من من یه حاجت دارم بیش از 5 ساله که از خدا می خوام و به همه ی ائمه و خاصان درگاه خدا هم متوسل شدم، اما جواب نگرفتم، خیلی می گن برو پیش دعا نویس اما من میگم خدا دارم، امام زمان دارم و دلم می خواد اونها کارم رو درست کنن نه دعا نویس، از یه طرفی هم فکر می کنم خدا دیگه تحویلم نمیگیره دلسرد شدم، احساس می کنم مشکلات من برای خودمه و کسی نیست که منو کمک کنه؟ شما بگبد چی کار کنم،
فقط اینو نگید که شاید به صلاحت نیست که این جمله توجیه و تو کتم نمیره چون اگه خدا بخواد میتونه به صلاح آدم بکنه
راستی پیش دعا نویس برم، یکی هست یه استاد دانشگاه معرفیش کرده؟
پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
انسان موجودی کمال گراست و به دنبال این حس، به موجودی برتر و والاتر از خود، احساس نیاز می کند و به همین خاطر دعا که یک وسیله ارتباطی با آن موجود برتر است، به عنوان یک نیاز فطری در وجود نوع بشر نهادینه شده است.
دعا و نیایش، توسلی عاشقانه و پیوند موجودی بسیار ضعیف و کوچک به موجودی بی نهایت بزرگ و با عظمت است.
دعا، نشانه خشوع جان در برابر جانان و اظهار نیاز به پیشگاه حضرت بی نیاز است. (1)
خواهر محترم!
بايد دانست كه همين اندازه كه بشر گاه در اثر بلايا و مصيبتها توفيق مييابد كه از عمق وجود خود با خداوند عالم راز و نياز و مناجات نمايد، نعمت بزرگي است كه از لطف خدا بر بندگانش ناشي ميشود و چه بسا اين مشكل كه شما در آن گرفتار هستيد حكمتش اين است كه خداوند مهربان ميخواهد نام شما هم در ميان نام بندگان مناجاتياش ثبت گردد كه افتخاری بزرگ است که نصیب هر کسی نمی شود.
اگر انسان شرایط دعا را رعایت کند، "دعای ممکن" او مستجاب خواهد شد و اصولاً امر غیر ممکن نه به دعا و نه به امر دیگر محقق نمی شود و اصلا استعدادتحقق دعا، وجود نداشته و شدنی نیستند. اما امور ممکن با دعا، شدنی خواهند بود. البته فراموش نشود که دعا جانشین عمل نیست و نمی توان بدون عمل و تنها با دعا به مقصود رسید، یعنی معنای امر کردن خداوند به بندگان که دعا کنید:("ادعونی استجب لکم." (2) مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.) این نیست که قوای خود را تعطیل کنید، بلکه دعا باید همراه با اقدام باشد.
البته پیدا کردن حالت دعا بسیار موضوعیت دارند؛ اگر کسی در دعا کردن حال معنوی پیدا کرد توفیقی است که نصیب هر کس نمی شود، محبت خدا بی نهایت است و همه را در هر حالی که به او روی می آورد، در برمی گیرد؛ از این تفکرات شیطانی، مأیوس نشوید. هر مشکلی داشته باشید، برای خدا کاری ندارد تا آن را حل کند. او قطعا کمک حال شماست.
مولوی عارف و شاعر بزرگ ایران داستانی نقل می کند. (3) که خلاصه آن این است که: مردی بسیار دعا و گریه می کرد، شبانگاهی شیطان به او گفت: این همه «یا الله یا الله» گفتی، آیا خداوند حتی یک لبیک به تو گفت؟ مرد از این پیام دل آزرده شد و آن را باور کرد و دست از دعا و نیایش برداشت، چرا که می دید این اعمال سودی ندارد و خداوند به او اقبال نکرده است. یک شب ندای آسمانی او را متوجه اشتباهش کرد و به او گفت: همین که توفیق پیدا می کنی و «یا الله یا الله» می گویی این نتیجه لبیک گفتن ما است. اگر ما لبیک نگوییم هرگز تو این حال معنوی را پیدا نمی کنی زیرا هر «یا الله» تو لبیک ماست و خود دعا کردن، یک ذخیره ای معنوی برای آخرت می باشد.
مطلب دیگر اینکه: بعضی دعاها به خاطر رعایت مصلحت خود دعا کننده روا نمی شود. چون انسان به همه وجوه یک عمل احاطه علمی ندارد و ای بسا اموری را می خواهد که به ضرر او هستند، و وقتی امری که به صلاحمان نیست، خدا چگونه می تواند به صلاحمان کند؟!(مثل اینکه بخواهید، خداوند جهان را در تخم مرغ قرار دهد.
