بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم ، خدا قوت !
تا کنون در دعاهای ارزشمند مفاتیح الجنان ، در کتاب های متعدد و برمنابر مختلف بسیار شنیده ام که شاه کلید بندگی خداوند و راه نیل به هدف آفرینش و عامل صحت بندگی خداوند متعال ، عشق عمیق به ذات احدیت است و نیز شنیده ام که این عشق محبتی فراتر از محبت های زمینی و درک آن مشکل است و برای پی بردن به آن نمی توان از راه مقایسه با عشق های زمینی بهره جست . پس در حالی که قویا گمان می کردم عاشق و دلباخته یگانه پروردگار و معبود خویش هستم ، با جست و جو در وجود خود در این باره به این نتیجه رسیدم که من کارهای خوب را برای علاقه ای که "من" به آن ها دارم و حس خوبی که خوب بودن به "من" می دهد و برای این که خدایم "مرا" دوست داشته باشد انجام میدهم و از آن جا که در این میان از "خودم" اثری هست گمان کردم این احساس عشق به خدا نیست . در نتیجه به این سوال رسیده ام که : آیا عشق به خداوند همان عشق به همه خوبی ها و نیکی ها و زیبایی هاست ؟ و اگرنه چطور می توانم عشق الهی را یاد بگیرم و از آن بهره مند شوم ؟ (لطفا کتاب های مفید و عملی معرفی بفرمایید)
پیشاپیش از لطف شما در پاسخگویی به سوالم بسیار سپاسگزارم و موفقیت و سلامت شما را از خداوند مهربانم خواستارم.
والحمدلله !

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
بزرگان و عرفا بر اين عقيده اند که عشق، کليد همه معماها و رازهاي پنهاني است. عده اي عشق را خود حق دانسته و برخي آن را موهبت الهي مي دانند. ابتداي عشق، ابتداي زندگي بشر است. در عشق الهي عامل ظهور عشق بر خلاف عشق انساني که معشوق در آن وجودي محسوس و مشهود است، ايمان به خداست و چون خود ايمان از فضل خداست، عامل پديد آمدن اين نوع عشق نيز عنايت و موهبت الهي است.
اگر می خواهید معنای عشق واقعی را بچشید، باید از سیاست گام به گام استفاده کنید تا در عمق جانتان رسوخ کند؛ پس عشق به خودتان در نگاه أول اشکالی ندارد؛ البته به شرطی که در صدد تقویت و ریشه یابی آن باشید(چون در غیر این صورت مبتلا به عجب و کبر خواهید شد.) عشق الهي از عشق به خويشتن آغاز مي گردد و با عشق او به بنده ادامه مي يابد و سپس با عشق بنده به خداوند به نهايت مي رسد. اگر عشق را تنها گوشه اي از راز بزرگ خداوند بدانيم، عاشقان تنها محرمان اين رازند، عاشق حقيقي به فراخور معرفت و عشق خود، به چشم اندازي دست مي يابد که در آن جلوه ذات و لايزال سراسر حقيقت به تصوير کشيده شده است.
1) عشق مجازی پلی برای رسیدن به حقیقت:
اگر عشق زمینی(عشق به غیر خدا)؛ مقدمه ای برای رسیدن به عشق حقیقی و برتر قرار گیرد و مانع از آن نگردد ، با آن منافات ندارد ، بلکه گاهی راهی برای رسیدن به عشق حقیقی قرار می گیرد . آری مطمئنا عشق و علاقه زمینی موتور محرک قوی و موثر است ، اما نباید از رهزن بودن این عشق نیز غافل بود ؛ شخصى مى‏گوید: از امام صادق (ع) از معناى عشق سؤال کردم، فرمود: "قلوب خلت من ذکر الله فأذاقها الله حب غیره." (1) قلب هایى که از یاد و ذکر خدا خالى باشند، خداوند مبتلا به حب غیر خود مى‏نماید. بنا بر این دوستی و عشق به غیر که تمام قلب انسان را تسخیر کرده باشد؛ قلبی است که از وجود خدا خالی شده است ؛ زیرا خداوند دو دل در درون انسان قرار نداده است. (2)
از طرف دیگر ،علاقه و عشق محصول توجه به کمال است. آدمى زمانى که در چیزى و یا کسى(حتی خودش) کمالى را مى‏بیند، به آن علاقه‏مند مى‏گردد و اگر کشش به هر دلیل قوى باشد، این علاقه (اصطلاحاً) به عشق منجر مى‏گردد.
