چرا خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید.خدوند که قدرت دارد به یک لحظه همه چیز را خلق و یا نا بود کند پس فلسفه این شش روز چیست؟

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز.
ماهيت و حقيقت خلقت شش روزه آسمان و زمين بر ما چندان روشن نيست . به يقين مراد بيان زمان معين شناخته شده اي مانند روزهاي كنوني نيست. زيرا در آن مقطع نه زميني بود و نه آسمان و خورشيد و گردشي ؛ پس حقيقت اين امر چيز ديگري است .
خداون دارای قدرت مطلقه است اما قدرت مطلقه خداوند به این معنا نیست که حتماً کار مهمی را در یک لحظه انجام دهد و آن چیز یا آن کار بدون پیمودن مقدمات فوراً حادث شود، بلکه ممکن است بگوییم در اموری که انجام آن منوط به مقدمات و گذراندن مسیر طبیعی است، با دستور خدا مقدمات و آن مسیر پیموده می‌شود تا به مرحله کمال برسد.
برای خلقت انسان باید نطفه در جایگاه خود قرار گیرد و شرایط مناسبی وجود داشته باشد. نطفه بسته شده مراحلی را طی کند تا یک انسان کامل شود و پا به دنیا نهد. خلقت طفل را خدا خواسته است و از اراده او خارج نیست، ولی انجام گرفتن خواسته خدا به معنای این نیست که فوری و بدون تهیه مقدمات و اسباب به وجود آید. شاهد این مطلب آن است که در آيات متعددی که در مورد خلقت خداوند آمده، بعد از کلمه « کن » فعل مضارع آمده است مانند :
« اذ أراد شیئا ان یقول له کن فیکون؛ خدا هر گاه چیزی اراده کند، می‌گوید باش، پس می‌باشد». (1)
مضمون و مفهوم آیات آن است که با اراده و تصمیم خدا بر ایجاد شی، حتماً ایجاد می‌شود، یعنی مراد خدا از اراده او جدا نیست. اگر اراده کند انسان آفریده شود ،خلق می‌شود. این طور نیست که پس از مدتی طفره رفتن خلق شود. به صرف تعلق اراده خدا بر چیزی، آن شروع به خلق شدن می‌کند و طی مراحلی به کمال می‌رسد.
در مورد خلقت انسان آمده: «الذی احسن کل شی خلقه و بدأ خلق الانسان من طین؛(2)
هر چیزی را خوب آفریده و خلقت انسان را از گل شروع کرد».
«یخلقکم فی بطون امهاتکم خلقا من بعد خلق ؛ (3) خداوند شما را در شکم‌های مادران تان می‌آفریند، آفرینشی بعد از آفرینشی».
اما در اين ميان هنوز آفرینش خدا تمام نشده است، بلکه هنوز خلق می‌کند: «یزید فی الخلق ما یشاء ان الله علی کل شی قدیر؛ (4) سپاس خدایی که ... زیاد می‌کند در آفرینش هر آنچه که بخواهد. او بر هر چیزی توانا است».
بنابراین مراد خدا از اراده او جدا نیست، ولی معنای آن این نیست که نسبت به خلق هر چیزی اراده کرد، به طور کامل به صورت دفعی حاصل شود. البته اگر مراد خدا چیزی باشد که دارای مراحلی نباشد، دفعی انجام می‌شود مثلاً خلقت مواد اولیه و روح و عقل دفعی است.
آیه می‌فرماید: «و ما خلقکم و لا بعثکم الا کنفس واحدة ان الله سمیع بصیر؛ (5) آفرینش شما و مبعوث شدن تان مانند یک نفس است » که درصدد بیان توانایی و قدرت خدا است که خلقت همه مردم و زنده کردن آن ها پس از مرگ برای خدا مانند خلقت یک انسان است، یعنی برای خدا زحمتی ندارد، چون بر هر کاری توانا است. انسان‌ها با آن تعداد فراوان در دید قدرت خدا مانند یک فرد می‌باشند. (6)
آیة: «و ما أمرنا الا واحدة کلمح بالبصر؛ (7) امر ما فقط یک بار است مانند یک چشم بر هم زدن ». در مقام بیان این است که هچ چیز از دستور خدا سرپیچی نمی‌کند. آن چنان تسلط و قدرت دارد که اگر اراده کند چیزی انجام گیرد، با یک دستور انجام می‌گیرد و نیازی به امر و دستور دوباره نیست.
علامه طباطبایی این حقیقت را زیبا بیان فرموده : « وجود اشیا از این جهت که کار خدا است، مانند چشم بر هم زدنی صورت می‌گیرد، ولی از جهت وجود خود تدریجی است و کم کم حاصل می‌شود». (8)
بنابراین خلقت آسمان‌ها و زمین در شش روز یا شش دوره يا هر احتمال ديگر ، منافاتی با دستور خدا و عدم جدایی مراد از اراده خدا ندارد. خدا اراده می‌کند آسمان آفریده شود، پس خلق شدن شروع می‌شود. ممکن است از موقع شروع تا تکمیل شدن میلیاردها سال طول بکشد، چون قانون خدا این است که با انجام مقدمات و اسباب کارها انجام شود.
اما این که گفته می‌شود چرا در یک لحظه خلق نمی‌کند تا قدرت مطلق خود را ظاهر سازد، جوابش این است که خداوند بر اساس اسباب و مسببات عمل می‌کند و کارها را صورت می‌دهد. در واقع اسباب و مسبباتی که قرار داده ،شأن عالم ماده و طبیعت آن است که به تدریج و پشت سر هم کامل شود، تا مراحل قبلی کامل نشود، مراحل بعد ایجاد نمی‌گردد.
اگر این شأن و خاصیت از عالم ماده گرفته شود، دیگر عالم ماده نخواهد بود، بلکه مانند عالم مجردات محض می‌شود که وجود آن ها دفعی است، نه تدریجی، در حالی که عالم ماده و قانون آن جدا از عالم مجردات است.

پی‌نوشت‌ها:
1. یس (36)، آیه 86.
2. سجده (32)، آیه 7.
3. فاطر (35)، آیه 1.
4. زمر (39)، آیه 6.
5. لقمان (31)، آیه 28.
6. طباطبايى ، الميزان فى تفسير القرآن‏ ج16، ص 233، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه ، قم‏ ، 1417 ق .
7. قمر (54) آیه 50.
8. المیزان، ج19، ص 87- 88 .