یا اینکه در فلان دزدی موفق شوم.) قرآن کریم در این مورد می فرماید: "وَ یَدْعُ الْانسَانُ بِالشرَِّّ دُعَاءَهُ بِالخَْیرِْ وَ کاَنَ الْانسَانُ عجَُولًا."(4) انسان (بر اثر شتابزدگی)، بدیها را طلب میکند آن گونه که نیکیها را میطلبد و انسان، همیشه عجول بوده است! و نیز می فرماید:" وَ عَسیَ أَن تَکْرَهُواْ شَیًْا وَ هُوَ خَیرٌْ لَّکُمْ وَ عَسیَ أَن تُحِبُّوا شَیًْا وَ هُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ".(5) چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید.
و گاهی زمان استجابت در وقت دیگری است و آن زمانی که دعا میکند به مصلحت دعا کننده نیست. همه دعاها مستجاب می شود؛ و اگر به صلاح نباشد، درستش به اجابت می رسد.خدا دوست دارد صدای شما را در دعاها بیشتر بشنود. از لحظات بوجود آمده، کمال استفاده را بکنید. قدر این اوقات را بدانید. بعدها افسوس این زمانها را می خورید.
وعده خداوند به اجابت دعا یک وعده مشروط است نه مطلق، مشروط به آنکه شما به وعدهها و پیمانهای خود عمل کنید.
رجوع به دعا نویس ها، آری یا خیر؟
بدون شك تأثير دعا در تغيير سرنوشت انسان به عنوان يكي از عوامل معنوي، امرى مسلم و حتمى است؛ چه خود انسان دعا كند و يا ديگرى را شفيع در دعا قرار دهد. ولى بايد به افراد قابل اعتماد مراجعه كرد و از كسانى كه به دنبال شهرت و سودجويى نيستند بهره گرفت.
بدون ترديد آيات قرآن و دعا تاثير خاص خود را دارند و مي توان به اذن الهي در موارد گوناگون از آنها بهره برد. البته بايد گفت استفاده از اين دعاها نياز به رمال و دعا نويس ندارد هر كسي مي تواند آيات قرآني مثل آيه الكرسي را بخواند و يا بنويسد و همراه داشته باشد و از آثار آن برخوردار باشد ، مانند كسي كه بسم الله مي گفت و بر روي آب راه مي رفت. دعاهاي قرآني شفاي هر درد و رافع هر مشكل است. ولي عده اي از جهالت مردم سوء استفاده مي كنند و با نوشتن خطوط كج و معوج مردم را فريب مي دهند و جيب آنها را خالي مي كنند و به تصور نوشتن دعاها مردم را سر كار مي گذارند كه بايد مواظب بود.
بايد دعاها و اذكار را از منابع معتبر گرفت و بسياري از افراد و يا سايت هايي كه در اين مورد مي باشند معتبر و قابل اعتماد نمي باشند. ذكرها و دستورات فراواني در كتاب هاي معتبر مانند مفاتيح الجنان و نيز حواشي آن وجود دارد كه مورد اعتماد و مجرب است .
رجوع به دعانويس ها در سنت و سيره پيامبر صلي الله عليه و آله و امامان عليهم السلام نبوده و بزرگان دين هيچگونه توصيه اي در اين باره ندارند، لذا بهترين روش براي رفع مشكلات هم تعقل و تدبير شخصي و هم مشورت با خردمندان و توكل بر خدا و پرداخت صدقه و خواندن دعاهاي معتبر است. گفتني است اگر خود انسان و يا فرد دعانويس از كتاب هاي معتبر، دعاي مستندي كه از طريق معصومين وارد شده است انتخاب كنند اشكال ندارد.
در مورد دعانويسها بايد دانست كه بسيارى از اين افراد شيادانى هستند كه از عقايد مردم سوء استفاده مىكنند.
بنا بر اين بايد در برخورد با آنان هشيار بود. براى دعا به درگاه خداوند نيازى به واسطه و دعانويس نيست؛ بلكه هر كس مىتواند براى رفع مشكلات خود به درگاه او عرض حاجت نمايد و از اعمال نيك براى تقرب به درگاه خداوند بهره ببرد. مگر آن كه به افراد وارسته و اهل دل دسترسى داشته باشيم كه به طور يقين دعاى آنان و نفوذ كلام آنان تأثير ويژهاى دارد.
پی نوشت ها:
1. محمد سبحانی نیا، دعاشناسی (پرسش ها وپاسخ ها5) ص 165، ناشر: هستی نما، چاپ اول، تهران، زمستان 1387.
2. غافر (40) آیه60.
3. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، ص 352.
4. اسراء (17) آیه 11.
5. بقره (2) آیه 216.






