باسلام و تشکر از برنامه خوبتان . حدود تقریبا سه سال است که احساس می کنم از خدا خیلی فاصله گرفته ام . خیلی راحت تسلیم وسوسه های شیطان می شوم و خیلی راحت از انجام تکالیف دینی مثل نماز فاصله می گیرم . احساس میکنم که شیطان خیلی به من نزدیک شده. خسته شدم احساس می کنم که بنده ی خوبی برای خدایی که همه چیز را به من داده نبودم ؛ کمکم کنید که چکار کنم سریع تسلیم خواسته هاهی شیطان نشم.

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط­تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مطمئن باشيد خداوند شما را دوست دارد؛ كه اگر چنين نبود، ارتباط با او برايتان مهم نبود؛ مانند بسياري كه چنين‌اند و انگار خدايي وجود ندارد. امامان مهربان ما فرموده‌اند: اگر مي‌خواهيد ببينيد خدا چقدر شما را دوست دارد، ببينيد او در نزد شما چقدر دوست داشتني است.
...... علت فاصله گرفتن از خدا، نديدن واقعيت و حقيقت و مبتلا و گرفتار شدن در پندارها و اوهام است. انسان وقتي چشم بر واقعيت باز مي‌کند و درمي‌يابد که از خواهش فطري خود فاصله گرفته و به جاي آب، در پي سراب برآمده، پشيمان مي‌شود. بزرگان فرموده‌اند حقيقت توبه، همين پشيماني است، چون اين پشيماني يعني چشم برداشتن از سراب و اوهام و چشم گشودن بر حقيقت. از اين رو حقيقت توبه را، اين حال قلبي معرفي کردند. اگرچه گفته‌اند براي رسيدن به اين حال ندامت و پشيماني به علم نياز است، علم، يعني همان آگاهي.
انسان آگاه مي‌شود که از حقيقت فاصله گرفته و به دنبال پندار بوده است. با اين آگاهي است که حال پشيماني و ندامت در دل انسان پديد مي‌آيد و با پيدايش اين حال نوبت به رفتار و فعل مي‌رسد.
...... هدف از ندامت و پشيماني از برنامه ها و كارهاي گذشته و غصه دار بودن اين است كه چنين اشتباهي در آينده تكرار نگردد و خطاها و كاستي هاي گذشته را با عزم و اراده اي مستحكم در آينده جبران نماييم و با عبرت آموزي از گذشته و دستيابي به عوامل خطاهاي گذشته، راه آينده را با استواري و صلابت بپيماييم و به سعادت حقيقي در دنيا و آخرت نائل گرديم.
ولي اگر غصه و تأسف و اندوه برگذشته، افق آينده را در نظر ما تيره و تار سازد و پاي رفتن و حركت ما را سست نمايد، اين دور شدن از هدف و تسليم دام شيطان شدن و از چاله به چاه افتادن است. خداوندي كه خالق و آفريننده ما است و از ضعف و ناتواني و جهالت ما از همان ابتداي آفرينش و قبل از آن، آگاه بوده و مي دانسته ما انسان هاي خدا باور و معتقد به او دچار لغزش و خطا مي شويم و گاه گاهي در دام خدعه و فريب شيطان مي افتيم، و لذا بابي به نام توبه را فرا روي ما گشوده است و ما را دعوت نموده كه بعد از لغزش و افتادن با توبه و پشيماني و عذرخواهي بلند شويم و قد راست نماييم و عجز و نياز را به پيشگاه او ببريم و رشته اتصال بين خود و خدا را كه با گناه و خطا پاره كرده ا يم، دوباره گره بزنيم و با آب اشك و توبه، چهره خويش را از گناهان بزداييم و او وعده پذيرش توبه و آمرزش داده است.
حال اگر انساني دچار خطا و گناه گرديد و متوجه خطاي خود شد و پشيمان و نادم گرديد وعذر تقصير به پيشگاه با عظمت خداوند آورد، ولي به آمرزش و لطف حق اعتمادي نداشت و تصورش اين بود كه مورد مغفرت و رحمت حق قرار نگرفته، معلوم است كه وعده هاي الهي را باور نكرده و خداوند را به غفور بودن و رحمان و رحيم بودن نشناخته و يا گناه خود را كه با همه بزرگي محدود است، بزرگتر از صفات رحمت و مغفرت الهي كه بي حد و بي كرانه است مي بيند. توجه داشته باشيد كه دام هاي شيطان بسيار متنوع و رنگارنگ است.
شيطان كه استاد مكر و فريب است براي هر فردي دامي ويژه او دارد؛ براي بندگان با تقواي الهي دامي و براي بندگان فاسق دامي ديگر دارد. هدف شيطان بازداشتن از ياد خداوند و فاصله انداختن بين بندگان و خداوند به هر طريق ممكن است. اندوه بر گذشته اگر باعث تباه شدن فرصت هاي آينده و حال ما گردد و حال و آينده مان را با تأسف و تحسر و اندوه بر اعمال گذشته سپري سازيم، در واقع شاد كردن شيطان و كمك به او در پياده كردن اغراض شوم اوست.
