اگردرعالم ذرخداوندسوالی ازهمه ی انسانها پرسیده که آیا من خداوندشما هستم بعضیها گفتند بله بعضیها گفتند نه پس چرا بعضیها در گناهی ترین مرکز دنیا به دنیا می آیند که راهی برای شناخت خدا ندارند ولی بعضیها درایران به دنیا می آیند وتامیانسالی گناه میکنند وبعد به سوی خدا میروند

پرسشگر محترم
با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز؛
ابتدا لازم به نظر می رسد که توضیحاتی در خصوص اصل عالم ذر داده شود ؛ در قرآن آیاتی وجود دارد (1) که مفادش آن است که از فرزندان آدم پیمان بر ربوبیت خدا گرفته شده است؛ اما این که پیمان مذکور چگونه و در چه زمانی بوده، اين آيات توضیحی نمی‏دهد. از این جهت، مفسران در باره این پیمان اختلاف کرده‏اند.
علامه طباطبایی معتقدند: این آیه ناظر به وجود و حضور جمعی انسان‏ها در حضور خدا است؛ حضوری که غیبت در آن متصور نیست. گویی همه فرزندان آدم یک جا از پشت پدران گرفته شده، گرد هم جمع آمده‏اند و در برابر خدا حضور دارند. در این حالت، هر انسانی خود را حضورا می‏یابد و یافته‏اش گواهی روشن بر وجود خدا و خداوندگاری او است؛ ولی قرار گرفتن انسان‏ها در گردونه زمان و تحولات جهان، آدمی را چنان مشغول و از خود بی خود می‏کند که از آن علم حضوری که به آفریدگار خود داشت، غافل می‏گردد. (2)
در مجموع می توان گفت ظاهراً این آیه شریفه گفتگویی بین خدا و انسان می‏باشد. در این گفتگو خداوند از انسان‏ها اقرار می‏گیرد که پروردگار آنان است. اقرار گرفتن برای اتمام حجت بر انسان می‏باشد که در آینده ادعای غفلت نکند.
آیا گفتگو به همین صورت که در آیه آمده، اتفاق افتاده است؟ موطن و عالمی که این میثاق گرفته شده، کجا است؟ دنیا یا غیر آن؟ آیا این میثاق، قبل از تولد انسان گرفته شده یا بعد از آن؟
در پاسخ به این سؤالات نظریات مختلفی ارائه شده است.
آیت الله جوادی آملی بعد از بررسی نظریات مفسران در آیه، دو احتمال را موجه دانسته‏اند:
الف) بیان تمثیلی:
اگرچه ظاهر آیه حاکی از گفتگویی بین خدا و انسان و گرفتن اقرار است، ولی این آیه در مقام بیان واقع نیست؛ بلکه مقصود صرفاً تمثیل است.
خداوند در واقع از فرزندان آدم اقرار نگرفته، بلکه مراد آن است که گویا خداوند از همه انسان‏ها اقرار گرفته است. مسئله ربوبیت خدا و عبودیت انسان، به قدری روشن است که گویا همه انسان‏ها گفتند: «بلی». شیوه بیان این آیه، بیان تمثیلی است ... پس در آیه میثاق (عالم ذر )، امر و نهی لفظی نیست؛ بلکه در حقیقت، تمثیل است.
ب) بیان واقعی:
معنای دوم که بیش تر مورد نظر است، این می‏باشد که آیه صرفاً تمثیل نیست، بلکه به لسان گفتگو از واقعیتی سخن می‏گوید که در خارج رخ داده و واقعیت این است که خداوند با زبان دو حجت خود، با انسان سخن گفته است: یکی زبان عقل ( پیامبر درونی انسان ) و دیگری زبان وحی از طریق انبیا ( پیامبران بیرونی) . این دو حجت، خدا را به انسان می‏نمایانند و ربوبیت او را بیان می‏کنند. این دو، از هیچ انسانی دریغ نشده است.
با وجود این دو حجت، دیگر انسان نمی‏تواند ادعای فراموشی و غفلت کند.... با توجه به معنای فوق، موطن و عالمی که این میثاق الهی در آن رخ داده، دنیا می‏باشد و برای هر انسانی بعد از تولد او چنین چیزی رخ می‏دهد.
