اگر غيبت كسي را كرده باشيم و بدانيم كه اگر به او بگوييم ناراحت ميشود بايد چه كاري انجام داد كه گناهمان پاك شود؟و آيا درست است كه وقتي غيبت كسي را ميكنيم هر چه گناه شخص غيبت شونده كرده باشد به پاي ما مينويسند؟ و برعكس
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
غيبت از گناهان كبيره و مشتمل بر حقّ الناس و حقّ اللّه است ; يعني كسي كه غيبت مي كند, هم به غيبت شونده ظلم مي كند و هم به قانون خدا بي احترامي مي كند; از اين رو هم بايد آن شخص را راضي كند و هم خدا را راضي كند.
رضايت خدا با توبه و عذر تقصير به درگاه خدا بردن حاصل مي شود:«وَ هُوَ الَّذي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئات؛او كسى است كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و بديها را مىبخشد».(1)
اما در مورد رضایت غیبت شونده امام صادق علیه السلام می فرماید:« فَإِنِ اغْتَبْتَ فَبَلَغَ الْمُغْتَابَ- فَلَمْ يَبْقَ إِلَّا أَنْ تَسْتَحِلَّ مِنْهُ- وَ إِنْ لَمْ يَبْلُغْهُ وَ لَمْ يَلْحَقْهُ عِلْمُ ذَلِكَ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَه؛اگر غیبت نمودی ،در صورتی که به گوش غیبت شونده رسید، باید حلالیت بطلبی . اگر به گوش او نرسید و ندانست، برای او از خداوند طلب بخشش نما».(2)
علمای ما فرموده اند:
اگر به شخص غيبت شونده دسترسي دارد و مفسده اي بر رضايت طلبي از او مترتب نمي شود, او را راضي كند و از او معذرت بخواهد, ولي اگر به او دسترسي ندارد يا اگر به او بگويد, مفسده اي به وجود مي آيد, لازم نيست او را راضي كند یا صدقه و کفاره ای بدهد، بلكه براي او دعا و استغفار كند.
در غيبت توبه و طلب مغفرت براي غيبت شده كافي است.(3)
اما در مورد بخش دوم سؤال توجه شما را به مطلبی از کتاب "اخلاق در قرآن" معطوف می دارم:
غيبت سبب مىشود كه حسنات غيبت كننده به نامه اعمال غيبت شونده، و سيئات غيبت شونده به نامه اعمال غيبت كننده منتقل شود، چنان كه در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود:
«يُؤْتى بِاحَدٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُوقَفُ بَيْنَ يَدَىِ اللَّهُ يُدْفَعُ الَيْهِ كِتابُهُ فَلا يَرَى حَسَناتِهِ فَيَقُولُ الهِى لَيْسَ هذا كِتابِى فَانِّى لا ارَى فيها طاعَتى فَقالَ انَّ رَبَّكَ لا يَضِلُّ وَ لا يَنْسى، ذَهَبَ عَمَلُكَ بِاغْتياب النَّاسِ ثُمَّ يُؤْتى بِآخَرَ وَ يُدْفَعُ الَيْهِ كِتابُهُ فَيَرى فيها طاعاتٍ كَثيرةٍ، فَيَقُولُ الهى ما هذا كِتابى فَانِّى ما عَمِلْتُ هَذِهِ الطَّاعاتِ، فَيَقُولُ: انَّ فُلاناً اغْتابَكَ فَدُفعَتْ حَسَناتُهُ الَيْكَ؛
روز قيامت كسى را در دادگاه عدل الهى حاضر مىكنند، و نامه اعمالش را به دست او مىدهند، نگاه مىكند حسنات خود را در آن نمىبيند، عرضه مىدارد :خدايا! اين نامه عمل من نيست، زيرا طاعات خود را در آن نمىبينم، خداوند به او مىگويد: پروردگار تو نه گمراه مىشود و نه چيزى را فراموش مىكند. طاعات تو به سبب غيبت مردم از بين رفت، سپس ديگرى را مىآورند و نامه عملش را به دستش مىسپارند، در آن طاعات زيادى مىبيند كه انجام نداده بود. عرض مىكند: خداوندا! اين نامه عمل من نيست، چرا كه من اين طاعات را انجام ندادهام، خداوند مىفرمايد: فلان كس تو را غيبت كرد، بدين سبب حسناتش به تو داده شد».(4)
البته این در صورتی است که توبه نکرده و حلالیت نطلبیده باشد اما اگر توبه نموده و رضایت غیبت شونده را جلب نماید، ان شاءالله روایت شامل حالش نمی شود.
برای اطلاع بیش تر به کتاب :1."اخلاق" سید عبدالله شبر،2."چهل حیث" امام خمینی ،3."اخلاق الهی" مجتبی تهرانی،رجوع نمایید.
پی نوشت ها:
1.شوری(42) آیه 25.
2.علامه مجلسی،بحار الأنوار،.موسسه الوفاء ،بیروت،1404ق، ج72، ص242.
3. آيت الله تبريزي، استفتاآت ،سوال 1006.
4.مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن،مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه السلام،قم،1379، ج3، ص 116.






