باسلام خدمت شما.من2سوال ازحضورشماداشتم.
1.درهمسایه گی ما یک زن وشوهر زندگی میکنند که حدودا30وخورده ای سال سن دارند.هردوی انهابه موادمخدر معتادندومردخانواده به همین دلیل نمی تواند هیچ کاری در شهر کوچک ما پیداکند.حتی عمله گی.واین به خاطراین است که مادرشهری کوچک هستیم که همه هم را میشناسندوکسی به اواعتمادنمیکندوالبته خوداوهم باجان ودل پی کارنیست.ازهمین بابت هردوی آنها(به خصوص خانوم)به گدایی مشغولند.میدانم که مسلمانان موظف اند که درهرشرایطی به فقراکمک کنند.دفعه ی قبل که اوآمده بود،من مقدارخیلی کمی پول به اودادم،زیراپول خوردبیشتری نداشتم.پس ازآنکه پول راازمن گرفت درخواست نان کرد.مافقط1نان داشتیم که هنوزشام نخورده بودیم.من گفتم که نان اضافی نداریم.واین درحالتی بودکه دردست او مقدارکافی برای خرید چندنان پول بود.وقتی به او جواب رد دادم پدرم ناراحت شدوگفت بایدآن نان رامیدادی ومن میرفتم وازیک مغازه ای نان میخریدم.ولی من که ازدست آن زن وشوهرناراحت بودم گفتم:آنها پول کافی برای خرید چندنان داشتند،درضمن هردوی آنهااعتیاددارند.به نظرشمامن اشتباه کردم؟اگرباری دیگرچنین مسأله ای به وجودآمد،من چه کارکنم؟علاوه برپول باید کمک دیگری نیزبه اوداشته باشم؟
2.من مدتی خیلی به گناه آلوده شدم.خودارضایی کردم،تصاویروفیلم های مستهجن وسوپرفراوانی دیدم،انواع داستانهای زشت راخواندم و...هرکاری که فکرش رابکنید(البته به تنهایی!من باکسی رابطه ندارم.)این مدت نمازراترک کردم.چون تمام مدت درحال ارضاشدن پی در پی بودم که باعث میشد دائم جنب باشم.حالاهم که مینویسم به شدت دارم تحریک میشوم تابه سوی آنهابروم.من به توابی خداشکی ندارم.ولی آیااوآنقدربه من لطف خواهدکردکه این همه گناه مراببخشد؟زمانی که میداند تا به حال هزاران بارتوبه ی خودراشکسته ام؟؟!!چه طورمیتوانم ازاین همه تحریک خلاص شوم،درحالی که خودراازهمه چیزدورمیکنم،ولی آنقدرتحریک میشوم که مجبورمیشوم هرجایی که هستم(حتی بیرون)خودرابه جایی برسانم وخودراارضاکنم.واگرشرایط آن راهم نداشته باشم،باافکاروخیالات خودرادرحدجنابت ارضامیکنم.چه کارمیتوانم بکنم؟تمام علاقه دوران بچه گی ام به قران ازدست رفته ودیگرنمیتوانم به آن حتی نزدیک شوم.چه کارکنم؟؟باتشکرازلطف شما،میخواستم ازشماخواهش کنم سریع ترجواب من رابدهید،زیراهرلحظه ای که ازعمرم که میگذرد،بیشتربه گناه آلوده میشوم.لطفاجواب رابه من ایمیل کنید،زیراممکن است دیگرنتوانم آین سایت راپیداکنم وجواب خودرابخوانم.ممنون.

