سلام
می خواستم بدونم چرا خدا انسان رو خلق کرد؟ وقتی خودش می تونه همه ی کارها رو انجام بده

روزه چه زمانی بهش کفاره تعلق می گیره؟ کفاره باید چگونه داده بشه؟ آیا روزه ی غیر عمد بهش کفاره تعلق میگره یا اینکه روزه ی قضا رو می تونیم هر زمانی که بخوایم قضاشو بگیریم؟

آیا همه ی آهنگهای که توسط فرهنگ ارشاد مجوز داده میشه گوش دادن به اونها مجاز هست؟گوش دادن به آهنگهایی با مضامین عشق های زمینی گناه محسوب میشه؟آخه من خیلی موسیقی دوست دارم راستی شرکت در مجالس عروسی که هر آهنگی(منظورم آهنگهای شاد هستند)پخش میشه مشکلی نداره(منظورم مجالسی که مختلط نیستند)

پرسش 1:
روزه -خلقت انسان -موسيقي
سلام مي خواستم بدونم چرا خدا انسان رو خلق کرد؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
فلسفه آفرينش انسان، در فلسفه عمومي خلقت همه موجودات تعريف شده است. اين دو ماهيتي جداي از هم ندارند. بايد ديد كه هدف خداوند از آفرينش همه موجودات چيست تا آن گاه فلسفه آفرينش انسان و هدف اصلي آن براي ما روشن گردد.
تصور ما از انجام کارها، معمولا به دست آوردن سود يا رفع يک نياز است؛ زيرا ما انسان ها موجوداتي محدود و ناقص هستيم و همواره اعمال ما به يکي از اين دو امر برمي گردد؛ اما خداوند، هيچ نقصي ندارد تا با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد . خدا فاقد هيچ کمالي نيست تا به کمال رسيدن براي او متصور باشد؛ بلکه خدايي او اقتضاي آفرينش دارد؛ زيرا «آفريدن» به معناي ايجاد کردن است. هر وجودي، خير است و لازمه فياض (بخشنده) بودن خداوند، عطا کردن او است. خداوند در قرآن مي فرمايد:
«و ما کان عطاء ربک محظورا»؛(1) «عطاي پروردگارت منع نشده است».
هر چيزي که اقتضاي وجود و هستي داشته يا امکان وجود داشتن آن باشد، فيض وجود از خدا دريافت مي کند. خداوند بخل در وجود و هستي دادن ندارد تا موجودي که امکان وجود آن است، وجود را دريافت نکند.
جهان هستي با تمام نظم و زيبايي هايش نمادي از لطف، مهرباني، علم، قدرت و حکمت خداست؛ به طوري که بدون آفرينش، صفات جمال و جلال خدا مخفي و پنهان مي ماند.
هر «بود»ي، «نمود»ي دارد. نمي شود خدا فياض باشد، اما فيضي نداشته باشد. همان گونه که نمي تواند نور باشد. اما روشنايي نداشته باشد و رحمت باشد، اما بخشش نداشته باشد. بنابراين، از همين جا مي توان نتيجه گرفت که خلقت جهان و از جمله انسان، نتيجه صفات خداوند است.
خداوند فيض و بخشش دارد و لازمه آن اين است که هر چه امکان وجود دارد، فيض و هستي خداوند را دريافت کند. چون قابليت وجود براي جهان هستي بود، خداوند آن را آفريد. بنابراين، جهان هستي نشان دهنده و نتيجه صفات خداوند است . از اين رو، خلقت جهان هستي با تمامي نظم و زيباييش، جلوه گر جلال و جمال خداست.
