بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
در آيه 59 سوره مباركه آل‌عمران، «إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ»،
1. عبارت «عندالله» چه معنايي را مي‌رساند؟ اگر اين عبارت در آيه نمي‌آمد چه تغيير يا اشكالي ايجاد مي‌شد؟
2. عبارت «ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ» پس از «خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ»يعني چه؟ يعني پس از آنكه آدم عليه‌السلام را آفريد، به او گفت: باش، پس وجود يافت؟! در اينجا «پم» به چه معنايي است؟
متشكرم

پرسش: آيه 59 سوره آل‌عمران
شرح : بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم در آيه 59 سوره مباركه آل‌عمران، «إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ»، 1. عبارت «عندالله» چه معنايي را مي‌رساند؟ اگر اين عبارت در آيه نمي‌آمد چه تغيير يا اشكالي ايجاد مي‌شد؟
پاسخ:

با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني.
عند الله یعنی نزد خداوند. اما هدف از بیان این جمله توسط خداوند گویای این مطلب مهم است که این حرکت فقط در توان و قدرت لایزالی خداوند است که حضرت عیسی (ع) را بدون پدر و حضرت آدم(ع) را بدون پدر و مادر و از خاک به وجود آورده است.
و اگر این عبارت نمی آمد یقینا تغییر یا مشکلی بوجود می آمد. چون این نوع آفرینش فقط در توان کسی جز خداوند نیست و اگر این عبارت اینجا ذکر نمی شد این توان و قدرت که نزد خدا باشد فهمیده نمی شد. البته فصاحت و زیبایی کلام خداوند هم در بیان این جمله هست که بر فصاحت آن افزوده است .(1)
پی نوشت :
1.ابن كثير دمشقى اسماعيل بن عمرو،تفسير القرآن العظيم( ابن كثير)،ناشردار الكتب العلمية،منشورات محمدعلى بيضون.
چاپ بيروت،سال 1419 ق،نوبت اول،تحقيق محمد حسين شمس الدين،ج2، ص42.

پرسش: عبارت «ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ» پس از «خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ»يعني چه؟ يعني پس از آنكه آدم عليه‌السلام را آفريد، به او گفت: باش، پس وجود يافت؟! در اينجا «ثم» به چه معنايي است؟ متشكرم
پاسخ:

«إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛ (1) مثل عيسى در نزد خدا، همچون آدم است كه او را از خاك آفريد و سپس به او فرمود: "موجود باش!" او هم فوراً موجود شد». بنابراين، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيت او نيست.
نكته عمده‏ در جمله «كُنْ فَيَكُونُ» اين است كه خداى تعالى در خلقت هيچ موجودى احتياجى به اسباب ندارد تا وضع موجودى كه مى‏خواهد خلق كند، بر حسب اختلاف اسباب برايش مختلف شود؛ مثلاً خلقت موجودى برايش ممكن و خلقت موجودى ديگر برايش محال باشد. يكى برايش آسان و ديگرى دشوار باشد. يكى برايش نزديك و ديگرى دور باشد. پس هر چه او اراده كند و بفرمايد: "كن"، موجود مى‏شود؛ بدون اين كه احتياج به اسباب داشته باشد؛ اسبابى كه در حالت عادى در پديد آمدن يك موجود دخالت دارد. (2)
امر «كن»، امر تكوينى است؛ يعنى ايجاد به اين معنا كه همين كه مشيت به ايجاد تعلق گرفت، «فيكون» موجود مي شود؛ به عبارت ديگر، فعل به معناى اسم مصدرى، اثر فعل به معناى مصدرى است. افعال الهى احتياج به مقدمات ندارد. همين كه مصلحت در ايجاد شيئى باشد، ايجاد مي نمايد و به ايجاد او موجود مي شود. (3)
اما «ثُمَّ» در این جا نشان مي دهد که اين دو امر، فاصله زمانى داشته‏اند. بنابراین، مورد تشبيه قسمت اوّل، حضرت عیسی است؛ ولى اگر بگویيم كه آدم مدت هايى از آفريده شدنش گذشت و سپس استعداد پيدا كرد و روح الهى در وى پيدا شد، عيسى(ع) هم با قدرت خدا متولد شد و سپس روح خدايى و وحى در او پيدا گرديد، در اين صورت، هر دو قسمت مورد تشبيه مى‏باشند و مراد از «ثُمَّ قالَ»، دميدن روح الهى و اعطای تفكر و اراده است. (4)
در «ثم قال» با این که سخن از گذشته ها است، به جای لفظ ماضی (کان فکان)، لفظ مضارع آورده است؛ «کن فیکون» تا نظر به اصل کلی باشد که وقتی خداوند به چیزی امر نمود، بی درنگ آن چیز هست می شود. «کن»، لفظ نیست؛ زیرا خد سخن نمی گوید؛ بلکه ایجاد می کند؛ چنان که در «یا ایها الذین امنوا » و امثال آن نیز خداوند ندای صوتی ندارد. پس «کن» حاکی از اراده خداوند و «یکون» گویای تحقق مراد آن اراده است. (5)

پی نوشت ها:
1. آل عمران (3)، آیه 59.
2. علامه طباطبایی، تفسير الميزان، مترجم: موسوى همدانى، سيد محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، 1374 ش، نوبت پنجم، ج ‏3، ص 334.
3. اطیب، سيد عبد الحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، انتشارات اسلام، تهران، 1378 ش، نوبت دوم، ج ‏3، ص 226.
4. قرشى، سيد على اكبر، تفسير احسن الحديث، بنياد بعثت، تهران، 1377 ش، نوبت سوم، ج ‏2، ص 94.
5. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، مرکز نشر اسراء، چاپ اول، 1387ش، ج 14، ص 425.