سلام علیکم.ما میگوئیم خداوند عادل است وبین بندهایش فرق نمیگذارد و تمام خواسته هایمان را از خداوند متعال خواستاریم اعم از دنیوی واخروی و توکل را پیشه میکنیم در این صورت بحث توسل به ائمه چه جایگاهی دارد که ما ارادت خاصی به توسل به ائمه معصومین (ع)داریم و جایگاه معصومین نزد خداوند چگونه است.
با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني.
بحث توکل و واگذاری امور به خداوند هیچ منافاتی با توسل به امامان معصوم ندارد ، توضیح این مساله نیازمند تبیین دقیق مساله توسل است :
توسل از وسیله است . وسیله به معنی تقرب جستن و یا چیزی که باعث نزدیکی به دیگری از روی علاقه و رغبت می شود. (1) خداوند به مقتضای لطف و رحمت بی انتهای خویش، اسباب هدایت مردم را فراهم کرده که یکی از آن ها فرستادن پیامبران و نزول کتب آسمانی و راهنمایی رهبران دینی است. هر چند خداوند می تواند بدون واسطه، فیض خود را به موجودات برساند، ولی سنت الهی بر این تعلق گرفته که جهان هستی را بر اساس نظام اسباب و عوامل قرار دهد و فیض خود را تنها از راه علل و اسباب اعطا کند.
امام صادق (ع) می فرماید: "ابی الله أن یجری الاشیاء الا بالأسباب؛ (2) خداوند امور و اشیا را از طریق علل و سببش جاری می سازد". بر این اساس انسان در همه کارهای زندگی به اسباب و وسایل توسل می جوید.
خداوند برای اعطای فیض خویش، راه ها و اسبابی را مشخص کرده است، مانند نماز، روزه، نیکی به یتیم، خدمت به مردم و غیره. از جمله اسباب و عوامل، نزول فیض و رحمت الهی، وجود انسان های به حق رسیده (امامان و پیامبران) هستند. همان گونه که در نزول برکات مادی نیز از ابزار و اسباب مادی بهره گرفته است. شفا را در دارو قرار داده و به پزشک آگاهی برای درمان انسان ها داده است.
امام علی (ع) در روایتی وسائلی ذکر کرده که برای نزدیک شدن انسان به خدا می توان از آن ها بهره جست، مانند ایمان به خدا و پیامبر و جهاد در راه خدا و کلمه اخلاص (لا اله الا الله) و نماز و زکات و روزه و حج و عمره و صله رحم و انفاق و کارهای نیک. (3) همان طوری که امور برشمرده ، وسیله نزدیکی به خداوند هستند، استمداد از ارواح مطهر پیامبران و اولیای الهی نیز وسیله تقرب به خداوند است که در قرآن و روایات بدان اشاره شده است. قرآن مجید می فرماید: "و ابتغوا الیه الوسیله؛ به سوی او وسیله به دست آورید". (4)
پیامبر اکرم (ص) در مورد شیوه توسل به حضرت فرمود: "اللهم انّی أسألک و أتوجه الیک بنبیک نبی الرحمه". (5) بنابراین توسل، لازمة زندگی انسان در جهان هستی(مادی و معنوی) است که بر آن قانون اسباب و عوامل حکمفرما است.
در این میان، پیامبران و امامان به جهت نزدیکی و قرب به خداوند، نیز به خاطر این که صفات الهی در آنان به گونة کامل تر از دیگر موجودات تجلی یافته است، مورد توسل قرار می گیرند. اینان تجلی گاه صفات خداوندند، یعنی همان گونه که خداوند رحمان و رحیم و جبار و سمیع و علیم است، در حد نازل تر، صفات و اسمای الهی در انسان های به خدا پیوسته و تجلی یافته است. پس شایسته ترین افراد برای توسل و شفاعت و رسیدن به خداوند این انسان ها هستند.
انسان با توسل به پیامبران و امامان، به مرتبه نازل وجود الهی تمسک و توسل یافته و وجود آن ها مظهری از مظاهر وجود الهی است.اضافه می کنیم که توسّل یعنى کسى را در پیشگاه خداوند شفیع قرار دادن. البته آدمى مىتواند و مجاز است که مستقیماً از خداوند حاجت خود را بخواهد؛ ولى اگر بتواند در این مسیر دعاى دیگران ـ به خصوص مقرّبان به درگاه الهى را نیز همراه خود سازد، احتمال تأثیر فزونترى در کار خواهد بود. ولى اگر خداوند به طور کلى فراموش گردد و تنها وسایط دیده شوند، بدیهى است که این امر با آموزههاى دینى و قرآنى سازگارى ندارد.
يكي ديگر از حكمت هاي مساله توسل و اين كه خداي متعال به ما امر فرموده است كه در حاجات خود متوسل به شافعاني كه خود اجازه داده است شويم، اين نكته مي باشد كه انسان در اثر موانست و همنشيني و ارتباط با نيكي ها و مظاهر نيكي ها، از آن ها تاثيرات نيك را مي پذيرد . كم كم اخلاق و رفتار و منش او نيز به نيكي گرايش پيدا مي كند. اگر خداي متعال با وجود اينكه خود صداي ما را مي شنود و حاجات گفته و ناگفته ما را مي داند ، امر كرده است كه نزد بزرگان ديني رفته و خدمت آن ها عرض نياز و حاجت داشته باشيم و آن ها را واسطه در رساندن حاجات به خداي متعال سازيم ، به دنبال تحقق اين هدف بوده است كه در اثر ارتباطات و تعلقات ، كمال همنشين در ما اثر كند و ما را زميني بودن به عرشي بودن تبديل كند.
اين بزرگواران مخلوق خدا هستند . هر چه دارند، از خداي متعال دارند. بنابراين معقول نيست بگوئيم كاري مي توانند بكنند كه خداي متعال از انجام آن عاجز است، بلکه آنان مجاری جریان رحمت خداوند برای بندگان هستند . توسل به ایشان عین توکل و توجه به خداوند متعال است .
پي نوشت ها:
1. ناصر مكارم شيرازي، تفسیر نمونه، دارالكتب الاسلاميه ، 1374 هـ.ش ، ج4، ص 464.
2. محمد بن يعقوب كليني ، الکافی، تهران ، دارالكتب الاسلاميه ، 1365هـ.ش ، ج1، ص 183.
3. فیض الاسلام ، نهج البلاغه ، خطبه 109 .
4. مائده (5) آیه 35.
5. ابن ماجه قزويني ، السنن ، بيروت ، دارالجيل ، 1418 هـ.ق ، ج1، ص 441.






