پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا باید اشاره شود که ممکن است در این باره بین مردم و عوام الناس قصهها و افسانههای بسیاری مطرح باشد از جمله همین که در پرسش اشاره شده یعنی قرآن به کف پا بستن ولی این گونه امور از نظر اسلام کاملا مردود و خلاف شرع و حرام است!!
چند نکته که از آموزههای وحیانی به دست میآید:
نکته اول: جن تحت تسخیر آدمی در میآید و انسان میتواند از او کار بکشد حتى افراد سرکش آن ها را به زنجیر و بند بکشد. از این رو در قرآن آمده که جنیان تحت تسخیر حضرت سلیمان بوده و او از آن ها کار میکشید. (1) برخی شیطانهای جنی برای جناب سلیمان غواصی و کارهای سنگین انجام میدادند که در توان آدمی نبوده است. (2)
از این گونه آموزههای قرآن به دست میآید که جن تحت تسخیر آدمی در می آید. به اذن الهی، جنیان مؤمن برای پیامبران و امامان مسخر میشدند و برای آن ها خدمت میکردند. نیز ممکن است برخی صالحان صاحب ولایت و معنویت نیز جنیان را تحت تسخیر در آورند. (3)
دوم : از این که یکی از جنیان به جناب سلیمان عرض کرد: پیش از آن که در این جلسه از جای خود برخیزید، میتوانم تخت بلقیس را برایتان بیاورم.(4) معلوم میشود که جن میتواند برخی کارهای را دربارة آدمی انجام دهد. گرچه در جریان بلقیس بالاخره آصف بن برخیا تخت بلقیس را قبل از چشم به هم زدن حاضر کرد، ولی از آن آیه به دست میآید که جن نیز قدرتی انجام برخی کارهای سریع را برای انسان دارد.
سدیر صیرفی میگوید: وقتی خواستم از مدینه به کوفه بازگردم ، امام باقر(ع) به من سفارشاتی فرمود. از مدینه حرکت کردم. در بین راه به منزل روحاء رسیدم. ناگهان مردی را در نزدیکی خود دیدم که به من اشاره میکرد. گمان کردم او تشنه است. ظرف آب به او دادم، گفت: به آب نیاز ندارم، نامهای به من داد که مرکب مُهر آن هنوز خشک نشده بود، دیدم مُهر امام باقر (ع) است، گفت: هم اکنون در نامه دستوراتی بود، چون به آن مرد متوجه شدم کسی را ندیدم، پس از چندی حضور امام رسیدم. جریان را پرسیدم، فرمود: « خدمتکارانی از جن داریم، چون بخواهیم کاری به فوریت انجام بدهیم، آن ها را میفرستیم». (5)
و حتی گاهی برخی از جنیان برای سؤال از مسایل مذهبیشان به حضور امام میرسند، مثلاً در روایتی آمده:
عمار سجستانی میگوید: روزی در منى در منزل امام صادق (ع) بودم. ناگهان جماعتی وارد شدند که شکل و شمایل خاصی داشتند، آن ها به خیمه مخصوص امام (ع) رفتند. بعد از مدتی خدمت امام رسیدم و از آن ها از امام پرسیدم، فرمود: « عدهای از برادران جنی شما بودند که برای سؤال مسایل مذهبی خود آمده بودند». (6)
از برخی موثقان و بزرگان نقل شده که مرحوم حاج میرزا حسین و حاج میرزا خلیل از مراجع زمان مشروطیت که یکی از جنیان به صورت شخصی عادی در سرداب منزل به حضور ایشان میرسیده، مسایل مربوط را از ایشان میپرسیده است، از جمله خوردن بازمانده غذای انسان را پرسیده بود. (7)
روشنترین دلیل بر صحت این گونه مسایل خود قرآن کریم است که از تشرّف جن به حضور پیامبر خبر داده و فرمود:
«قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا، یَهْدِی إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ؛(8) بگو (ای پیامبر) به من وحى شده است که تنى چند از جنیان گوش فرا داشتند و گفتند: راستى ما قرآنى شگفتآور شنیدیم، که به راه راست هدایت مىکند. پس به آن ایمان آوردیم».
بنا بر این یکی از موارد ارتباط جنیان با انسان همین رویکرد مثبت است.
غیر از این نوع ارتباط رویکرد منفی رابطه جن با انسان است که برای وسوسه و فریب آدمی عمل میکند. از این رو در سوره «الناس» آمده برخی از جنیان و انسانها مردم را وسوسه میکنند. بنا بر این دو نوع ارتباط بین جنیان و آدمیان وجود دارد. ولی ارتباط با جنیان و یارى گرفتن از آنها در امور سحرآمیز و مانند آن درست نیست؛ اما به جهت روابط ناسالمی که بعضی انسان ها با جنیان برقرار می کنند و آن ها را برای کارهای نادرست به خدمت می گیرند، از نظر فقهی بین فقها اختلاف است که آیا جایز است جنیان را تسخیر کرد و آنها را به خدمت گرفت؟
در مجموع مى توان گفت: اگر این کار نسبت به جنیان مومن باشد و مایه آزارشان گردد، جایز نیست، ولى اگر مایه آزارشان نشود، روا مىباشد.
البته به کارگرفتن آنها براى کارهاى نامشروع حرام است. آیا اصل ارتباط برقرار کردن با این موجودات از نظر شرعی جایز است ؟ ثانیا کیفیت برقراری این عمل چگونه بوده و به علاوه احضار و ارتباط به چه منظوری صورت می پذیرد؛ در باب احضار و تسخیر جن از منظر فقهی دو نظریه وجود دارد:
بعضی مثل امام خمینی می فرماید: تسخیر اجنه حرام است. (9)
بعضی مانند آیت الله بهجت می فرماید: اگر موجب ضرر بر مسلمانی نباشد،اشکال ندارد. (10)
گفتنی است که گرچه ممکن است برخی از افراد ناصالح از برخی جنیان برای توهین به مقدسات کمک بگیرند، ولی دلیل عقلی و نقلی بر اثبات این مسله در دست نیست. تنها در حد یک احتمال ممکن است مطرح باشد.
پینوشتها:
1. نمل (27) آیه 17 و انبیا (21) آیه 82.
2. ص (38) آیه 37.
3. محمد تقی مصباح معارف قرآن، نشر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1380ش، ص 312.
4. نمل، آیه 39.
5. سید مصطفی ، دشتی ، معارف و معارف نشر صدر، قم 1376ش، ج 4، ص 210.
6. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت ، 1403 ق ، ج 63، ص 102.
7. محمد تقی مصباح، معارف قرآن، نشر پیشین،ص ، 316.
8. جن (72) آیه 1 و2.
9. امام خمینی ،تحریرالوسیله، نشر موسسه آثار امام خمینی ،ج 1،ص 473 .
10. آیت الله بهجت، استفتا آت، ج4 ،سوال 6424 و 6425.
۱۳۹۰/۰۷/۰۱ ۲۳:۳۵
شناسه مطلب: 48901