خداوند از آن جا که "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بي نهايت دارد، جهان و انسان را آفريده است. لازمه اين صفات آن است که اولا، جهان را بيافريند. ثانيا، خلقت او بهترين و کامل‏ترين آفرينش باشد. در مجموعه هستي اگر وجود مخلوقي، زيبايي و کمال آفرينش مجموعه عالم را افزايش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق کند؛ زيرا عدم خلقت آن موجود، ناشي از عدم اطلاع و آگاهي از زيبايي آن است، يا در اثر ضعف و ناتواني از خلقت آن است.
چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بي نهايت، باز آن زيبايي را خلق نکند، ناشي از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگي است و خدا از بخل، منزه است. "جود" و رحمت و بخشندگي او بي نهايت است. پس جهاني که خدا خلق مي کند، بايد کامل‏ترين صورت ممکن را داشته باشد. هر چه امکان تحقق دارد، از طرف خداوند فيض وجود دريافت مي کند. هدف نهايي تک تک موجودات و مجموعه عالم هستي، اعم از دنيا و آخرت، همين است.
در حقيقت، غايت و هدف افعال الهي همان خود اوست . خداوند چون خداست، مي‌آفريند. آفرينش، لازمه خدايي اوست؛ زيرا وجود بهتر و ارزشمند تر از عدم است. خداوند اين فيض را از عام دريغ نمي نمايد؛ در عين حال، آفرينش خداوند هم بر اساس صفات حکمت و علم او در نهايت اتقان و استحکام و هدف مندي است . همچنين مسيري معين براي موجودات آن تعبيه شده است . سرانجامي دقيق و محاسبه اي کامل در برابر رفتارها و کنش هاي اختياري موجودات مختار، در نظر گرفته شده است.
بر اين اساس، آخرت و معاد هم در همين جهت، ضرورت وجود مي يابد؛ چون به شکوه بيش از پيش اين مجموعه و عادلانه بودن ساختار عالم کمک مي کند. اين امر همخوان با روح جاودانگي طلب انسان است و بستر رسيدن به کمالات وجودي انسان را که برترين مخلوق خداوند است، مهيا مي سازد.
البته اين موضوع از منظر غايت فاعل و هدفي است که علت ايجاد عالم در آفرينش دارد. در کنار اين امر، اين عالم و خود مخلوق خداوند هم به نوعي داراي هدف و مقصدي است که در مسير حرکت خود در نهايت به آن منتهي مي گردد.
در پايان، براي درك حقيقت هدف خداوند تذكر اين نكته ضروري است كه ما دو هدف داريم: يکي هدف فعل و ديگري هدف فاعل. بين اين دو تفاوت وجود دارد. به اين مثال توجه نماييد:
صنعتگري موتوري را مي سازد که قادر به حرکت با سرعت 800 کيلومتر در ساعت است. هدف اين موتور که فعل صنعتگر است، رسيدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلي سازنده موتور، نشان دادن توانمندي خود يا رسيدن به شهرت و مانند آن است. با اين توضيح بايد گفت که فارغ از هدف خداوند در خلقت عالم و اقتضاي ذات و صفاتش، اين عالم هم مسير و مقصدي را در پيش دارد که هدف آن به شمار مي رود. اين هدف، تکامل انسان و رسيدن به غايت نهايي ذات انساني اوست.
در آيات قرآن آزمايش (2) و عبادت (3) به عنوان علّت آفرينش انسان شناخته شده است. در عين حال، آفرينش بسياري از مظاهر خلقت مانند آنچه در زمين است، براي او تعريف شده است. (4) از اين امر مي توان نتيجه گرفت که غايت حکيمانه اي که خداوند در مسير خلقت عالم در نظر گرفته، تکامل انسان و رسيدن او به درجات والاي وجودي و در نهايت، بهره مندي او از اين کمالات و رشد و پيشرفت آدمي است.

