بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
در آيه 85 سوره مباركه آلعمران، «وَ مَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ»، خداوند ميفرمايد كه ديني غير از اسلام پذيرفته نيست و اهل كتاب از زيانكاراناند.
آيا آيات 113 تا 115 همين سوره، «لَيْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَ أُوْلَـئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ وَ مَا يَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلَن يُكْفَرُوْهُ وَ اللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ»، استثنايي بر آنان است؟ چون ظاهرا خداوند متعال در اين آيات بعضي از اهل كتاب را تأييد ميفرمايد و اعمال آنان را ميپذيرد؛ ضمنا، قاعدتا افعال مضارع بهكار رفته در آيات ناظر بر پيشينيان از اهل كتاب نيست.
متشكرم
با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني.
اهل کتاب دو دسته اند؛ گروهی تسلیم و مؤمن به خدا و معاد و نبوت بوده و تابع دستور پیامبران می باشند و هر گاه نبوت پیامبر خاتم برای آنان ثابت شود ، با چشمانی اشکبار و شاد از یافتن حق بدان می گروند و گروه دیگر ادعای پیروی از پیامبران و کتب و ادیان گذشته را دارند. ولی در خقیقت تابع هوا و هوس خویشند و نه به مضامین دین خود عمل می کنند و نه حقایق دیگر از جمله نبوت پیامبر خاتم را با وجود یقین بدان می پذیرند.
انسان هايى كه در برابرحق و حقيقت خاضع باشند و هر گاه حقى براى آنان ثابت شد، آن رابدون عناد و لجاج بپذيرند و به آن پاى بند گردند، مسلمان واقعى هستند و اهل نجات مىباشند. اگر قرآن به مؤمنان اديان ديگر و عده نجات داده، با قيودى است كه به اين مطلب دلالت دارد. به آيات زير توجه كنيد:
«إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ کساني که( به رسول خدا و دين او) ايمان آوردند و مومنان به خدا و قيامت و نيکوکاران اهل کتاب از يهود و نصارا و صابئان اجرشان نزد خدا محفوظ است و ترس و وحشتي آنان را نيست».
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ؛ (1) كسانى كه ايمان آورده و كسانى كه يهودى و صائبى و مسيحى اند، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان آورد و كار نيكو كند، پس نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين خواهند شد».
«لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللّهِ آنَاءَ اللّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولئِكَ مِنَالصَّالِحِينَ؛ (2) (همه اهل كتاب) يكسان نيستند. از ميان اهل كتاب گروهى درست كردارند كه آيات الهى را در دل شب مىخوانند و سر به سجده مىنهند. به خدا و روز قيامت ايمان دارند و به كار پسنديده فرمان مىدهند و از كار ناپسند باز مىدارند و در كارهاى نيك شتاب مىكنند و آنان از شايستگانند».
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَوَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ؛ (3) قطعا كسانى كه گفتند: ما نصرانى هستيم، نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت. زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانان هستند كه تكبر نمىورزند و چون آنچه را به سوى اين پيامبر نازل شده، بشنوند، مىبينى بر اثر آن حقيقتى كه شناختهاند، اشك از چشم هايشان سرازير مىشود. مىگويند: پروردگارا ما ايمان آوردهايم ؛ پس ما را در زمره گواهان بنويس، و چرا به خدا و آنچه از حق به ما رسيده، ايمان نياوريم و حال آن كه طمع و اميد داريم پروردگارمان ما را با گروه شايستگان (به بهشت) در آورد».
«وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ للّهِِ لاَ يَشْتَرُونَ؛ (4) البته از ميان اهل كتاب كسانى هستند كه به خدا و بدان چه به سوى شما نازل شده و به آنچه به سوى خودشان فرود آمده ايمان دارند، در حالى كه در برابر خدا خاشع اند و آيات خدا را به بهاى ناچيز نمىفروشند اينان نزد پروردگارشان پاداش خود را خواهند گرفت».
«وَ اِنَّ مِنْ اَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يَؤْمِنُ بِاللّهِ وَ ما اُنْزِلَ اِلَيْكُمْ وَ ما اُنْزِلَ اليهم؛ (5) و البته از ميان اهل كتاب كسانى هستند كه به خدا و بدان چه به سوى شما نازل شده (قرآن ) و به آنچه به سوى خودشان فرود آمده (تورات حقیقی )، ايمان دارند».
در مقابل اين گروه مؤمن، گروهى ديگر هستند كه كافرند و فقط ادعاى ايمان دارند و پيامبران خدا را تكذيب مىكنند، بر خلاف دستور پيامبران عمل مىنمايندو راه خدا را مىبندند و...:
«ما يَوَدُّ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ اَهْلِ الْكِتابِ وَ لَا الْمُشْرِكينَ اِنْ يُنَزِّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ؛ (6) نه كسانى كه از اهل كتاب كافر شدهاند و نه مشركان (هيچ كدام) دوست ندارند خيرى از جانب پروردگارتان بر شما فرود آيد».
