با سلام من پسری بست و پنج ساله هستم با دختری آشنا شدم که بیست و سه ساله است
بعد از مدتی به هم علاقه مند شده و قصد ازدواج داریم اما مشکلی هست این خانم بعد مدتی به من گفت میخوام یه چیزو بهت بگم من قبلا رابط جنس داشتم و از نگفتنش بت عذاب وجدان دارم اماالان پشیومونم نمیدونم ازش زده شدم اما بازم دوسش دارم بنظرتون ازدواج با این دختر دسته یا نه امکان داره خیانت کنه؟

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط­تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. این را بدانید که همه ما انسان‌ها به حکم انسان بودن و ممکن الخطا بودنمان، بعضاً دچار اشتباهات فاحشی در زندگی خود می‌شویم. چگونگی برخورد و مواجهه با این گونه اشتباهات از خود اشتباهات به مراتب مهم‌تر است. خصوصاً اینکه بر اساس تحقیقات انجام گرفته، انگیزه و هدف بيشتر دخترها از ارتباط با جنس مخالف، ارضاء نيازهاي عاطفي، احساسي و پرکردن تنهايي و نهایتاً ازدواج بوده است و برعکس انگيزه اين ارتباط گيري در اکثريت قريب به اتفاق پسرها کامجويي و سوء استفاده جنسی بوده که با فرآيند موسوم به "مخ زني" و دادن وعده ازدواج انجام مي گيرد.
اما چون دختران جوان، هنوز به سني نرسيده‌اند که عاقبت برخي از کارها برايشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتداي کار را که شيرين است مي‌بينند و خداي ناکرده به دوستي با پسران نامحرم تن مي‌دهند و به اين ترتيب وارد دامي مي‌شوند که خلاصي از آن بسيار دشوار است و از این ناحیه سخت آسیب و ضربه می خورند. با این وصف، کم پیدا می شود که دختری واقعاً هرزه و منحرف باشد و بخواهد با پسران متعدد رابطه برقرار کند و خود را در اختیار مردان هوسران قرار دهد. به هر حال، نباید دختران اغفال شده و فریب خورده را به کلی ناپاک و گناهکار تصور کرد و آنها را از ازدواج پاک محروم نمود بلکه باید اشتباه آنان را پذیرفت و به آن ها کمک کرد که با توبه ای که به درگاه الهی می کنند از مسیر اشتباه خود دوری بجویند و راه پاکی را در پیش گیرند.
2. چه بسا ممکن است اشتباهات قبلی انسان، باعث بیداری بیشتر فرد گردد به صورتی که بعد از آن بیشتر از خود مراقبت انجام دهد تا دگر باز فریب انسان های شیطان صفت و هوسران را نخورد و نیز ممکن است برای جبران اشتباهات گذشته، تلاش بیشتری کند و راه تقوا و پاکی را بهتر از دیگران بپیماید و زندگی خداپسندانه ای را فراهم آورد. این مطلب را سرگذشت بسیاری از افراد توبه کار و تقواپیشه در طول تاریخ تأیید می کند. خصوصاً اینکه دختر آسیب دیده، بیشتر در صدد حفظ زندگی خود بر می آید و اسباب رفا و آسایش شوهرش را فراهم می آورد.
3. اگر چه دختر مورد نظر از روی خامی و سادگی و عدم توجه به توصیه اولیای دین، ناشیانه اقدام به رازگشایی از اسرار گذشته خود نموده است و برای اثبات صداقت و رهایی از عذاب وجدان که نشان از احساس گناه افراطی اوست، اقرار به رابطه جنسی با فرد دیگری کرده است اما به هر حال، نمی توان به این سادگی، دختران این چنینی را به خاطر یک کنجکاوی کودکانه برای همیشه از زندگی و ازدواج سالم محروم کرد.
4. مهم ترین عاملی که می تواند ازدواج این دختر را بیش از هر چیز دیگر با چالش و تهدید مواجه سازد عملکرد شما به عنوان شوهر این خانم در آینده است که اگر بخواهید با این دختر ازدواج کنید، دو صورت پیدا می کند که در ادامه به بررسی آن ها می پردازیم:
الف) با یک معامله جانانه با خداوند، سوءپیشینه این دختر را کاملاً به ورطه فراموشی بسپارید و با خود عهد کنید که هیچگاه این مسئله را تحت هیچ شرایطی مطرح نسازید و به عنوان حربه ای در برابر دختر استفاده نکنید و بدین وسیله همسرتان را سرگوفت نزنید و تحقیر نکند، مسلماً با این شیوه رفتاری، مورد عنایات ویژه خدواند قرار می گیرد و برکت و گشایشی در زندگی شما ایجاد می شود که حلاوت و شیرینی وصف ناپذیر آن را جزء اولیای خاصه الهی درک نمی کنند و همسرتان نیز به پاس قدردانی از پرده پوشی و حفظ سرّ ، زندگی رضایت بخش و مطلوبی را برای شما فراهم می آورد.
ب) ممکن است خیلی نتوانید با این قضیه کنار بیایید و موضوع را نتوانید کاملاً فراموش کنید، در این حالت چون حوادث آینده و رفتارهای انسان قابل پیش بینی نیست، توصیه به ازدواج نمی گردد چون ممکن است این رخداد همچون آتش زیر خاکستر هر از گاهی بر اثر طوفان حوادث، برافروخته گردد و آتشش زبانه بکشد و چنان شعله ور گردد که حرارت و سوز و آتش آن تمام زندگی مشترک شما را فرا بگیرد و زبانه های گداخته اش بوستان دل انگیز و مصفای زندگی را بسوزاند و دریای آرام زندگی تان را متلاطم سازد.
5. با ترسیم این دو صورت مشخص می شود که همه چیز به نگرش و شیوه برخورد شما بستگی دارد که با این قضیه چگونه برخورد و معامله کنید و الا احتمال خیانت و فریب آن دختر در آینده نزدیک به صفر است. آنچه مشخص است این است که اگر شما از ظرفیت پایینی برخوردارید و خود را آن قدر با شهامت و پر قدرت نمی بینید که با این مسئله به درستی کنار بیایید، سعی کنید با حفظ اسرار دختر و با نهایت احترام از او پوزش بطلبید و از ازدواج با آن دختر صرف نظر کنید. البته می تواند علت این امر را نیز به او بگویید. این را بداند دلسوزی و ترحم در این زمینه، ابداً کارگشا نیست و اگر ازدواجی به این خاطر صورت بگیرد ممکن است در آینده نه چندان دور، زندگی هر دوی آنان را تباه و ویران سازد.