سلام خسته نباشيد افكار خودم را كنترل كردم به اين صورتكه فردي به عنوان همسرم در ذهنم تصور مي كنم بدون اينكه بخواهم چهره اي از او درذهنم داشته باشم و هر گاه تصوير اطرافيان درذهنم بيايد آن افكار را ترك مي كنم و حرفهايي در مورد بچه و زندگي آينده مان با او مي زنم مثلا ميگم باباي بچه ي من دوست داره اسم بچمون رو چي بذاريم و چه موقع خواب و چه در بيداري هم اين افكار در ذهنم مي آيد آيا اين هم گناه است و سعي مي كنم حرف نادرستي به ذهنم نيايد و تا جايي كه ميتوانم افكارم را سرحد امكان به سمت و سوي مذهبي مي كشم و مثلا فكرم را به سوي مسجد مي كشم و تصورمي كنم در مسجد هستم و با او حرف مي زنم آيا اين هم گناه است؟ و لي موقعي كه اين افكار به ذهنم مي رسد ترشحاتي سفيد رنگ ولي كم و حتي لحظه اي كه اين افكار در ذهنم است به طور آني ترشحات را حس مي كنم ولي سعي مي كنم فكرم را منحرف نكنم كه اين ترشحات زياد شود آيا اين ترشحات نياز به غسل دارد؟ خواهش مي كنم مرا راهنمايي كنيد من به قرآن قسم خوردم كه افكارم باعث حرمت شكني به قرآن نشود
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
تصور همسر آینده وحرف هایی زدن در مورد بچه یا زندگی آینده بدون قصد تحریک شهوت اشکال ندارد؛ اما ضایع کردن عمر است در مسایلی که بدرد نمی خورد. اما اگر تصور به قصد تحریک شهوت و لذت بردن باشد احتیاط این است که این کار را نکنید. و در هر صورت ترشحاتی که حس می کنید پاک است و غسل لازم ندارد.
اگر زن بر اثر تحریک های جنسی به قدری تحریک شود که به اوج لذت و شهوت جنسی برسد و در آن حال مایعی از او خارج شود جنب می شود وباید غسل جنابت کند.و اگر به اوج لذت نرسد و مایع خارج شود و یا به اوج لذت برسد ولی مایعی خارج نشود و یا شک کند که مایعی خارج شد یا نه جنب نمی شود و غسل لازم نیست. به دیگر سخن زن اگر یقین به خارج شدن منی پیدا کند جنب می شود و اگر یقین پیدا نکند جنب نمی شود. بنابراین مواقعی که زن بر اثر تحریک های شهوانی مقداری لذت می برد و در آن حال رطوبتی از او خارج می شود چون به اوج شهوت نرسیده جنب نمی شود و رطوبت خارج شده هم پاک است و وضو و غسل را باطل نمی کند.(1)
اوج لذت و شهوت به حالتي گفته مي شود. که در آن حال معمولا انسان از خود بي خود مي شود و لذت زيادي مي برد و مني بيرون مي ريزد. و بعد از تمام شدن آن حال انسان احساس تخليه شدن و ارضامي کند و حالت شهوتش تمام مي شود و بدنش سست مي شود و حالت تحريک آميزي که قبل از تخليه شدن داشت ديگر آن حالت را ندارد. مثل اين که انسان گرسنه دلش غذا مي خواهد ولي وقتي غذا خورد و سير شد ديگر ميل به غذا ندارد.
پی نوشت:
1. آیت الله خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، سوال 791.