«يا اَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُوَن بِاياِت اللّهِ وَ اَنْتُمْ تَشْهَدُونَ يا اَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ (7) اى اهل كتاب، چرا به آيات خدا كفر مىورزيد با آن كه خود (به درستى آن) گواهى مىدهيد؟ اى اهل كتاب، چرا حق را به باطل در مىآميزيد و حقيقت را كتمان مىكنيد، با اين كه خود مىدانيد».
«يا اَهْلَ الْكِتابَ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ مَنْ امَنَ تَبْغُونَها عِوَجاً وَ اَنْتُمْ شُهَداُء؛ (8) اى اهل كتاب چرا كسى را كه ايمان آورده است از راه خدا باز مىداريد و آن را كج مىخواهيد با آن كه خود (به راستى آن) گواهيد؟».
دقت در آيات مذكور و آيات ديگر قرآن نشان مىدهد كه عامل نجات و پاداش اخروى تسليم امر خدا، پيامبر خدا، عقل و فطرت بودن است. انسان هايى كه به حكم عقل و فطرت گردن نهاده، معتقد به خدا و آخرت شده و به پيامبران ـ پيامبرانى كه شناختهاند ـ ايمان آوردهاند و دستورات آنان را عمل كردهاند، اهل نجات هستند. اين افراد مؤمن و مسلمان واقعى هستند زيرا به اصول عقايد اسلام يعنى توحيد، نبوت و معاد ايمان دارند و به احكام دين عمل مىكنند. اينان نبوت عامه را قبول دارند و در نبوت خاصه نيز پيامبرانى را كه نبوتشان بر ايشان ثابت شده، تصديق مىكنند و به احكام نازل شده بر آنان پاى بند هستند. آنان هيچ پيامبرى را بعد از شناختنش تكذيب نمىكنند و هيچ حكمى را انكار نمىنمايند. يهوديان و مسيحيان مؤمنى كه امروز به شريعت حضرت موسى و حضرت عيسى عليهما السلام پاى بند هستند ونيمههاى شب به عبادت و تلاوت آيات تورات و انجيل مىپردازند و امر به معروف و نهى ازمنكر مىكنند و از ظلم و جنايت بيزارند و در خوبىها سبقت مىگيرند و عنادى با حق و حقيقت ندارند و از بعثت پيامبر اسلام يا خبر نشده اند يا به جهت سانسور ستمگران،نبوت آن بزرگوار برايشان ثابت نشده است، اينان اهل سعادت هستند و علامت صدقشان هم اين است كه وقتى آيات قرآن بر آنان تلاوت گردد و دلايل حقانيت رسول اكرم اسلام بر آنان اقامه شود، اشكهاى آنان را مىبينى كه از چشمها يشان جارى مىشود زيرا شميم حق را از آن استشمام مىكنند.
بنا بر اين در آيات قرآن به فطرتهاى سالم و انسانهاى مؤمن وعده پاداش داده شده است نه به انسانهاى معاند و ستيزه جويى كه اگر جز آنچه خود مىپسندند، بر ايشان ثابت شود، تسليم نمىشوند. جالب اين است كه اگر انسانها اين روحيات حقطلبى، عمل صالح، تسليم و خضوع، تواضع و فروتنى را داشته باشد، اختلاف و كثرت ريشه كن مىشود و همه در برابر حقيقت تسليم مىشوند و به وحدت مىرسند و حاكميت يك دين ـ دين خاتم و برترين اديان ـ را مىپذيرند. وجود كثرت از آنجا ناشى شده كه مدعيان تدين به اديان، داراى اين روحيات مثبت نيستند ؛ مستكبرانه فقط خود را حق مىدانند و حاضرنيستند سخن متدينان به اديان ديگر را بشنوند و به قضاوت بنشينند. به آيه زير توجه كنيد تا تصوير اهل كتاب مؤمن از ديدگاه قرآن وضوح بيشتر پيدا كند؛
«وَ اِذا سَمِعُوا مَا اُنْزِلَ اِلَى الرَّسُولِ تَرى اَعْيُنَهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا امَنّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدينَ» «و چون آن چه را به سوى اين پيامبر نازل شده، بشنوند، مىبينى بر اثر آن حقيقتى كه شناختهاند، اشك از چشم هايشان سرازير مىشود و مىگويند خدايا ما را از شهادت دهندگان بنويس».
بنا بر این کسی که به دین حق گردن ننهد و خواستار دینی باشد که مطابق امیال و هواهای اوست ، مسلمان نیست و مسلمان فقط کسی است که تابع حق بوده و حق را هر جا بیابد ، بپذیرد و در مقابل حق گردن نهد.
آیه 85 آل عمران این پیام را دارد و آیات 113-115 آل عمران خبر از این می دهد که اهل کتاب دو دسته اند؛ گروهی مؤمن و تسلیم حق و تابع اوامر خدا و پیامبران و گروهی تابع هوا و هوس خویش که در برابر حقایق گردن فرازی کرده و بر باطل خود اصرار و پافشاری دارند.
پي نوشت ها:
1. مائده، ص 69.
2. آل عمران، 113ـ 114.
3. مائده، 82 ـ 84.
4. آل عمران، 199.
5. بقره، 105.
6. آل عمران، 70 ـ 71.
7. آل عمران، 99.
8. مائده، 83.






