سلام
چرا مرد و زن به هم گرایش دارن و بعد یه مدت به هم عاشق میشن و وابسطه ! چرا دوست دارن به هم محبت کنن ، چه زن و شوهر باشن چه آشنا و ...
قوانین عشق چیه؟

قصدم اینکه می خوام ببینم اگه دلیل عاشق شدن علت "الف" هست !! آیا این علت نیاز به داشتن غیرت داره !
یعنی میخوام برداشت حجابی ازش کنم ! که خانوم های بد حجاب با این کارتون گرایش خورتون رو به هم کم کردید ! و عشقتون رو کم کردید !

یا بگم خانومای بد حجاب یکی از علت های گرایش زیبایی هست و وقتی جامعه پر بد حجاب باشه ، شوهرتون گرایشش به افراد مختلف بیشتر میشه و ....

یعنی کسی که غیرت نداشته باشه این گرایشش کمتره ! و قانون عشق رو رعایت نکرده
یا زنی که تحت سلطه شوهرش نمیاد این عشقش کمتر !!!و قانون عشق رو رعایت نکرده
یا زنی که زیبایی هاش رو به دیگران میره عشقش کمتره !!!و قانون عشق رو رعایت نکرده

مثلا فرض میکنیم علت گرایش زن و مرد به هم و یکی از قوانین عشق " مال هم شدن " باشه ! یعنی:
همه چی من مال تو ووو....
یعنی زیبایی من مال تو ووو...

پس اگه زیباییمون رو در اختیار دیگران بزاریم به این صدمه زدیم !و قانون عشق رو رعایت نکردیم و نشون میده گرایشمون کمتره به طرف مقابلمون و....

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط­تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. در ابتدا باید عرض کنیم که خانواده در آموزه های قرآنی، از مقام و جایگاه ارزشی والایی برخوردار است. خانواده، نخستین مسئله ای است که پس از آفرینش انسان بدان اشاره شده است. قرآن بعد از بیان چگونگی خلقت انسان، به زوج و همسر آدم (ع) اشاره می کند. بنابراین، نخستین خانواده با زنی پدید می آید که خود بخشی از وجود مرد آن خانواده بوده است و زمانی و لحظه ای تصور نشده است که زنی بدون مرد و مردی بدون زن بوده باشد.
2. قرآن فلسفه و هدف از تشکیل خانواده را ایجاد بستری برای آرامش انسان برمی شمارد تا مرد در کنار همسرش (زن) آرامش یابد؛ به سخن دیگر، مرد بی زن و همسر از چیزی رنج می برد که عبارت از فقدان آرامش است. هر مردی تنها با همسرش می تواند به این آرامش دست یابد. (روم، آیه 21 و اعراف، آیه 189)
به نظر می رسد در تحلیل قرآنی، این مردان هستند که نیاز به همسری برای کسب آرامش دارند و شدت این نیاز در مردان فراتر از زنان است و دست کم زنان برای دستیابی به آرامش از طریق شوهر کردن، نیاز کم تری احساس می کنند. از این رو، همواره از نیاز مردان به همسران سخن رفته و بر آن تأکید شده است. بنابراین، می توان گفت که در تحلیل قرآن از روان شناسی مردان، به این نکته توجه داده می شود که مردان موجوداتی هستند که نیاز عاطفی و روحی ایشان، از راه همسرگزینی و در کنار همسران برآورده می شود.
در مقابل، قرآن به این مطلب نیز اشاره می کند که زنان وابستگی خاص به مردان دارند که از آن به قوامیت تعبیر می شود. به این معنا که زنان موجوداتی وابسته هستند که نیازمند شوهری به عنوان تکیه گاه می باشند. زن، نه برای دستیابی به آرامش، بلکه برای رسیدن به قوامیت نیاز به شوهری دارد تا بر او تکیه کند و سر پا بایستد. شوهر برای زن، در حکم ستونی است که بدان تکیه می کند و معنا و مفهوم می یابد.
3. با این اوصاف، علت اصلی گرایش زن و مرد را باید در اصل خلقت آن ها و نیاز اساسی و فطری آنان جستجو کرد که آن در مرتبه نخست، میل به آرامش برای مردان و نیاز به تکیه گاه برای زنان است و در مرتبه بعدی، گسترش نسل نوع انسان است. انسان از تشکیل خانواده و همسرگزینی، پیش از آن که در جستجوی امری دیگری باشد، می خواهد به آرامش و آسایش دست یابد. به همین جهت، مسائل عاطفی و عشقی، پایه اصلی تشکیل خانواده است و مسائل دیگر در مرتبه و درجه بعدی قرار می گیرند. البته برای این که زن و مرد انگیزه لازم برای در کنار هم قرار گرفتن را داشته باشند، خداوند میل به محبت کردن و مورد محبت واقع شدن و میل به زیبایی دوستی و برخی دیگر از نیازهای غریزی را در وجود زن و مرد قرار داده است تا زن و مرد برای در کنار هم قرار گرفتن و کامل شدن، وجود یکدیگر را بطلبند و شوق و اشتیاق کافی و انگیزه لازم برای ازدواج را داشته باشند.
4. البته در فرهنگ قرآنی، نیاز زن و مرد به هم و کیفیت ارضای آن، از قوانین خاصی تبعیت می کند و قرآن، تنها در بستر خانواده و ازدواج آن را مشروع می داند و به غیر از این راه، به زن و مرد اجازه نمی دهد در کنار هم قرار بگیرند و به هم عشق بورزند و با هم رابطه ای داشته باشند. از سوی دیگر، به زن و شوهر توصیه می کند که عشق شان را تنها نثار همسرشان کنند و عشق و محبت را تنها در بستر خانواده گسترش دهند و خود را برای یکدیگر بیارایند و تزیین کنند و زمینه ارضای نیازهای عاطفی و جنسی خود را به بهترین شکل در خانواده فراهم سازند و در حفظ و حراست از کیان خانواده و شریک زندگی خود، از هیچ کوششی دریغ نورزند. بدون تردید، غیرت، تنها در این صورت معنا و مفهوم پیدا می کند که زن و مرد در هیچ حالی اجازه ندهند که بنیان خانواده سست گردد و حریم عفاف خانواده به دست نااهلان مورد چپاول و غارت و تجاوز قرار گیرد. به درستی، اگر زن و مرد غیرت داشته باشند و قوانین عشق را بدانند و رعایت کنند، فقط سعی می کنند به خانواده و ازدواج روی بیاورند و نیازهای خود را در بستر آن بر طرف سازند و همسران نیز سعی می کنند تمام عشق و زیبایی خود را نثار شریک زندگی شان نمایند و بدین وسیله، عفت و پاکدامنی را در جامعه تقویت نمایند.
5. بدون شک، زنانی که بد حجاب اند و برای غیر شوهر آرایش می کنند و با آرایش در اجتماع نامحرمان ظاهر می شوند و جلوه گری می کنند و یا مردانی که نگاه آلوده دارند و دنبال عشق نامشروع می گردند، هیچ کدامشان قوانین عشق مد نظر قرآن را رعایت نمی کنند و غیرت نمی ورزند و بدین شیوه رفتاری غلط، هم به خود و هم به شریک زندگی و خانواده خود و هم به جامعه خیانت می ورزند و به آن آسیب و صدمه جدی وارد می کنند و عفت و پاکدامنی و کیان خانواده را خدشه دار می سازند.