پي نوشت ها :
1. اسراء (17) آيه‏ 20.
2. ملک (67) آيه 2.
3. ذاريات (51) آيه 56.
4. بقره (2) آيه 29.

پرسش 2:
روزه چه زماني بهش کفاره تعلق مي گيره؟ کفاره بايد چگونه داده بشه؟ آيا روزه ي غير عمد بهش کفاره تعلق ميگره يا اينکه روزه ي قضا رو مي تونيم هر زماني که بخوايم قضاشو بگيريم؟
پاسخ:

کفاره روزه يعني کسي که عمداً روزه ماه مبارک رمضان را بدون عذر شرعي افطار کرده باشد. براي هر روز يا بايد دو ماه روزه بگيرد که 31 روز آن پي در پي باشد يا شصت فقير را سير کند يا به هر کدام يک مد که تقريباً ده سير است،(750 گرم ) طعام از گندم يا جو يا آرد و مانند اينها بدهد، (1)
اگر گرفتن شصت روز روزه براي شما ممکن نباشد ،مي توانيد به شصت نفر فقير طعام بدهيد يا براي هر فقير يک مد طعام (750 گرم گندم يا آرد ) بدهيد .
جاهايي که انسان به خاطر عذري روزه رمضان را خورده و بايد کفاره بدهد، موارد زير است:
1- اگر به واسطه مرضي روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بکشد، قضاي روزه‌هائي را که نگرفته ، بر او واجب نيست، بايد براي هر روز يک مد که تقريبا ده سير (750 گرم نان يا غذا،تقريبا معادل700 تومان) است طعام به فقير بدهد، ولي اگر به واسطه عذري ديگر مثلا براي مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقي بماند، روزه‌هائي را که نگرفته ،بايد قضا کند .احتياط مستحب آن است که براي هر روز يک مد طعام هم به فقير بدهد.
2- اگر در ماه رمضان به واسطه عذري روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او بر طرف شود و تا رمضان آينده عمدا قضاي روزه را نگيرد، بايد روزه را قضا کند و براي هر روز يک مد غذا هم به فقير بدهد.
3- کسي که به ‌واسطه پيري نمي‌تواند روزه بگيرد، يا براي او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست. ولي در صورت دوم بايد براي هر روز يک مد که تقريبا ده سير است ، غذا به فقير بدهد.
4- اگر انسان مرضي دارد که زياد تشنه مي‌شود و نمي‌تواند تشنگي را تحمل کند، يا براي او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست. ولي در صورت دوم بايد براي هر روز يک مد طعام به فقير بدهد. احتياط واجب آن است که بيش تر از مقداري که ناچار است آب نياشامد . چنانچه بعد بتواند روزه بگيرد، بنا بر احتياط واجب بايد روزه‌هائي که نگرفته ،قضا نمايد.
5- زني که زائيدن او نزديک است و روزه براي حملش ضرر دارد ،روزه بر او واجب نيست. بايد براي هر روز يک مد طعام يعني گندم يا جو و مانند اين ها به فقير بدهد، نيز اگر روزه براي خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست و همچنين کفاره هم ندارد اما قضاي روزه را بايد بگيرد.
6- زني که بچه شير مي‌دهد و شير او کم است ،چه مادر بچه، يا دايه او باشد، يا بي اجرت شير دهد، اگر روزه براي بچه‌اي که شير مي‌دهد ،ضرر دارد روزه بر او واجب نيست. بايد براي هر روز يک مد طعام يعني گندم يا جو و مانند اين ها به فقير بدهد، نيز اگر براي خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست، همچنين کفاره هم ندارد اما قضاي روزه را بايد بگيرد. (2)
مکلف قضاي روزه را مي تواند تا رمضان سال بعد هر روز که بخواهد بگيرد و چنانچه تا سال بعد روزه را قضا نکند چنانچه در بالا اشاره شد بايد علاوه بر قضاي آن کفاره ي تأخير بپردازد يعني براي هر روز يک مد غذا هم به فقير بدهد. (3)
وقت پرداخت کفاره از موقعي است که کفاره واجب مي‌شود تا آخر عمر. البته لازم است هرچه زودتر کفاره را بدهد. مورد مصرف کفاره ، فقير است يعني کفاره را بايد به فقير بدهند.
مي توانيد پول شصت مد طعام را به دفتر مرجع تقليد خود بدهيد تا از طرف شما به شصت فقير طعام بدهد.
پي‌نوشت‌ ها:
1. آيت الله مکارم شيرازي، توضيح المسائل، مسأله 1401.
2. همان، م 1450 الي 1455.
3. همان، م 1434.

پرسش 3:
آيا همه ي آهنگهاي که توسط فرهنگ ارشاد مجوز داده مي شه گوش دادن به اونها مجاز هست؟گوش دادن به آهنگهايي با مضامين عشق هاي زميني گناه محسوب مي شه؟آخه من خيلي موسيقي دوست دارم راستي شرکت در مجالس عروسي که هر آهنگي(منظورم آهنگهاي شاد هستند)پخش ميشه مشکلي نداره(منظورم مجالسي که مختلط نيستند)

پاسخ:

حضرت آيه الله مکارم شيرازي در مورد موسيقي مي فرمايد:
آهنگ هايى که گاهى از آن به موسيقى مبتذل، گاه فسادانگيز، گاه مطرب، تعبير مى‏شود، هر جا، و با هر محتوايى باشد، حرام است؛ ولى آهنگ هاى ديگرى هست که چنين نيست. مانند آهنگ هاى معروفى که اشعار مختلف مذهبى، مرثيه‏ها و موزيک هاى نظامى و ورزشى با آن نواخته مى‏شود، اينها حرام نيست. (1)
موسيقي اگر مناسب با مجالس لهو و لعب باشد، يا داراي طرب و ترجيع و مهيج شهوات باشد، اشکال دارد و حرام است، چون انسان را به وادي شهوت و دوري از خدا مي‌کشاند و از خدا غافل مي­سازد. اگر اين خصوصيات را نداشته باشد، اشکال ندارد.
طبق اين معيارها و ملاک ها، موسيقي خواه از صدا و سيما پخش شود يا از کاست و سي دي و يا در جشن و اعياد اسلامي به کار گرفته شود، در صورتي که شک داشته باشيم، اشکال ندارد. اما اگر معيار موسيقي حرام در آن باشد، در هر صورت حرام مي‌باشد، گرچه از صدا و سيما پخش شود و يا به اصطلاح مجوز از ارشاد داشته باشد.
بنا بر اين گوش دادن به موسيقي هاي شاد که در مراسمات عروسي پخش مي شود اگر ويژگي هاي ذکر شده را دارا باشد ( که عمدتاً اينگونه اند) حرام بوده و اشکال دارد.
پي نوشت ها:
1. آيت الله مکارم، استفتائات جديد، ج‏3، ص 153، سؤال 456.