با عرض سلام خدمت دوستان و اساتید محترم
مدتیه که در مکانهای مختلف از جمله سایت فیس بوک شاهد هتاکی عده ای از خدا بی خبر نسبت به اعتقاداتمان و اهل بیت اطهار میشوم.
از اساتید خواهشمندم راهنمایی بفرمایید در چنین مواقعی چه عکس العملی نشان داده و چگونه با این افراد برخورد کنم؟از چه راهی وارد شوم و چگونه آنها را متذکر سازم؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
حلم و بردباری از ویژگی های مهمی است که مردان بزرگ به ویژه رهبران الهی، از آن برخوردار بوده و در پرتو این خلق نیکو، افراد بسیاری را به سوی خود جذب کردند. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام خود در برابر توهین جاهلان بردبار بودند تا جایی که مصلحت اسلام ایجاب می کرد، با دشمنان حق و ناسزا گویان و اهانت کنندگان به ساحت مقدس حضرت، با بردباری برخورد می کردند.
توهين و استهزای عقايد ديگران، در يك جامعه كه مردم آن بر اديان گوناگون و عقايد متفاوت هستند، باعث ايجاد هرج و مرج و ناآرامي شده و همه افراد از آن متضرر مي شوند.
برخورد نامناسب نااهلان بر دو گونه است:
بعضی از افراد دشمنان بدخواه هستند و از روى فهم و با برنامهریزى، با انسان برخورد نامناسب مىکنند. در مقابل آن ها باید مقابله به مثل کرد . معنای مقابله به مثل توهین نیست؛ بلکه سکوت نکردن و اعتراض کردن است.
از این گونه افراد بايد پرسيد: چرا توهين؟ اگر حرف منطقي و دليل درستي در رد عقايد طرف مقابل داريد، بايد آن را بگوييد تا براي همگان راهگشا باشد، نه اينكه با ناسزاگويي مسير به طرفي برده شود كه هيچ كس از آن سودي نبرد.
وظیفه در برخورد با این افراد، در درجه اول، صحبت و ارائه استدلال منطقي در برابر حرف ها و توهين ها است. احترام گذاشتن به عقايد ديگران گرچه در نظر ما ناصحيح باشد، بايد رعايت شود.
اگر با بيان نيكو به ارشاد او پرداختيد، اما پاسخ درست و صحيحي نگرفتيد و مورد پذيرش او قرار نگرفت و همچنان به عناد ورزي خود ادامه داد، مراتب را به اطلاع سازمان های اطلاعاتی و نهادهای قضایی برسانید.
دسته دیگر افراد ناآگاه هستند. گفتار و حرکات شان از روى جهل و ناآگاهى است. در برابر این دسته باید با حلم و نرمش روبرو شد.
داستانی که در ذیل می آید، واکنش اسلامی در مقابل توهین کنندگان را به انسان می آموزد:
شخصى به حضور امام سجاد (ع ) آمد. نسبت به حضرت جسارت كرده و سخنان درشت و ناسزا گفت.
امام سجاد (ع ) سكوت كرد، و هيچ سخنى نگفت، او رفت (با توجه به اين كه وی در يك جريان شخصى نسبت به امام ناراحت شده بود، و مربوط به دين نبود، امام به همراهانش فرمود: ديديد كه با من چگونه برخورد كرد؟ اينك دوست دارم نزد او برويم تا بنگريد جواب او را چگونه خواهم داد.
همراهان با امام حركت كردند، شنيدند كه حضرت در مسير راه ، مكرر اين آيه را مى خواند: «والكاظمين الغيظ؛ (1) از ويژگى هاى پرهيزكاران اين است كه، خشم خود را فرو مى برند».
همراهان دريافتند كه امام با او برخورد شديد نخواهد كرد.
وقتى امام به در خانه او رسيد، او را صدا زد، از خانه بيرون آمد، در حالى كه تصور مى كرد با برخورد شديد امام، روبرو خواهد شد، برخلاف انتظار شنيد امام به او فرمود:
برادرم ! اگر آنچه به من گفتى، در من وجود دارد، از درگاه خدا، طلب آمرزش مى كنم. اگر در من وجود ندارد، از خدا مى خواهم كه تو را بيامرزد.
مرد بين دو چشم امام را بوسيد و عرض كرد: آن چه گفتم ،در وجود تو نيست؛ بلكه من به آن سزاوارترم. (2)
موفق باشید !
پی نوشت ها:
1. آل عمران (3)، آیه 134.
2. محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1380، ج1، ص 133.






