ضمن سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان عزیز که این سایت زیبا و جامع رو طراحی کردین تا مشکلات و سوالات شرعی و اعتقادی و فلسفی و... مردم را حل کنین.
سوال من که یه جورایی اعتقادیه اینه:
لطفا بهم نخندین
ایا امکان این وجود داره که یک نفر شب بخوابه و صبح که از خواب پا میشه خدا مثلا 100 میلیون بریزه یه حسابش؟؟ فقط اره یا نه؟؟
اگر جوابتون نه است. میخوام بدونم پس چطور شکافتن دریا برای حضرت موسی و سرد کردن اتش برای حضرت ابراهیم و یا صحبت کردن حضرت سلیمان با پرندگان و یا تلپورت(بعد 4) امکان پذیره و یا 1000 تا کار دیگه که در طول روز اخبارشو از اینو اون میشنویم درسته ولی این یکی نه؟؟؟

با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني.
به عنوان یک احتمال باید گفت: بله ممکن است که خداوند چنین کاری را در حق کسی انجام بدهد و این امر عقلا محال نیست؛ در قرآن تاکید شده است که: « وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يجَْعَل لَّهُ مخَْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يحَْتَسِب؛ (1) و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‏كند و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مى‏دهد».
ممکن است گفته شود این نوع روزی دادن از جایی که فرد باتقوا گمان ندارد، می تواند واریز مبلغی بسیار زیاد به حساب او باشد و چنان که گفتیم این امر عقلا محال نیست، اما باید دید که آیا واقعا چنین نوع مواردی در عالم واقع هم صورت می پذیرد و خداوند حتی برای اولیاء خود چنین می کند یا خیر ؟
آنچه از سنت خداوند در عالم می شناسیم و می دانیم آن است که خداوند روابط بین موجودات عالم را بر این اصل استوار ساخته که هرچیز بر مبنا و اساس و ضابطه خود حرکت نماید و حساب و نظام معینی در زندگی دنیایی برقرار باشد، سنت الهى بر این است که جریان امور دنیوى به طور عادى و طبیعى پیش رود. در غیر این صورت دنیا بستر آزمایش برای بشر نخواهد شد؛ در روایات ما تاکید شده است که: "خداوند از جریان و تحقق اشیا جز از راه اسباب و علل ابا دارد". (2)
بر همین اساس حتی رهبران الهی که امکان دسترسی به خزانه های غیب اعم از علم و قدرت خاص الهی بودند و می توانستند همه امور خود را از مجاری غیر عادی به نتیجه برسانند، چنین نکردند. زیرا اگر زندگى شان بر مبناى علم لدنى (و دانش خدادادی) و قدرت های خاص و اعجاز باشد، عمل و زندگى شان سر مشق و الگو و قابل پیروى نمى گردید.
روش و رفتار آنان در زندگی، در معاملات، معاشرت، زناشویی، پوشیدن، نوشیدن، خوردن، خوابیدن، تندرستى و بیماری، صلح و جنگ، فقر و توانگری، حکومت و سیاست، مثل سایر مردم بود، مثلاً هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم مى نشستند، مطابق قوانین قضایى اسلام حکم مى کردند و از علم خدادادى خود استفاده نمى کردند یا وقتى مریض مى شدند، به طبیب مراجعه می کردند و از دارو استفاده مى نمودند و درد را تحمل مى کردند و در بستر بیمارى می افتادند. اگر غیر از این بود امتحان و آزمایش و صبر و مقاومت در برابر مشکلات معنا نداشت.
حقیقت همه این رفتارها همان بود که ایشان می دانستند خداوند می خواهد امور عالم بر اساس نظام طبیعی و وضعیت روشن خود رقم بخورد و از امور غیر عادی و غیر طبیعی جز در موارد خاص استفاده نشود؛ تقریبا همه مواردی که شما مثال زدید در حوزه همین امور خاص یعنی در حوزه معجزات الهی تعریف می شود که اصولا مبنا و فلسفه انجام آن ها نشان دادن وجود رابطه فرد مدعی نبوت با عالم غیب و اثبات ادعای نبوت و رسالت وی بوده است.
در نتیجه در آن موارد خاص که در زندگانی انبیاء و ائمه هم حالت استثنا داشت، تنها در مواردی خاص خداوند روابط متداول و شناخته شده طبیعی را متغیر می ساخت تا برای توده مردن روشن گردد که این فرد معین با دیگر افراد تفاوت داشته و متصل به منبع قدرت بی نهایت خداوندی است و به محض آنکه این امر به اثبات می رسید دیگر نیازی به چنین معجزات و امور خارق العاده ای هم نبود و در نتیجه معمولا معجزات انبیاء تداوم نمی یافت.
بر این اساس روشن می شود که امکان تحقق فرضی که شما مطرح کرده اید در زندگی افراد عادی تا چه حد غیر محتمل است ، زیرا چنان که در مورد روزی خاص خداوند به متقین گفته شد، خداوند از جایی که خود گمان نداشتند به آنان روزی می دهد و فرض این امر مانند آن است که مثلا فردی در اوج نیاز مالی ناگهان متوجه شود که مبلغ کلانی را در قرعه کشی یک بانک برنده شده، نه آنکه مبلغی بودن هر نوع پشتوانه و وضعیت روشن بانکی ناگهان از ناکجا آباد به حساب فردی واریز گردد و از هیچ حساب دیگری هم کم نگردد !!!

پی نوشت ها :
1. طلاق (65) آیه 2-3.
2. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 2، ص 90، حدیث 13، نشر اسلاميه ،تهران ،بي تا.