با عرض سلام سوالی خدمتتان دارم بنده یک بار دانشگاهی قبول شدم که به هر دلیلی اصلا به دلم نمی چسبید که به دانشگاه بروم با هر کس که شور می کردم از خیر خواهان پدر گرفته یا مادر برادرو خواهر و دوستان خوبم همه می گفتند به دانشگاه برو که خیر در این است. اما به هر دلیلی (نمی دانم شاید اضطراب یا تنبلی یا شاید هم اذن خدا نمی دانم) نمی توانستم خودم را قانع کنم که به دانشگاه بروم تصمییم گرفتم با تمام بدیهایم از خدا بخواهم که با استخاره قران راه صحیح را بنمایاند خیلی ها می گفتند تا عقل و مشورت است استخاره چرا اما من با خودم می گفتم شاید زمین و زمان اشتباه کنند چون در دلم جای نمی گرفت که خودم را راضی به رفتن کنم از آن رو گفتم خدایا همه می گویند برو اما دلم قرص نیست طبق آیات وحیت به من نشان ده که خیر در رفتن است تا دلم آرام گیرد و با آسودگی خیال به دانشگاه بروم اما بر خلاف نظرم آیه ای آمد که معنایش با قاطعیت نرفتن بود گفتم توکل برتو هر چه تو بگویی هرچن چند روز اول بسیار بر من سخت گذشت فکر می کردم نعوذ بالله مبادا خدا به من بی اهمیت بوده واستخاره طبق نظر خدا نبوده و چیزی جز یک آیه شانسی چیزی نباشد از آن رو پیش کسان دیگری رفتم که استخارشان شهره بود باز بد آمد . نرفتم هر چند از سرزنش پدر و مادرم خسته شده بودم.
اما دلم قرص بود به سخن خدا و یقین به خیر خواهی او همین طورهم شد اکنون خودم را می بینم که از نرفتن بسیار خوشحالم زیرا بسیار به نفعم تمام شد خودم اینگونه فکر می کنم.
اما امسال شرایط جور دیگری است باز دانشگاه قبول شده ام دلم تا حدودی راضی به رفتن است زیرا شرایطم با آن زمان متفاوت است خودم فکر می کنم بهتر است دانشگاه بروم و مدرکم را ارتقائ دهم فامیل و خیر خواهان می گویند برو . اما راستش را بخواهی بسیار مشتاقم مهر تایید خداوند هم باشد از آن رو تصمیم دارم باز استخاره کنم . اگر خدا بفرماید خیر شما در آن است بسیار با رضایت قلبی می روم اما راستش را بخواهی چون تاحدودی عقل و دلم می گویند رفتن بهتر است می ترسم بد بیاید و نتوانم خودرم را راضی به نرفتن کنم از آن رو اگر بروم بسیار بر من سخت می گذرد و انگیزه ام را از دست خواهم داد حال از شما عزیزان می خواهم برای رضای خداوند لطفا هر چه سریعتر جواب این جانب را بدهید تا بدانم چه باید بکنم آیا تفکرم صحیح است
باتشکر

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط­تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
استخاره خوب است، ولی نه در هر جا. بعد از تعقل و مشورت و در وقت تحیر جای استخاره است. به نظر می رسد مورد شما جای استخاره ندارد.
خداوند انسان را عاقل آفرید تا با کمک عقل بتواند از گمراهی و ظلمت نجات پیدا کند. عقل در تمام ابعاد زندگی، چون چراغ هدایتی است که نور افشانی کرده و جهالت را از بین می‌برد. عقل، آن اندازه اهمیت دارد که در شرع، یکی از منابع استنباط احکام به شمار آمده است و رابطه نزدیکی با شرع و دین دارد.
انسان عاقل باید هنگام تصمیم بر انجام هر کاری، ابتدا عقل خود را حاکم کرده و از آن نظر بخواهد؛ مثلاً برای رفتن به دانشگاه با تفکر در رشته قبول شده و میزان علاقه تان و فکر در آینده کاری و خود دانشگاه و محل باید به نتیجه برسد. انسان ابتدا باید به عقل مراجعه ‌کند؛ چون استخاره بدون تفکر و تعقل معنا ندارد.
عامل دیگری که همسو با عقل است، مشورت است. این عامل می‌تواند تأثیر بسیاری در رفع اضطراب و شک بگذارد. قرآن می‌فرماید: «شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلين‏؛
در كارها با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى، بر خدا توكل كن؛ زيرا خدا توكل كنندگان را دوست دارد». (1)
حال اگر با عقل و مشاوره راه به جایی نبرد و هنوز زاویه‌ هایی پنهان و ناشناخته باقی مانده باشد، برای اطمینان خاطر و نجات از حیرت و سردرگمی، نوبت به استخاره می رسد. برای گرفتن استخاره باید به شخص عالمی که آشنا با معانی و اشارات قرآن باشد، مراجعه کرد تا با راهنمایی این کتاب آسمانی، از حیرت و اضطراب بیرون آییم. بنابراین، استخاره تنها در مواردی است که انسان در حیرت و سرگردانی مانده باشد . شما که رفتن را بهتر می دانید و مشاورها هم همین را توصیه کرده اند، دیگر جا ندارد که استخاره کنید.
موفق باشید.
پی نوشت :
1. آل عمران (3) آیه 159.