آیا در حکومت امام علی(ع) ناعدالتی داشتیم؟ لطفا اگر داشتیم با ذکر مصداق توضیح دهید و اگر نه باز هم توضیح دهید و مثال بیاورید و اینکه آیا میتوان گفت چون زیردستان حضرت انسانهای درستی نبودند و عادل نبودند پس حکومت هم عدالت نداشت؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
حكومت بر مردم به قسط و عدل و پياده كردن عدالت اسلامي شرايطي دارد كه تا تمامي آنان محقق نشود، نمي‏توان به هدف اصلي كه اجراي عدالت در تمامي زمينه‏ها است، دست يافت.
از جمله شرايط، حاكم اسلامي است. اگر حاكم اسلامي فردي با تقوا و عادل باشد، زمينه رشد تقوا و عدالت را در جامعه فراهم مي‏كند. شكي نيست كه علي (ع) مصداق كامل عدالت بود و سعي و تلاش او بر اين اساس بود كه بتواند عدالت را در جامعه فراهم سازد.
حضرت فرمود: "به خدا سوگند! خدايي كه دانه را شكافته و انسان را آفريد، اگر نه اين بود كه جمعيت بسياري گرداگردم به ياري ام قيام كرده‏اند و از اين جهت حجت تمام شده است و اگر نبود عهد و پيماني كه خداوند از عما و دانشمندان گرفته كه در برابر شكم خوارگي ستمگران و گرسنگي مظلومان سكوت نكنند، من مهار شتر خلافت را رها مي‏ساختم و از آن صرف نظر مي‏كردم". (1)
از اين كلام استفاده مي‏شود كه هدف امام از پذيرش حكومت، اجراي عدالت است.
از ديگر شرايط اجراي كامل عدالت، وجود كارگزاران و عاملان پاك و با تقوا است. بديهي است اگر حاكمي همچون علي (ع) باشد، ولي نيروهاي كارگزار پاك و با تقوا نداشته باشد، به تنهايي نمي‏تواند به اهداف عالي خود برسد.
هدف امام (ع) اجراي كامل عدالت در تمامي زمينه‏ها و در تمامي مناطق اسلامي بود، ولي به سبب نداشتن ياراني كارآمد و پاك، نتوانست به تمامي اهداف خود برسد. بنا بر اين امام علي (ع) نه تنها بي عدالتي نكرد بلكه با آن به مبارزه پرداخت. گرچه آن رانتوانست ريشه كن نمايد ولي چنانچه از سوي برخي در حكومت بي عدالتي رخ مي داد با آنان برخود مي نمود.
یکی از سیاست‌های امام برقراری عدالت در همه صحنه‌ها از جمله در توزیع، تقسیم و صیانت از بیت‌المال بود. یکی از برنامه‌های امام
این بود که اموال غصب شده‌ ، یا‌ آن را که برخی ناعادلانه گرفته‌اند، به بیت‌المال برگردانده شود، از این رو امام علی(ع) فرمود:« به خدا سوگند، بیت‏المال تاراج رفته را هر کجا بیابم، به صاحبان اصلی آن باز می‏گردانم، گرچه با آن ازدواج کرده و یا کنیزی خریده باشند، زیرا عدالت، برای گشایش است. آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای وی سخت‏تر است».(2)
اما اینکه آیا امام توانست همه آنچه بیان کرد ، انجام دهد؟ باید گفت: حضرت در برخی موارد در این امر موفق بود. بدین معنا که امام برخی از اموال را - که برخی به ناحق گرفته بودند - به بیت المال بر گرداند ، چنان که ابن ابی الحدید می‏نویسد:
علی (ع) فرمان داد تا ابزار جنگی و شترانی را که به عنوان زکات در خانه عثمان بود، به بیت‏المال برگردانند . به اموال شخصی عثمان تعرض نکنند. وقتی این خبر به گوش عمروعاص رسید، نامه‏ای برای معاویه نوشت به این مضمون:
هر کاری که ممکن است انجام بده، چرا که پسر ابی طالب همه اموالی را که جمع آوری کرده‏ای، خواهد گرفت. (3)
اما این موفقیت در همه موارد نبود. آنچه بیان کرده اید، تا اندازه ای صحت دارد و این به جهت مصالح برتری بود که وجود داشت، یا عملاً امکان استرداد آنها ممکن نبود. توجه دارید که دوران کوتاه حکومت حضرت علی (ع) بیشتر به جنگ و در گیری سپری شد و حضرت مجالی نیافت تا به تمام اوضاع نابسامان گذشته بپردازد. در استرداد اموال طلحه و زبیر در تاریخ مطلبی یافت نشد.
