اثبات وجودخدا.چراسیستم هستی به این شکل است.اثبات اینکه ازکجابفهمیم شهدا زنده هستند ونزد خداروزی میخورند
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی و مذهبی
گرچه فراز اول پرسش مقداری مبهم است، ولی اگر سؤال از حکمت نظام موجود عالم است، باید گفت: بر اساس آموزه های وحیانی و عرفانی، نظام آفرینش در واقع تجلی جمال و جلال الهی است. از این رو، به طور یقین، زیباترین است. در این باره به عنوان نمونه کلام نورانی امیر مؤمنان بسیار شنیدنی و جالب است که از خلقت به تجلی خدا یاد نموده و فرمود: «الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه؛ (1) سپاس خدای را که با آفرینش هستی، بر آفریدگان تجلی کرده است». این سخن برای اثبات این مسئله که عالم وجود در حقیقت ظهور و جلوهگری جلال و جمال و اسما و صفات متعالی خداوند است، بسیار مهم و در خور توجه است. از این رو، حافظ نکته آموز، عالم را جلوه و سایه جمال معشوق خوانده:
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
بی تردید، عالم و جهان خلقت بر اساس علم خدا نسبت به نظام هستی خلق شده است. از این رو، کاملترین و زیباترین فرض ممکن است. بالاتر و برتر از این نظام، اساساً امکان خلق نداشته و ندارد؛ چنان که در جای خود به تفصیل بحث شده، نظام موجود «نظام احسن» و کامل تر و برتر و جلوه عینی علم خداوند است. (2)
چه این که حسن و زیبایي در سراسر نظام عالم موج می زند. اگر انسان به دقت در عالم هستی نگاه کند، به خوبی می یابد که نیکوتر از این قابل تصور نخواهد بود؛ به خصوص آن که جهان بر اساس حکمت الهی خلق شده است. حکیم به کسی گفته میشود که امور خلقت و جهان را با حکمت و محکم و استوار میسازد. (3) خداوند متعال همه عقلا را برای همیشه تاریخ دعوت نموده که در آیات آفرینش دقت کنند. آیا ناهماهنگی و سستی و نازیبایی و مانند آن، در آن مییابند؟ به صراحت فرمود:
«ما تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ؛ (4) در آفرینش آن خداى بخشایشگر هیچ گونه اختلاف و تفاوتى نمىبینى. باز بنگر آیا خلل و نقصانى مىبینى؟»
این آیه به صراحت انسانها را فرا خوانده تا با دقت عقلی در نظام آفرینش نگاه کنند تا بتوانند حکمت الهی را در سراسر نظام عالم درک نمایند.
بنابراین، یکی از دلایل عقلی بر حکمت خداوند و این که حق تعالى حکیم است، نظام خلقت است که عقل از رهگذر مطالعه آن به آسانی میتواند حکمت الهی را بشناسد و به این حقیقت اذعان نماید که نیکوتر از این قابل فرض نیست.
در باره فراز دوم پرسش باید گفت: خداوند حیات الهی شهدا را در قرآن به صراحت بیان نموده است و از این طریق، می توان به آن علم پیدا نمود؛ مثلاً فرمود: «ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون؛ (5) کسانی را که در راه خدا کشته می شوند، مرده نخوانید؛ بلکه زنده اند؛ ولی شما نمی دانید».
در آیه دیگری می فرماید: «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ (7) هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندار؛ بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند».
گفتنی است که همه آدمیان بعد از مرگ تا برپایی قیامت، در عالم برزخ دارای حیات هستند. حیات برزخی، اختصاص به شهدا ندارد؛ ولی آیاتی که برای شهدا حیاتی پس از مرگ را به عنوان برتری مطرح نموده، مفهوم خاصی دارد. اما این که حیات برتر به چه معنا است، مفسران دیدگاههای متعدد و متفاوتی مطرح نمودهاند؛ مثلاً برخی معتقدند حیات شهدا یک حیات غیبی و مخصوص آن ها است که ما از درک حقیقت آن حیات ناتوان هستیم. در روایات هم توضیحی در این خصوص نیامده است.
برخی گفته اند حیات شهدا که در آیات اشاره شد، حیات هدف و مکتب آنان است. سایر مردم در پی مرگ، نابود شده و یادشان فراموش میشود؛ ولی شهدا به دلیل بقای هدف و مکتبشان، همواره زندهاند.
مراد از حیات شهدا این است که در برزخ دارای حیات روحانی و برزخی ویژهاند؛ با این امتیاز که در قرب رحمت خدا در نعمت و آسایش کامل به سر میبرند. (7)
قرآن کریم ،با اشاره به حیات برتر شهید فرمود:
«فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ، یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ؛ (8) به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است، شادمان اند. براى کسانى که از پى ایشان اند و هنوز به آنان نپیوستهاند، شادى مىکنند. نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین مىشوند. بر نعمت و فضل خدا و این که خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمىگرداند، شادى مىکنند».
این آیات، وجه برتری حیات برزخی شهدا را به خوبی میرساند؛ زیرا گرچه همگان از برزخی حیات بهرهمندند، ولی شهدا دارای حیات ویژهاند؛ حتى همانند زندگان در دنیا به دوستانشان که هنوز به آنان نپیوستهاند، بشارت میدهند که از هیچ چیزی هراس نکنند و به آن ها بپیوندند. این جلوه همان حیات ویژه شهدا در برزخ است.
پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، نشر مؤسسه امیر المؤمنین، قم، 1380 ش، خطبه 108، ص 200.
2. محمد تقی مصباح، آموزش فلسفه، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1364 ش، ج 2، ص 392.
3. بها الدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن، نشر دوستان، تهران، 1387 ش، ج 1، ص 955.
4. ملک (67)، آیه 3 و 2.
5. بقره (2)، آیه 154.
6. آل عمران (3)، آیه 169.
7. ناصر مکارم، تفسیر نمونه، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج 1، ص 522؛ علامه طباطبایی، المیزان، نشر جامعه مدرسین قم، بی تا، ج 1، ص 523.
8. آل عمران (3)، آیه 170 ـ 171.