پرسش 1:
سوال درباره ي نيازمند و توبه
شرح : باسلام خدمت شما.من2سوال از حضور شما داشتم. 1.درهمسايه گي ما يک زن وشوهر زندگي مي کنند که حدودا30و خورده اي سال سن دارند.هردوي انهابه موادمخدر معتادند و مرد خانواده به همين دليل نمي تواند هيچ کاري در شهر کوچک ما پيداکند.حتي عمله گي.واين به خاطراين است که مادرشهري کوچک هستيم که همه هم را مي شناسند و کسي به اواعتماد نمي کند و البته خود او هم با جان و دل پي کارنيست. از همين بابت هردوي آنها(به خصوص خانوم)به گدايي مشغولند.مي دانم که مسلمانان موظف اند که در هر شرايطي به فقراکمک کنند.دفعه ي قبل که اوآمده بود،من مقدار خيلي کمي پول به اودادم، زيرا پول خورد بيشتري نداشتم.پس از آنکه پول راازمن گرفت درخواست نان کرد.مافقط1نان داشتيم که هنوزشام نخورده بوديم.من گفتم که نان اضافي نداريم. و اين درحالتي بودکه دردست او مقدارکافي براي خريد چندنان پول بود.وقتي به او جواب رد دادم پدرم ناراحت شد و گفت بايدآن نان رامي دادي و من مي رفتم وازيک مغازه اي نان مي خريدم. ولي من که از دست آن زن وشوهرناراحت بودم گفتم:آنها پول کافي براي خريد چندنان داشتند،درضمن هردوي آنهااعتياددارند.به نظرشمامن اشتباه کردم؟ اگر باري ديگرچنين مسأله اي به وجودآمد،من چه کارکنم؟علاوه برپول بايد کمک ديگري نيزبه او داشته باشم؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
در فرض سؤال که درخواست نان کرده بود، بهتر آن بود که مقداري نان به او مي داديد و رد نمي کرديد؛ اما دادن پول اگر براي تقويت اعتياد آن ها باشد، جايز نيست و اگر براي خريد نان باشد، اشکال ندارد.
در هر صورت، شما از جهت آن که پول داده ايد و مي توانسته با آن پول نان تهيه کند، نان به او نداده ايد، گناه نکرده ايد؛ ولي در آينده اگر نان طلب کند، بدهيد و اگر پول طلب کند، در صورتي که پول را مصرف مواد مخدّر مي کنند، پول به او ندهيد. (1)
پي نوشت:
1. سؤال تلفني از دفتر آيت الله خامنه اي در قم (7746666-0251).

پرسش 2:
من مدتي خيلي به گناه آلوده شدم.خودارضايي کردم،تصاوير و فيلم هاي مستهجن و سوپر فراواني ديدم،انواع داستانهاي زشت را خواندم و...هرکاري که فکرش را بکنيد(البته به تنهايي!من با کسي رابطه ندارم.)اين مدت نماز را ترک کردم.چون تمام مدت درحال ارضاشدن پي در پي بودم که باعث مي شد دائم جنب باشم.حالاهم که مينويسم به شدت دارم تحريک مي شوم تابه سوي آنها بروم.من به توابي خداشکي ندارم.ولي آيااوآنقدربه من لطف خواهد کرد که اين همه گناه مراببخشد؟زماني که ميداند تا به حال هزاران بارتوبه ي خود را شکسته ام؟ !!چه طورمي توانم از اين همه تحريک خلاص شوم،درحالي که خود را از همه چيز دور مي کنم،ولي آن قدرتحريک مي شوم که مجبورميشوم هرجايي که هستم(حتي بيرون)خود را به جايي برسانم وخودراارضاکنم.واگرشرايط آن راهم نداشته باشم،باافکارو خيالات خود را درحد جنابت ارضا مي کنم.چه کارمي توانم بکنم؟تمام علاقه دوران بچه گي ام به قران ازدست رفته و ديگرنمي توانم به آن حتي نزديک شوم.چه کارکنم؟؟باتشکرازلطف شما،مي خواستم ازشماخواهش کنم سريع ترجواب من رابدهيد،زيراهرلحظه اي که ازعمرم که ميگذرد،بيشتربه گناه آلوده مي شوم.لطفاجواب رابه من ايميل کنيد،زيراممکن است ديگرنتوانم آين سايت را پيداکنم و جواب خودرابخوانم.ممنون.
