سلام سوالم رو با یه مقدمه شروع می کنم تو دوره ی بلوغ اگه یه کم و زیادی برای خودم یا دیگری پیش می امد و یه سری تفاوت ها رو میدیدم به حساب این میزاشتم که خدا ما رو دوست داره ودا ره ما رو امتحان می کنه تا رتبه مون بر ه بالا تا موقه ای که چند تا پسر یکی از اقوام مون رو دزدیدن که دختر محجبه ای هم بود و همه ی جور بلایی سرش اورده بودن وانداخته بودنش تو خیابون وبعد از شش ماه هم بخواطر فشا رهایی که بهش امد خود کشی کرد حالا من سوالم از شما این چه خیری تو این کار خوابیده بود ایا کل بهشت میتونه ابرو وحیثیت این بدبخت جبران کنه قبل از این که جواب بدین ناراحت نشین قصد توهین ندارم خودتون بزارین جای اون بعد اگه جوابی دارین بدین
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به جهت حادثه دردناکی که برای آن دختر نجیب رخ داد متاثر گشتیم و امیدواریم که هرگز چنین حادثه ای برای هیچ انسانی رخ ندهد!! اما برای تحلیل این قبیل حوادث به چند نکته توجه فرمائید:
1. خداوند متعال این عالم را بر اساس نظام خاصی ایجاد و جریان داده است که زیر بنائی ترین این قوانین قانون علیت است که طبق آن هر حادثه ای فقط از مجرای علت خود محقق می شود و بدون تحقق علت یک حادثه هرگز آن حادثه محقق نمی گردد،و از سوی دیگر امکان ندارد که علت وقوع یک حادثه در روال عادی این نظام محقق شود در حالی که معلول او رخ ندهد ، این یک قانون کلی است که بر همه عالم حاکم است و حتی خود خداوند نیز از آن تخلف نمی کند ،و الا نظام عالم از هم خواهد پاشید و لذا خداوند نیز اراده خود را در عالم از مسیر تحقق علل آن ایجاد می کند ، یکی از عوامل شکل گیری جریانات عالم هستی اختیار و اراده داشتن انسان در انجام اعمال و رفتار خود می باشد ،و اگر چه خداوند مسیر هدایت را به روشنی برای همه از طرق مختلف بیان نموده است و خطرات راه غلط را بیان نموده است اما چون هدف رشد افراد می باشد ،انتخاب مسیر را بر عهده خود فرد قرار داده است لذا می فرماید:«إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً » یعنی :«ما راه را به انسان نشان دادیم و به او معرفی نمودیم خواه او شاکر باشد(و مسیر درست را انتخاب کند ) و خواه کفران نعمت کند (و مسیر انحراف را انتخاب نماید). (1)
2. به هر حال مختار بودن افراد در انتخاب مسیر درست لازم است ولو این که برخی از افراد از چنین قدرتی سوءاستفاده نمایند،باز هم خداوند اختیار را از انها سلب نمی کند و الا خوب بودن دیگر مفهومی ندارد و همه مجبور به خوب بودن هستند. به هر حال برخی افراد به هر علت ، یا مسیر حق را نشناخته اند و یا نخواسته اند که مسیر درست را طی نمایند و خود را اسیر هواهای نفسانی خویش نمودند و انتخاب های غلطی انجام می دهند که گاها منجر به ظلم هائی نظیر تجاوز به دیگران می گردد که خداوند هرگز به تحقق چنین حوادثی رضایت ندارد و لذا چنین حادثه ای مستقیما به اراده خداوند مربوط نمی شود. بلکه ظلم و تعدی از ناحیه آن افراد پلید صورت گرفته که در نهایت عاقبت ظلم خویش را خواهند دید.
