اگر فرزندتان دختر می باشد، حساب سال شمسي سن بلوغ دختران هشت سال و هشت ماه و 21 روز مي شود.
ایشان در سن 25/6/85 به تکلیف رسیده اند.
البته معمولا بلوغ در پسر قبل از پانزده سالگی به یکی از نشانه های زیر محقق می شود:
1 ـ روییدن موی خشن و زِبر زیر شکم (بالای عورت).
2 ـ خروج منی ،چه در خواب و چه در بیداری.
3 ـ کامل شدن 15 سال قمری که 163 روز و 6 ساعت از 15 سال شمسی کم تر است.
هر زمان یکی از این سه نشانه در پسر پیدا شود، بالغ است . باید نماز و روزه و سایر تکلیف های شرعی را به جا آورد.
نشانه های خروج منی در مردانی که مریض نیستند، سه تا است:
1- با جستن و پرش خارج می شود.
2- همراه با لذت و شهوت خارج می شود.
3- بعد از بیرون آمدن منی بدن سست می شود .(1)
اگرفرزند شما پیش از 15 سال قمری منی خارج می شد ،یعنی نشانه های منی در رطوبتی که از ایشان خارج می شد، موجود بود
،بالغ است . اگر نماز و روزه خود را انجام نداده، باید قضای آن ها را به جا آورد.
آنچه در مورد انگشتر در نجف نقل کرده اید نیافتیم اما روایتی را در این زمینه نقل می کنیم:
مفضل از امام صادق (ع) پرسید : سرورم ، خاصیت و فضیلت دست کردن انگشتر دُرّ نجف چیست ؟ حضرت فرمود : هر کس انگشتر دُرّ نجف در دست و نگاه به آن کند ، خداوند برای هر نگاهی که به این نگین می اندازد ، ثواب یک زیارت ( اعم از حج یا غیره ) در نامه عمل او می نویسد. اجر و ثواب آن برابر با اجر و ثواب عمل پیامبران و صالحان است . اگر رحمت خداوند بر شیعیان نبود ، قیمت هر دانه نگین درّ نجف به قدری گران می شد که کسی توانایی خرید آن را نداشت ، لکن خداوند آن را بر شیعیان ارزان قرار داده و زیاد یافت می شود تا آن که همه شیعیان بتوانند از آن بهره ببرند .(2)
پی نوشت ها:
1. امام خمینی(ره)، توضیح المسائل، م 346.
2. التهذیب،ج 6 ،ص37 ؛ جامع الاخبار ،ص 134 ؛ فرحه الغری ،ص86؛ وسائل الشیعه،ج 14 ،ص 403 .