پاسخ:

صداقت در گفتار، حاكى از ضمير و فطرت پاك شما است. نشان مى دهد نمى خواهيد مبتلا به آلودگى نفسانى شويد. از آلوده شدن به گناه، نگران هستيد. اين حالت، علامت ايمان و اعتقاد قوى به ارزش هاى الهى و انسانى است. اميدواريم در اين برهه حساس زندگى، بتوانيد ايمان خود را حفظ كنيد. با همت و تلاش، معصيت را ترک کنيد. در اين جا لازم مى دانيم، به عنوان دوستي امين و دلسوز، نكاتى را خدمت شما عزيز گرامى عرض كنيم:
1. اين سخن خدا است: «اي پيامبر! از قول من به مردم بگو: اي بندگان من! اي کساني که (با بدي‌ها و گناهان) بر خود ستم روا داشتيد، از رحمت خداوند نا اميد نشويد (و بدانيد که در صورت توبه کردن،) خدا همه گناهان را مي‌آمرزد؛ چه اين که او بسيار آمرزنده و مهربان است». (1)
يأس و نا اميدي از لطف و رحمت بي پايان و بي کرانه حق تعالي، چرا؟ آنان که از روي عناد و لجاجت، عصيان با پروردگار هستي نکرده‌اند، يا بر آن موضع نيستند؛ بلکه گناه آنان از روي جهل و سهو و پيروي هواي نفس و غلبه نفس اماره و مقتضيات جواني آنان بوده و سپس توبه حقيقي کرده‌اند. چرا مأيوس شوند؟ يأس از رحمت الهي، از گناهان کبيره و در رديف کفر قرار دارد!
توبه و پشيماني از گناه، توفيقي است که انسان را از گناه پاک و پاکيزه مي نمايد. انسان بعد از توبه، مورد عنايت خدا قرار مي گيرد. حتي خدا وعده داده است که گناهان شخص توبه کار را نه تنها از ذهن کساني که شاهد گناه او بوده اند، پاک مي کنم، بلکه از ياد ملائکه مقرب خود نيز مي زدايم؛ بلکه آن را به حسنه و نيکي مبدل مى کند. (2)
حقيقت توبه، پشيماني از گناه و قصد و عزم جدي براي ترک آن است. اگر کسي به اين حالت دست يافت، حقيقت توبه در او محقق شده است. چنين شخصي، اميدوار باشد خداوند او را بخشيده است.
چه کسي در وفاي به عهد، راستگوتر از خداوند است؟ قرآن مجيد وعده داده که خداوند توبه را از بندگانش مي‌پذيرد. بنابراين، گناهکاري که به گناه خويش اعتراف دارد، از آن پشيمان است، عزم جدّي بر ترک گناه و جبران گناهان گذشته از حق النّاس و حق اللَّه دارد، بايد به قبولي توبه خويش و رحمت و مغفرت خداوند اميدوار باشد.
پشيماني شما از انجام گناه، بهترين دليل بر آن است که عزم تان بر توبه جدي است. همين که از عمل خود پشيمان هستيد، کفايت مي کند. اما بهتر است، استغفار کنيد.
2. لازم است بدانيد:
شهوت و غريزه جنسي، يكى از امورى است كه با طبيعت انسان در آميخته و خداى متعال كه به حكمت بالغه اش اين غريزه را در نهاد انسان گذارده، تا نسل انسان باقى بماند، از روى رحمت و هدايت خود راه هاى آسان و معقول كنترل و ارضاي آن را پيش پاى او قرار داده است. نسبت به بيراهه ها و انحراف از مسير درست نيز هشدارهاى لازم را به انسان داده است؛ راه هايى كه بايد با شناخت و عمل به آن ها، سلامت جسم و جان خويش را پاس بداريم و از خطر و پيامد كارهايى همچون خودارضايى و مانند آن، برهانيم.
بنابراين، غريزه جنسي، موهبت الهي است که به طور قطع نياز به ارضاي صحيح دارد؛ ولى به صورتى كه با نظام طبيعت و شريعت سازگار باشد تا که از كنترل خارج نشده، سرمايه هاى عظيم انسانى را به خاكستر تبديل نكند.