در عین حال امام در تمام اهداف مد نظر خود موفق به اجرا نشد.این نه تنها در مورد اموال و دارایی ها، بلکه در مورد تغییر برخی از احکام نادرست دینی و بدعت هایی که گذاشته شده بود نیز وجود داشت. آنچه حضرت مهدی (ع) موفق به اجرا خواهد شد، ‌در آن شرایط حضرت علی (ع) نتوانست.
در عین حال مبنای حضرت بر عدالت و اخقاق حق بود . به همین خاطر جنگ های بسیاری واقع شد. طلحه و زبیر نیز از این وضعیت ناراحت بودند و علم مخالفت بلند کردند. حضرت بعد از رسیدن به حکومت فرمان عزل معاویه را صادر نمود، و حال اینکه برخی از سیاست‌مداران باور داشتند که عزل وی صلاح نیست. امام به مدیران حکومتی خود نیز -بدون ملاحظات سیاسی - دستور داد از هرگونه رانت خواری و سوء استفاده از بیت‏المال پرهیز نمایند. حضرت در نامه‏ای خطاب به مصقلة بن هبیره شیبانی فرمود:
به من خبر رسیده است که غنیمت مسلمانان را به عرب‏هایی می‏دهی که خویشاوندان تو هستند و تو را برگزیده‏اند... بدان مسلمانانی که نزد تو و ما به سر می‏برند، حقشان از غنیمت یک‏سان است. برای گرفتن آن نزد من می‏آیند، حق خود را می‏گیرند و باز می‏گردند. (4)
امام نیز با برخی از خویشاوندان خود که دچار مشکل شده بودند، برخورد نمود. علی (ع) یکی از خویشاوندان خود را که به بیت‏المال خیانت کرده بود، تهدید نمود و خطاب به وی فرمود: «به خدا سوگند، اگر حسن و حسین هم دست به چنین خیانتی می‏زدند، هرگز از آنان هواخواهی و پشتیبانی نمی‏کردم و ذرّه‏ای در تصمیم‏گیری من تأثیر نمی‏گذاشت». (5)
امام در انجام سیاست‌های خود مصالح عمومی و دینی و شرایط زمان را در نظر می‌گرفت؛ ولی هیچ‌گاه از مسیر عدالت خارج نشده و در حکومت‌داری عدالت و صداقت را رعایت می‌نمود.
برخی از یاران امام گفتند: لازم نیست که این قدر صداقت را در سیاست اعمال کنید، فرمود:
«أ تأمرونی ان اطلب النصر بالجور ، و الله ما أطور به ما سمر سمیر؛( 6 ) از من تقاضا می‏کنید که پیروزی وموفقیت در سیاست را به قیمت ستمگری و پایمال کردن حق مردم‏ ضعیف به دست آورم؟! به خدا قسم تا شب و روزی در دنیا هست، تا ستاره‏ای در آسمان در حرکت است، چنین چیزی عملی نیست».

پی نوشت ها :
1. نهج البلاغه، خطبه 3.
2. نهج البلاغه، خطبه 15, شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 27.
3. همان.
4. نهج البلاغه، نامه 41.
5. محمد محمدی ری‏شهری، موسوعة الامام علی ابن ابی طالب، ج 4، ص 124.
6. نهج البلاغه ،خطبه124.