بنا بر این، آیه میثاق هیچ دلالتی بر ازلی بودن انسان یا حتی هر گونه وجودی قبل از تولد برای آدمی ندارد؛ بلکه آیه یا صرفاً یک تمثیل است و نه بیان واقع، و یا از واقعیت اعطای حجت باطنی و ظاهری سخن می‏گوید که مربوط به بعد از تولد انسان می‏باشد. (3)
بر این اساس اصل اشکال و سوال شما منتفی است ، اما در عین حال باید گفت :
تفاوت های انسان ها در زمان و مکان خلقت و تاثیرات مترتب بر این امر حقیقتی غیر قابل انکار است و لازمه خلقت مادی دنیایی به حساب می آید و منطقی نیست که والدینی در کشوری غربی ازدواج و توالد و تاناسل داشته باشند و فرزند آن ها در شرق و در محیطی دینی متولد گردد ؛ اما در عین حال باید دانست که با وجود تفاوت ها اولا
اصل اختیار انسان ها در کشف مسیر از دست نمی رود و ثانیا عدالت در تکالیف و مسئولیت ها و آزمایشات و محاسبه اعمال این افراد متناسب با داشته و توان مندی ها و امکانات موجود در زندگی شان در نزد خداوند به شکل دقیقی ملاحظه می شود .همه ویژگی های ژنتیکی و خانوادگی و اجتماعی و... فرد را ملزم به انتخاب یک مسیر خاص در زندگی نمی کند؛ از نظر جهان بینی اسلامی همه انسان‏ها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم‏گیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم می‏زنند. بايد بر اساس عقل و دانش و درك خود به حقيقت هر چه كه باشد ايمان بياورند.
ما به روشني موارد متعدد نقض را در اين زمينه مي يابيم كه علي رغم همه علل و عوامل محيطي و ژنتيكي و تربيتي و ... باز عنصر اختيار فرد و كنش هاي خودخواسته نقش بسزايي در تعيين جهت حركت فرد در مسير زندگي ايفا مي كند و فردی در محیطی کاملا غیر دینی به سمت دین و خدا و یافتن معرفت عمیق دینی می رود و یا بالعکس ؛ به هر حال همه اين علل و عوامل نمي تواند نوعي جبر و عدم اختيار را براي فرد رقم بزند .
ثانیا : عدالت در تکالیف و مسئولیت ها و آزمایشات و محاسبه اعمال این افراد متناسب با داشته و توان مندی ها و امکانات موجود در زندگی شان در نزد خداوند به شکل دقیقی ملاحظه می شود .
پس اختلافات در زمان و مکان زندگی انسان ها امری کاملا طبیعی و منطقی و بر اساس ساختار علّی و معلولی عالم است و اشکالی بر آن نیست ، اما مهم آن است که بدانیم این افراد گوناگون در محیط های مختلف و با گرایشات فکری و فرهنگی و باورهای سنتی متفاوت و حتی توانایی های ادراکی متفاوت و اختلاف در دست رسی به حقیقت ادیان آسمانی ،به یک گونه مورد سوال خداوند قرار نخواهند گرفت و خداوند در نوع تکالیف و مسئولیت ها و آزمونها و محاسبه اعمال به شکلی متفاوت با آن ها برخورد خواهد نمود .
محاسبه خداوند در خصوص افراد گوناگون و عدالت لحاظ شده ، در این فرایند از چنان پیچیدگی برخوردار است که به راحتی نمی توان آن را دریافت ؛ این امر تا حدی دقیق است که حتی دو انسان با یک محیط رشد و شرایط زندگی و والدین مشترک را نیز نمی توان یافت که امتحانات الهی، تکالیفی که از آن ها انتظار می رود، سختی و آسانی مسئولیت هایی که در زندگی بر عهده آن ها نهاده می شود، نمره قبولی آن ها و نحوه محاسبه الهی در قیامت در برابر اعمال شان یکسان باشد؛ همه با محاسبه تفاوت های روحی و فکری و فرهنگی و محیطی و با دقتی بی نظیر در مورد هر فرد ملاحظه و اعمال می گردد.
واقعا معلوم نیست در فردای قیامت مومنان به ظاهر درستکار که ظاهر الصلاح بودند و متناسب با محیط پرورش خود متدین و معتقد گشته اند، اهل سعادت و نجات خواهند شد یا همان افراد به ظاهر کم ایمان و آلوده به برخی معاصی که در نظر بسیاری از ما از حیطه دین و دیانت خارجند؛ آنچه بر ما روشن است ، آن است که خداوند عادل است. چنان که خود در قرآن فرموده: به اندازه رشته باریک میان هسته خرما به کسی ظلم نمی نماید. (4).

پي نوشت ها:
1. اعراف (7) آیه 172 - 174.
2. طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن،‏ ج ‏8، ص 307- 323، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، قم، 1417 ق.
3. جوادی آملی، فطرت در قرآن، ص 123 - 126 و 135، نشر اسراء، قم.
4. نساء(4) آیه 124.