عشق زمینی تنها در صورتی می تواند انسان را به عشق حقیقی و برتر راهنمایی کند که انسان به ضعف های عشق زمین واقف گردد و بداند این ها همه مجاز عشق اند ، نه حقیقت عشق(چون هر کمالی که دارید، از آن اوست.) و نیز بداند که هیچ چیز غیر خدا نمی تواند متعلق عشق واقعی انسان قرار گیرد. این معرفت و آگاهی گاهی با شکست در عشق زمینی ، گاهی با آگاهی از حقیقت برتر وجود خود که در دام موجود زمینی اسیر گشته وگاهی ... به دست می آید. به همین خاطر اهل ذوق گفته اند:" المجاز قنطره الحقیقه." (3) عشق مجازی پلی است برای رسیدن به حقیقت.
عاشقان این راه هم چنین می توانند از رهگذر عشق به شگفتی های خلقت در عالم و آدم ، به عشق خالق همه آن زیبایی ها برسند و از تماشای جمال مخلوق به جمال خالق راه یافته و محو در عشق و محبت او شوند.
سر مطلب آن است که حقیقت عشق متعلق به عالم ماده نیست ؛ بلکه مربوط به کمال مطلق است که هیچ نقص و عیبى در او راه ندارد. انسان بالفطره عاشق خدا و طالب او است و اصولاً زمینه عشق به انسان و موجود زمینی ، براى عشق الهى و رسیدن به محبوب مطلق است. موجودى مى‏تواند معشوق حقیقى انسان قرار گیرد که هر چه از او مشاهده مى‏کند، زیبایى و کمال باشد و هیچ نقص، عیب و بدى در او وجود نداشته باشد و چنین موجودى جز خداوند متعال نیست. با توجه به این موضوع، عشق انسان به موجودات مادى، عشق حقیقى نیست، بلکه عشق مجازى است؛ زیرا جز خدا هیچ موجودى قابلیت معشوق بودن را ندارد وانسان عاشق، خود به این مطلب واقف است که معشوق مجازى او، عیب‏هاى فراوانى دارد ؛ اما از طرفى بعضى از کمالات و زیبایى‏ها را در او مى‏بیند که در حقیقت برگرفته از جمال و کمال محبوب حقیقى است و به عشق ورزیدن هم نیاز دارد. این جا است که به معشوق خیالى رو مى‏کند و به او عشق مى‏ورزد؛ اما چون به وصال می رسد ، عشق فروکش می کند ؛ زیرا آنچه او به آن عشق مى‏ورزید ، کمالی بود که فروکش نمی کند، در حالی که معشوق او چنین نیست.از این رو فقط در عشق به خداى متعال است که انسان پس از وصول و مشاهده، نه تنها عشقش فروکش نمى‏کند، بلکه بیشتر مى‏شود؛ زیرا هر چقدر انسان به خدا نزدیک‏تر مى‏شود، کمال و جمال بیشترى مشاهده مى‏کند.
عشق حقیقی : از منظر دین،خداوند کمال محض ، جمال مطلق ، دارای برترین وصف ها، مبدأ عشق ، اولین عاشق و الهام کننده عشق است . همه هستی آیت ، نشانه و مظهر اویند; از او سرچشمه گرفته ، به سوی او روان هستند . آدمی کمال جو و زیبایی طلب بوده ، حقیقتش از روح خدا است ، از آن منزل نزول کرده و به سوی او باز خواهد گشت ، انسان دارای روحی است که ظهور و جلوه تام صفات حق است .