3. اگر چه خداوند به شیوه های مختلف نظیر عقل و فطرت از دورن افراد و همچنین راهنمائی ها و تربیت های انبیا و ائمه و همچنین از طریق قوانین حقوقی و شرعی در جوامع دینی نظام انسانی را به گونه ای تنظیم نموده است که چنین حادثه ای مورد انتخاب افراد قرار نگرفته و محقق نشود و یا از مسیر طبیعی جلوی رخ دادن آن گرفته شود. ولی به هر حال این موارد با سوء انتخاب افراد اتفاق می افتد، و البته نباید عملکرد و نقش فرد قربانی را در وقوع چنین حوادثی نادیده گرفت زیرا در برخی موارد بی توجهی خود فرد قربانی به هشدارهای عقل و فطرت و سفارشات افراد باتجربه و اطرافیان در مورد مراقبت از خود و پرهیز از حضور در موقعیت های خطر زا باعث شکل گیری این حوادث می شود که در این صورت نیز حد اقل بخشی از قصور و کوتاهی متوجه خود شخص است ولو اینکه خود فرد هیچ رابطه و قصد ناپاکی هم نداشته باشد. ولی به هر حال نباید نسبت به قصد سوء دیگران نیز بی توجه بود. لذا خداوند متعال می فرماید: «خويشتن را به دست خويش به هلاكت مي ندازيد !». (2)البته قصد نداریم وقوع این حادثه خاص در مورد این دختر خاص را به عهده خود قربانی قرار دهیم ولی به هر حال خداوند هشدارهای لازم را از طرق مختلف از قبل داده است.
4. اگر چه این حادثه به لحاظ حیثیتی و آبروئی بسیار دردناک بوده و تحمل ان برای قربانی بسیار دشوار می باشد. ولی به هر حال ظلمی است نظیر بسیاری از قتلها و کشتارها و خون ریزی های دیگر که در جوامع رخ می دهد. ولی نباید توقع داشت که خداوند به صورت مستقیم مانع تحقق این حوادث گشته و افراد را در انتخاب مسیر درست مجبور نماید والا دیگر نظام هستی از هدف اصلیش که همان تربیت و پرورش انسان با انتخاب خود او می باشد دور خواهد شد.
5. بر اساس قانون عدالت الهی در جریان زندگی هر کس با سختی و مشکل و مصیبت و حادثه دردناک و بلا ها و ... به صورت ناخواسته مواجه می گردد به هر میزان که تحمل آن دشواری بیشتری داشته باشد در نهایت در پیشگاه عدل خداوند اثر و نتیجه بیشتر در پرورش نفس او در دنیا و اجر و پاداش اخروی به دنبال خواهد داشت ، و خود نیز به نوعی امتحان الهی محسوب می گردد، البته امتحانی که زمینه ونحوه امتحان و ماده امتحان با سوءانتخاب و ظلم فردی دیگر بوجود آمده است و نه با اراده مستقیم خداوند لذا نباید تصور نمائید که همه امتحانات الهی زمینه اش خواست مستقیم خداوند بوده است .
6. اگر چه تحمل چنین حادثه وحشتناکی برای یک دختر نجیب و پاکدامن بسیار دردناک خواهد بود و گاهی تا آخر عمر پیامدهای آبروئی و خاطره تلخ آن در زندگی برای فرد باقی خواهد ماند؛ اما هیچ گاه مجوز خود کشی نخواهد شد ،راه های مختلف دیگری پیش روی این این دختر بود که می توانست عاقبتی بهتر از خودکشی داشته باشد مثلا : این دختر به همراه خانواده خود می توانستند با مهاجرت به مکان و شهری دیگر و حتی با شروع یک زندگی جدید در مکانی دیگر ولو ناشناخته و لو برای چند سال زمینه تحمل و کنار آمدن با شرایط جدید را برای خود و فرزندان خود فراهم نمایند.
7. اگر چه در نظر اولیه انسان هیچ چیز و لو کل بهشت نمی تواند حیثیت این دختر را جبران نماید؛ ولی ظرفیت آخرت و پاداش های الهی فوق تصور انسان می باشد و قطعا خداوند با نظر رحمت خویش قادر بر جبران هر خسارتی می باشد.
پی نوشت:
1. انسان (76) آیه 3.
2. بقره (2) آیه 195.