آيا شما تصور مي كنيد همه بندگان خوب و لايق خداوند كه به مقام قرب او رسيده اند و سر بر آستانه با عظمت او ساييده اند، همگي از ابتداي عمر، پاك و بي خطا و بي جرم بوده اند؟ خير، اين ويژگي تنها مخصوص بندگان معصوم خداوند يعني انبيا و اوليا (ع) است و ديگران كم و بيش از خطا و اشتباه در برهه اي از دوران عمر خويش و به ويژه دوران نوجواني و جواني كه دوران اوج غريزه و غلبه سستي قدرت و نيرو در انسان است، دچار خطا و اشتباه و گناه بوده اند.
بزرگاني مثل فضيل بن عياض و بشر حافي و افراد فراوان ديگري كه عمري را در فساد و آلودگي و گناه به سر بردند ولي بالاخره لطف حق و هدايت الهي شامل حالشان گرديد و نه تنها خود راه هدايت را يافتند، بلكه راهنماي ديگران در ظلمت ها و تيرگي ها شدند و با جبران گذشته و پا گذاشتن در جاده بندگي، پله هاي قرب حق را پيمودند و در مقام صدق و راستي و در جوار خداوند آرميدند، الگوها و نمونه هاي روشني براي ما مي باشد كه مراقب باشيم از راهي كه فكر مي كنيم درست و مطلوب است ناخواسته در دام شيطان گرفتار نگرديم و آينده مان را به سرنوشت گذشته مان دچار نسازيم.
خواهرمحترم!
نبايد به صورت افراطي احساس گناه كنيد و از رسيدن به قرب حق تعالي نااميد شويد. اين حالت انرژي شما را براي تلاش در جهت اصلاح و خودسازي كاهش مي دهد و مانع حركت تكاملي شما خواهد شد. پس هر چه زودتر تغيير وضعيت دهيد و با توبه و استغفار صادقانه افكار منفي را از خويش دور نماييد و با فراموش كردن گناهان سابق و حفظ شادابي و نشاط و يقين نسبت به رحمت و بخشش خداوند، زندگي تازه اي را شروع كنيد و مطمئن باشيد كه نه تنها خداوند گناهان شما را مي بخشد، بلكه توبه كنندگان را دوست دارد و مورد عنايت خويش قرار مي دهد. شك نكنيد.
حقيقت اين است كه شيطان، هنرمند توانايي است. گاهي آنقدر خوب سفسطه مي‌بافد و جاي فلسفه به ما قالب مي‌كند كه خيال مي‌كنيم بزرگترين فيلسوف عالم است. گاهي آن قدر عاطفي و دلسوز نشان ميدهد كه گويا تجلي قلب خدا در زمين است. آن قدر ماهرانه همدلي و همدردي مي‌كند كه انگار بهترين روان شناس دنياست. آن قدر عارفانه برخورد مي‌كند كه گاه او را فرشته يا پيامبري مي‌بينيم كه ما را به سوي خدا مي برد. همه اينها براي اين است كه نقابهاي او، خيلي شبيه اصل هستند. تمام تلاش خود را مي‌كند كه در قدمهاي اول، رفتار فرد را به حساب خود واريز كند و سلطه بر ذهن و فكر را هدف اصلي خود قرار مي‌دهد.
شیطان، روشهاي فراواني براي نيل به مقصودش را دارد. گاهي اشتباهي كه انجام داده‌ايم را مكرر به ياد ما مي‌آورد تا آيينه دق‌مان شود و... وقتي اين اتفاقات برايمان مي‌افتد احساس مي‌كنيم خلاف وعده‌اي كه به خدا داديم عمل كرده‌ايم :"أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ‏ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبين."‏ (1) اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد، زيرا وى دشمن آشكار شماست؟
و در آخر:
بدانیم ؛ محبت مادر قطره اي از درياي محبت خالق مادر هم نيست. خداي مهربان, از روي حب و عشق، انسانها را خلق كرد و از هيچ كمكي براي هدايت آنها دريغ نورزيد؛ فطرتي داد كه خداخواه است, عقلي كه چراغ راه است, پيامبران و اوليايي كه راهبر و راهنما هستند. او لحظات را قطره قطره مي شمارد تا ما بسوي او برگرديم و به او نزديكتر شويم.
غروب عمر كه مي رسد، مي‌بيند ما هنوز برنگشته ايم. دل مهربانش مي‌گيرد. چند قطره باران از چشمهاي رحمتش مي بارد. آرام زمزمه مي كند: صبح شد، ظهر شد، غروب شد... نيامدي! چه لطيف فرموده است:"لو عَلِمَ المُدبرون كيف اشتياقي بِهم لَماتوا شوقاً." اگر كساني كه به من پشت كرده اند بدانند چقدر مشتاق برگشت آن ها هستم از شوق جان مي‌دهند.
برای مطالعه بیشتر:
آیت الله شیخ جعفر سبحانی؛ رمز پیروزى مردان بزرگ(عوامل حقیقی کامیابی)؛ انتشارات نسل جوان.
پی نوشت:
1. یس (36) آیه60.