عشق حقیقی عبارت است از "قرار گرفتن موجودی کمال جو (انسان ) در جاذبه کمال مطلق (خداوند متعال ); پروردگاری جمیل مطلق ، بی نیاز، یگانه ، دانای اسرار، توانا، قاهر و معشوقی که همه رو به سوی او دارند و او را می طلبند."
نکته پایانی:
بنا بر این عشق حقیقی تنها عشق به خدا است ، زیرا هر چیزی غیر او زایل شدنی و از بین رفتنی و دارای عیب و نقص است ؛ بنابراین هر چیز غیر او نمی توان معشوق واقعی باشد اولا چون ناقص است و کمال مطلق نیست، در حالی که در عشق ، معشوق هیچ عیب و نقص ندارد. ثانیا هر چیز غیر او زوال پذیر است و عارفان گفته اند : آنچه که نپاید ، دلبستگی را نشاید. همانند داستان حضرت ابراهیم (ع) که فرمود :" انی لا احب الافلین."(4) آن چیز که افول و غروب می کند و از بین می رود ، دوست نمی دارم. پس باید عشق پایدار و جاودانه باشد و آن عشق به خدا است که همیشگی و پایدار است و البته در سایه این عشق ، عشق به مظاهر جمال و زیبایی او ، مانند زن و فرزند و گل و درخت و طبیعت و... معنا می یابد.
2) منابعی برای مطالعه بیشتر:
1. ابراهيمي ديناني، غلامحسين، دفتر عقل و آيت عشق، تهران، انتشارات طرح نو، چاپ اول، 1380.
2. ابراهيميان، سيد حسين، سيري در سلوک عارفان، چاپ اول، دفتر نشر معارف، قم، 1383.
3. الانصاري، عبدالرحمن بن محمد، عشق اصطرلاب اسرار خداست، ترجمه قاسم انصاري، انتشارات طهوري، تهران، چاپ اول، بي تا.
4. الهي قمشه اي، محيي الدين مهدي، حکمت الهي عام و خاص، انتشارات دانشگاه تهران، 1335.
5. بهشتي، محمود، سير و سلوک ، انتشارات علامه طباطبائي، تهران، چاپ اول، 1374.
6. بيات، محمد حسين، مباني عرفان و تصوف، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائي، چاپ اول، 1374.
7. جعفري، محمد تقي، عرفان اسلامي، انتشارات صنعتي شريف، چاپ اول، 1373.
8. خميني (ره)، روح الله، فرهنگ ديوان و اشعار امام خميني (ره)، موسسه تنظيم نشر آثار امام، چاپ اول، زمستان 1372.
9. منصوري لاريجاني، اسماعيل، زمزم عشق، انتشارات مرکز نشر فرهنگي آيه، چاپ اول، 1379.
10. منصوري لاريجاني، اسماعيل، ساحت ربوبي، ناشر موسسه فرهنگي، انتشارات آيه، چاپ اول،1380.

پی نوشت ها:
1. ابن بابويه، محمد بن على‏؛ علل الشرائع‏؛ ناشر: كتاب فروشى داورى‏؛ ج1، ص140؛ چاپ: اول‏؛ قم‏:1385 ش / 1966 م‏.
2.احزاب (33) آیه4.
3. حسيني زبيدي، محمد مرتضى‏؛تاج العروس من جواهر القاموس‏؛ج8ص140؛ ناشر: دارالفكر؛ چاپ اول‏؛ بيروت‏:1414 ق‏.
4. جزائرى، نعمت الله بن عبد الله - عزيزى، يوسف‏؛داستان پيامبران يا قصه‏هاي قرآن از آدم تا خاتم‏؛ ص43؛ ناشر: انتشارات هاد؛ چاپ: اول؛ تهران‏:1380 ش‏.