سلام در آیه 90 سوره ی المائدة منظور از تیرهای قرعه چیست؟
ازلام نوعی بخت آزمایی با قرعه کشی بوده، قرعه کشی توسط ترکه های چوب نازک شبیه به تیرهای کمان انجام می شده است که مفرد آن "زلم" و جمع آن "ازلام" است. (1)
در شرح این نوع قرعه کشی گفته شده:
ده نفر با هم شترى را مىخريدند و نحر مىكردند، بيست و هشت قسمت مىنمودند، آن گاه ده چوبه تير كه يكى نامش فذ، دوم توأم، سوم رقيب، چهارم حلس، پنجم نافس، ششم مسبل، هفتم معلى،هشتم منيح، نهم سنيح و دهم رغد، نام داشت، قرار مىدادند . همه مىدانستند كه از اين بيست و هشت سهم، يك جزء سهم فذ است، دو جزء سهم توأم ، سه جزء سهم رقيب، چهار جزء سهم حلس، پنج قسمت سهم نافس ، شش سهم از آن مسبل ، هفت قسمت كه از همه بيش تر است، از آن معلى است .هشتم ، نهم و دهم سهم نداشتند . آن گاه به شكل بختآزمايى دست مىبردند . يكى از آن ده تير را بيرون مىآوردند، اگر فذ بيرون مىشد، يك سهم از بيست و هشت سهم را به كسى كه فذ را به نامش بيرون آوردند، مىدادند . اگر توأم بيرون مىشد، دو سهم . اگر يكى از سه چوبه منيح و سفيح و رغد به نام كسى در مىآمد، چيزى از آن سهام عايدش نمىشد، با اينكه صاحبان اين سه سهم در دادن پول شتر شركت داشتند . اين عمل هميشه ميان ده نفر انجام مىشد. در تعيين اينكه چه كسى صاحب فذ و چه كسى صاحب توأم و يا آن هشت چوبه ديگر باشد ، با قرعه تعيين مىكردند. (2)
این نوع عمل هم نوعی قمار و حرام شمرده شده و "ازلام" و تیرها اسباب این قمار بودند که اسباب حرام و از عمل شیطان می باشند.
بعضی گفته اند منظور از "ازلام" تیرهایی بود که برای تفال از آن ها استفاده می کردند که سه تیر شبیه به هم بود که بر یکی نوشته بود "انجام بده" و بر دیگری نوشته بود "انجام نده". بر سومی چیزی نوشته نشده بود . وقتی کسی می خواست کاری انجام دهد،به انجام دهنده قرعه مراجعه می کرد. او با بیرون آوردن یک تیر او را راهنمایی می کرد که انجام دهند یا ندهند. اگر تیر سوم بیرون می آمد، ادامه می داد تا یکی از دو تیر انجام بده یا نده بیرون بیاید و این کار نوعی تفال بود. (3)
علامه طباطبایی می نویسد که علاوه بر این که آیات دیگر قرینه بر این هستند که منظور این نیست، بلکه منظور معنای اول است ، روایات زیادی هم داریم که منظور از "ازلام" قمار است ،نه تفأل. (4)
پی نوشت ها:
1. مصطفوی، التحقیق، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب،1360 ش ، ج 4 ، ص 346.
2. طباطبایی ، المیزان، ترجمه موسوی همدانی ، قم ، انتشارات اسلامی، 1374 ش، ج 2، ص 188-189.
3. بیضاوی، انوار التنزیل، بیروت، دار احیاء التراث العربی ، 1418 ق ، ج 2 ، ص 114.
4. طباطبایی، همان، ج6، ص 176.






