در ايه تطهير كلمه «ليذهب» يعني اينكه خداوند اراده كرد و رجس را از ائمه برداشت اين معنا است كه ائمه عصمت ذاتي نداشتند اين شبهه را چگونه مي توان پاسخ گفت؟
در آيه معراج كلمه «دني» فعل ماضي به معناي نزديك شد مي باشد يعني پيامبر (ص)قبلا به خداوند نزديك نبوده و الان نزديك شده است اين شبهه را چگونه مي توان پاسخ گفت؟

پرسش: شبهه قراني
شرح :
1. در آيه تطهير كلمه «ليذهب» يعني اينكه خداوند اراده كرد و رجس را از ائمه برداشت اين معنا است كه ائمه عصمت ذاتي نداشتند اين شبهه را چگونه مي توان پاسخ گفت؟

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
دقت کنید که آیه فرموده است: خداوند مى‏خواهد پليدى را از شما دور گرداند و نفرموده خداوند مى‏خواهد شما را از پليدى دور گرداند.
مطابق بیان قرآن ساحت آن ها آن قدر مقدس و متعالى است كه خداوند خود مدافع آن تقدس گشته و نمى‏گذارد رجس و پليدى بدان نزديك گردد. کسی که طالب و خواستار رجس و پلیدی بوده و دنبال آن برود ، ارزش این که برگزیده شود و تحت حمایت خاص قرار گیرد ، ندارد؛ ولی اگر کسی پاکی طلب بود و از رجس و پلیدی گریزان و منزه بود ، ارزش دارد که برگزیده شده و تحت حمایت قرار گیرد .
مشابه اين تعبير و عنايت خاص در سوره يوسف نسبت به آن جناب نيز مطرح شده و علت آن عنايت نيز بيان گردیده است:
«كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ اِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ؛(1) اين چنين (با يوسف عمل كرديم) تا سوء و فحشا را از او بگردانيم زيرا او از بندگان مخلَص ما بود».
از مقايسه اين دو آيه معلوم مى‏گردد در اينجا نيز خداوند اهل بيت (ع) را به خاطر مخلص بودنشان مورد عنايت قرار داده و هر نوع پليدى را از ساحت آنان دور ساخته است.
"مخلص" اسم مفعول يعني خالص شده ، کسي که خدا او را براي خود خالص کرده و متولي وي شده و براي غير خودش در او نصيبي قرار نداده است. (2)
مخلَصين آنانند که پس از آن که ايشان خود را براي خدا خالص کردند ( و مخلِص شدند)، خدا آنان را براي خود خاص گردانيده است. کساني که به بندگي محض رسيده و نور و محبت و عشق به خدا تمام وجودشان را فرا گرفته و خدا هم دوستدار آنان شده و آنان را براي قرب خود بر گزيده است . برگزيدگان خدا از بين بندگان، کساني که به مقام اصطفاء و اجتباء رسيده و خدا آنان را از بين بندگان دست چين کرده و بر گزيده ، مخلص و خالص شده و به خدا اختصاص يافته اند. کسي که به بندگي محض رسيد و خدا او را بر گزيد و به خود اختصاص داد ، چنين کسي از "مخلَصين " مي شود .(3)
در آیه تطهیر هم سخن از این نیست که خدا می خواهد شما را از ارتکاب پلیدی و گناه و زشتی بازدارد؛ زيرا آنان از پليدي دور بودند. بلکه مي فرمايد: خدا مي خواهد پليدي را از ساحت شما دور سازد . ("لیذهب عنکم الرجس" نه لیذهبکم عن الرجس)
البته پیامبران مانند ملائکه نیستند که ذاتا اقتضای گناه نداشته باشند. ملک ذاتا از نور است و اقتضا و اسباب و دعوت کننده به گناه ندارد؛ ولی امامان و معصومان بشر هستند و خلقتشان از خاک و ماده است که از روح خدا در او دمیده شده و به این جهت مانند بقیه انسان ها خشم و شهوت و نیاز جنسی و ... دارند. ولی آن ها نفس و گرایش های مادی را مهار کرده و در خدمت عقل و نورانیت خدایی خود گرفته اند. شیطان نفس و شیطان جن برای دعوت آنان به گناه و زشتی اقدام می کنند ولی نورانیت آنان چنان قوی است که شیطان ها راهی به اغوای آنان نمی یابند و به تسلیم وا داشته و منصرف می شوند.
خلاصه آن كه مساله دفع نيست؛ رفع است . به عبارت ديگر درمان نيست پيشگيري است.
پی نوشت ها:
1. یوسف (12) آیه 24.
2. طباطبایی، الميزان ، قم ، انتشارات اسلامی ، ج11، ص 79.
3. ر. ک. آيات:بقره،130؛آل عمران ،33 و 42 و 87؛ نمل، 59؛ يوسف، 6؛ نحل، 121؛ مريم، 58؛ طه، 122؛ حج، 75؛ نمل،59؛ ص، 47؛ قلم،50.

