بر اساس روایات آیة الکرسی کدام آیه از قرآن می باشد؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
به دليل اينكه در آيه 255 بقره لفظ " كرسي " آمده، اين آيه به آية الكرسي معروف و مشهور است.
« وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ؛(1)
كسى از علم او آگاه نمىگردد، جز به مقدارى كه او بخواهد. تخت (حكومت) او، آسمان ها و زمين را در بر گرفته، نگاهدارى آن دو [آسمان و زمين]، او را خسته نمىكند. بلندى مقام و عظمت، مخصوص اوست.
البته اختلاف وجود دارد كه آيا آية الكرسى فقط همين يك آيه است كه از اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ شروع مىشود، و به وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ختم مىگردد، يا اينكه دو آيه بعد نيز جزء آن است، بنا بر اين اگر در جايى مثل نماز ليلة الدفن دستور داده شده آية الكرسى بخوانند، بايد هر سه آيه خوانده شود.
قرائنى در دست است كه نشان مىدهد، همان يك آيه(255بقره) است.
1- تمام رواياتى كه در فضيلت آن وارد شده و از آن تعبير به آية الكرسى كرده ،همه نشان مىدهد كه يك آيه بيش نيست.
2- تعبير به كرسى فقط در همان آيه اول است و نامگذارى به آية الكرسى نيز مربوط به همين آيه است.
3- در بعضى از احاديث به همين معنى تصريح شده ،مانند حديثى كه در امالى شيخ صدوق از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده است كه ضمن بيان فضيلت آية الكرسى از اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ شروع فرمود تا وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ.
4- در مستدرك سفينة البحار،نقل مىكند: و آية الكرسى معروفة و هى الى قوله وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ؛
آية الكرسى معروف است و آن تا وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ است (2).
5- در بعضى از روايات وارد شده كه آية الكرسى پنجاه كلمه است . در هر كلمهاى پنجاه بركت است. شمارش كلمات اين آيه نيز نشان مىدهد كه تا وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ پنجاه كلمه است.
آرى در بعضى از روايات دستور داده شده است كه تا" هُمْ فِيها خالِدُونَ" بخواند، بى آن كه عنوان آية الكرسى، مطرح باشد.
از قرائن بالا استفاده مىشود كه آية الكرسى يك آيه بيش تر نيست و آن آيه 255 بقره است كه لفظ كرسي در آن آمده است.(3)
پي نوشت ها:
1. بقره (2)آيه255.
2. علي نمازي شاهرودي ،مستدرك سفينة البحار، انتشارات جامعه مدرسين، ج 9 ،ص 97.
3.آيت الله مكارم ،تفسير نمونه، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج2، ص 277.