براي کنترل و هدايت درست اين غريزه، راه‏هاي متعددي وجود دارد که بهترين و موثرترين آن ها، ازدواج است. چنان که قرآن کريم در اين مورد مي‏فرمايد: «وَ أَنکِحُوا الْأَيَامَى مِنکُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَائِکُمْ إِن يَکُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ». (3)
در اين آيه، ابتدا جوانان را بر ازدواج تشويق کرده و به آنان اميد داده که فقر را مطرح نکنند؛ زيرا با اتخاذ شيوه صحيح و منطقي در زندگي و اميد به رحمت و فضل خدا، اين مشکل به راحتي حل مي‏گردد.
بنابراين، بهترين و مؤثرترين راه براي کنترل غريزه، ازدواج است. چه بسا در برخي موارد که انسان به گناه مي افتد، واجب است که ازدواج کند. انسان براي انجام دادن موضوع واجب، بايد کوشش نمايد که حتي المقدور صورت گيرد و مانند همه تکاليف واجب بايد انجام پذيرد.
در صورت عدم وجود شرايط، حتي به صورت نسبي تا زمان رسيدن به آن شرايط و انجام اين امر، تنها راه آن است که غريزه جنسي خود را به طور موقت کنترل کنيد. طبيعي است براي کنترل غريزه جنسي بايد از برخي راهکارها کمک بگيريد.
متأسفانه، فرم مشخصات را براي کامل نکرده ايد تا بتوانيم راهنمايي بيش تر و مناسب با سن تان داشته باشيم. توصيه مي کنيم در صورت تمايل، در مکاتبات بعدي در مورد خود و شرايط تان توضيح بيش تري بدهيد تا راهنمايي هاي کاربردي بيش تري تقديم شود.
3. دوست عزيز! قبل از هر سخن بايد بگويم ارائه هر راهکاري براي كنترل شهوت، متوقف بر خواست و اراده قطعي شما است. بهترين اذکار و قوي ترين راهکارها، بدون خواست واقعي شما روي کاغذ باقي مي‌ماند.
عواملي در تقويت اراده مؤثر است، مانند: تمرکز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون، توجه به عبادات به ويژه نماز که تمرين تمرکز فکر است، پايان رسانيدن کارهاي نيمه تمام، تلقين مثبت و... .
بر اين اساس، مهم ترين ابزار در ترک معصيت و فرار از دام شيطان، اراده و قوي در ترک اعمال زشت و ناپسند است. مهم ترين کاري که بايد انجام دهيد، اين است که اراده و اعتماد به نفس خودت را تقويت نمايي تا در مقابل طوفان وسوسه هاي شيطاني، تاب بياوري.
بعد از اين، راهكار اصلي در پيشگيري و درمان مشکل خودارضايي و رهايي از تحريکات شهواني، طبق فرموده قرآن، دو چيز است: يکي ازدواج ـ که در بالا تذکر داديم ـ و ديگري داشتن تقواي دروني و عملي. بزرگان گفته‏اند: «نفس را مشغول بدار؛ و گرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت». در اين زمينه، بايد چند چيز را دقيقاً و حتماً بدون سهل‏انگاري عمل نماييد:
تصميم جدي و قاطع بر گناه نکردن، ترک زمينه گناهان، ترک فکر گناه، اشتغال به برنامه شبانه‏روزي، ورزش، توجه کامل به اين که خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است، تفکر در عواقب زيان بار گناه، باور کردن اين که شيطان و نفس امّاره، دشمن انسان اند، عمر انسان زودگذر است و در آينده بسيار نزديک به نتايج اعمالش خواهد رسيد، همه اين موارد، از مهم ترين راهکارهايي هستند که انسان را در داشتن داشتن تقواي دروني و عملي کمک مي کنند.
در صورت تمايل براي صحبت در زمينه موارد ياد شده، مي توانيد در مکاتبات بعدي مطرح کنيد تا پاسخ دهيم.

پي ‌نوشت ‌ها:
1. زمر (39)، آيه 53.
2. آيت الله مکارم شيرازي، اخلاق در قرآن، انتشارات مدرسه علي بن ابي طالب، ج 1، ص 217.
3. نور (24)، آيه 32.