پرسش: در آيه معراج كلمه «دني» فعل ماضي به معناي نزديك شد مي باشد يعني پيامبر (ص)قبلا به خداوند نزديك نبوده و الان نزديك شده است اين شبهه را چگونه مي توان پاسخ گفت؟

پاسخ:
قرب خدا درجات بی نهایتی دارد و اگر کسی به معراج می رود یعنی به درجه ای از قرب بار می یابد که به پای خود نمی تواند بدان راه یابد و خدا باید او را ببرد.
پیامبر بنده خاص خدا شده و شایستگی یافته که برگزیده شود و سید برگزیدگان باشد و خدا او را برگزیده و به معراج برده و به خود مقرب ساخته است.
«سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی ... لنریه من آیاتنا؛ (1) منزه است خدایی که بنده اش را شبانه از مسجد الحرام به مسجد اقصی ... و از آنجا به آسمان ها برد تا آیات خود را به او بنمایاند».
«لقد رأی من آیات ربه الکبری؛ (2)به تحقیق که آیاتی از آیت های بزرگ خدایش را دید».
خداوندحضرت را به مقامی از قرب می رساند که هیچ بشر و ملک و مخلوقی به آن مقام راه نیافته است و خدا از این قرب معنوی و برای تصویر نزدیکی فوق العاده پیامبرش به مقام ربوبی، با تعبیر " قاب قوسین او ادنی؛ (3) به اندازه دو کمان یا کمتر " یاد کرده است.
همچنان که در باره عصمت هم گفتیم که ابتدا باید بنده پاکی طلبی و نفرت از گناه و رجس و پلیدی را از خود نشان دهد و خدا در او این را ببیند که عامل به واجبات و مستحبات و تارک محرّمات و مکروهات است سپس شایستگی خواهد یافت تا عبد مطلق شود و خدا او را برگزیند و برای خود خالص سازد و در برابر رجس و پلیدی مدافع ساحت پاک او گردد، در باره معراج و قرب خاص هم این گونه است. ابتدا فرد باید با قدم خود رهسپار کوی دوست شود و در این راه همه توان خود را به کار بگیرد و آنی از دوست غافل نشود و به غیر دوست توجه نکند تا خدا او را برگزیند و بالا ببرد و مقرب سازد.
اگر او راه آمدنی را آمد و به مقام عبودیت رسید، در راه بردنی، می برندش (سبحان الذی اسری بعبده)، ولی کسی که راه آمدنی را نیامده و به مقام عبودیت نرسیده ، شایستگی ندارد که ببرندش، زیرا هنوز عبد الله مطلق نشده است.
البته این که گفتیم معصوم ابتدا باید شایستگی خود را نشان دهد تا ... ، معنایش این نیست که خدا بعد از این که او عملا این شایستگی را نشان داد ، از او دستگیری و حمایت می کند و انتخابش می نماید ، بلکه خدا وقتی این استعداد و عمل را در آینده او می بیند، او را در کنف حمایت خود می گیرد. زیرا خدا بر گذشته و آینده مسلط و آگاه است.
جمله زیر از دعای ندبه به این حقیقت اشاره دارد:
«اللهم لك الحمد على ما جرى به قضاؤك في أوليائك، الذين استخلصتهم لنفسك ودينك ، إذ اخترت لهم جزيل ما عندك من النعيم المقيم ، الذي لا زوال له ولا اضمحلال، بعد أن شرطت عليهم الزهد في زخارف هذه الدنيا الدنية وزبرجها، فشرطوا لك ذلك، وعلمت منهم الوفاء به . فقبلتهم وقربتهم؛ (4) خدایا سپاس تو را در باره قضایی که راجع به اولیایت کردی و آنان را برای خود دین خود برگزیدی و خالص کردی و جزای بی نهایت آخرت را برایشان تعیین نمودی بعد از این که بر آنان زهد در دنیا را شرط کردی و آنان شرط را پذیرفتند و تو دانستی که به شرط وفا می کنند».
پس پیامبر مقرب درگاه خداست؛ ولی درجات قرب بی نهایت است و خداوند بنده برگزیده و مقرب خود را که به درجات زیادی به او مقرب شده، به درجات بالاتر می برد و ایشان را به درجه ای می رساند که قبل از او هیچ موجودی به آن درجه از قرب نرسیده و بعد هم نخواهد رسید . مقرب بودن و به درجاتی از قرب رسیدن با مقرب کردن و به درجات بالاتر قرب رساندن با هم منافات ندارد.
پی نوشتها:
1. اسراء (17) آیه 1.
2. نجم (53) آیه 18.
3. همان ، آیه 9.
4. ابن مشهدی ، مزار ، قم ، نشر القیوم ، 1419 ق ، ص 574.