می خواستم از چگونگی مرگ عبدالله بن اسید از افراد جنایتکار کربلا مرا مطلع کنید.
پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
هنگامي كه اشراف كوفه به سوي بصره پناه بردند مختار هم براى كشتن قاتلين حسين آماده و آزاد گرديد و گفت: دين ما اين نيست كه كشندگان حسين را زنده بگذاريم. نه مردى هستم اگر ادعاى يارى آل محمد را بكنم آنها را زنده بگذارم. اگر چنين باشد من همان كذابى خواهم بود كه مرا ناميده و لقب دادهاند. در كشتن آنها از خدا يارى و مساعدت مىخواهم. نام قاتلين حسين را نزد من ببريد كه طعام و شراب بر من حرام خواهد بود تا آنكه روى زمين را از وجود آنها پاك كنم.
مختار عده ايي را فرستاد تا عبد الله بن اسيد جهنى و مالك بن بشير بدى و حمل بن مالك محاربى را از قادسيه احضار کنند. همين كه آن ها را ديد گفت: اى دشمنان خدا و رسول حسين بن على چه شد؟ حسين را براى من بياوريد!! (زنده كنيد) شما كسى را كشتيد كه به شما امر شده بر او درود بفرستيد و صلوات كنيد گفتند: رحمت خدا شامل تو باد ما را به اكراه و اجبار فرستادند. بر ما منت بگذار و ما را زنده بدار. مختار به آنها گفت: چرا شما اين منت را بر حسين نگذاشتيد كه او را زنده بداريد و حال اين كه او فرزند دختر پيغمبر شما بود؟ چرا او را زنده نگذاشتيد و چرا باو آب نداديد؟
در نهايت آن ها به قتل رسانيد.(1)
پي نوشت ها:
1. العبر تاريخ ابن خلدون، ترجمه عبد المحمد آيتى، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، چ اول، 1363ش، ج2،ص 49؛الكامل فی التاريخ ، عز الدين على بن اثير (م 630)، ترجمه ابو القاسم حالت و عباس خليلى، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، 1371ش.ج12،ص 101.






