نذر یعنی معامله در مورد خواستههایی که خدا نخواسته بما بدهد.
اگر قرار به معاملهایی هم باشد شرایط آن را باید خدا تعیین کند نه ما. پس قرارداد یکطرفه ما از ابتدا باطل است. خدا انسانها را ترغیب کرده که همه جیزشان را از او بخواهند ولی هیچوقت در مقابل، چیزی نخواسته جز ایمان و عمل صالح.
نذر خواستن جواب خوبی در این دنیا است و خدا دوست دارد بیشتر آنرا در آخرت بدهد ولی ما معامله نقد را میپسندیم. نذر یعنی رشوه دادن به خدا تا کار ما را (نسبت به کسانی که نذر ندادهاند) جلوتر بیاندازد. در نذر ما به خدا مشکوکیم لذا منتظریم ابتدا خدا کارمان را درست کند سپس ما نذرمان را ادا کنیم. معمولاً نذرمان بدرد کسی نمیخورد. بطور مثال نذر میکنیم که به زیارت برویم یا هزار بار صلوات بفرستیم.
بدتر اینکه در نذر طرف مقابل خدا نباشد بلکه بنده خدا باشد مانند نذر به امام رضا(ع) یا ابوالفضل. و جالب اینکه این نوع نذر شایعتر است. آیا ابوالفضل بخشندهتر از خداست. یا قویتر یا مهربانتر از اوست. اگر هدف ما پارتی بازی است. خدا حتی پیامبر خود را واسط مردم قرار نداده است. (و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب...)
نذر حالت تحریف شده دعا است. خدا تنها دعا را توصیه کرده (ادعونی استجب لکم) زیرا خدا بخشنده تر از آن است که در مقابل چیزی از ما بخواهد. ما با نذر بخشندگی و مهربانی خدا را زیر سؤال قرار میدهیم. ما با نذر چیزهایی میخواهیم که در حالت طبیعی مال ما نیست. پس با نذر سعی در به هم زدن قواعد جامعه به نفع خود را داریم.
بطور خلاصه نذر نتیجه بیاعتقادی عملی به خدای مهربان و جهان آخرت و همچنین دنیاگرایی و خودخواهی ما است.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
با نظر به حقیقت و جایگاه نذر در نظام دینی بسیاری از ابهامات شما برطرف می شود؛ لذا به چند نکته در این زمینه اشاره می شود:
1. نذر با همه اقسامی که دارد از عباداتی است که مطلوب خداوند می باشد و در قرآن نیز در آیات متعددی به این عبادت الهی اشاره شده است مثلا در جائي به نذر حضرت علي (ع)و حضرت زهرا (س) اشاره نموده و به جهت عمل نمودن آن ها به نذر خويش كه گرفتن روزه در قبال شفاي فرزندانشان مي باشداشاره كرده و با ذكر اين نكته كه آنها هنگام افطار در عين نيازمندي خود با گذشت و ايثار فقير و مسكين را در افطار بر خود مقدم مي كنند از آنها تمجيد مي نمايد لذا مي فرمايد:« آن ها به نذر خود وفا مىكنند، و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است مىترسند،و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند، به «مسكين» و «يتيم» و «اسير» مىدهند! ....(بخاطر اين عقيده و عمل) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مىدارد و آن ها را مىپذيرد در حالى كه غرق شادى و سرورند!و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهاى حرير بهشتى را به آنها پاداش مىدهد! ». (1)
لذا اگر هم چنین عملی به زعم شما معامله کردن با خدا باشد وقتی مورد تایید و سفارش خداوند می باشد نه تنها زشت و قبیح نیست. بلکه بهترین معامله ها می باشد.اما در چنین معامله ای هدف رسیدن به ناخواسته های الهی نیست بلکه مشروعیت و مطلوب بودن آن در منظر الهی نشان می دهد که اتفاقا خداوند چون می خواهد برخی از خواسته های بندگان را از طریق نذر به آنها عطا کند چنین عملی را برای آنها قرار می دهد.
2. نذر اقسام مختلفی دارد که تنها یک قسم آن شبیه معامله است و فرد به صورت مشروط و در مقابل رسیدن به خواستهای چیزی را نذر می کند و الا در بسیاری از موارد نذر جز طاعت الهی درخواستی وجود ندارد مثلا کسی بدون شرط نذر می کند که برای خدا نذر می کند که هر سال تعداد مشخصی فقیر را بی نیاز کند.
3. اتفاقا در مواردی که نذر به صورت مشروط نیز می باشد شرایط آن را خدا تعیین نموده است (مثل مستحب بودن و یا راجح بودن و مطلوب خدا بودن مورد نذر و قصد قربت داشتن و ... ) و لذا هرگز چنین نذری قرارداد یکطرفه نیست بلکه طرف اول آن خداوند می باشد که چنین معامله ای را با شرایط خاصی امضا نمده است و هر کس اراده نماید خود را در این قرار داد طرف دوم قرار می دهد.
4. اگر چه اجر و پاداش اخروی با نعمتها دنیوی قابل قیاس نیست لکن دادن برکات و نعمتها و جواب درخواست های افراد در دنیا نیز مطلوب خداوند می باشد، لذا خداوند مي فرمايد: «و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم ». (2) و اگر برخی موانع نمی بود این اتفاق برای همه می افتاد.
5. در هیچ شرایطی نباید تصور نمود که اعمال ما حتی عبادات ما مثل نذر نفعی برای خدا دارد بلکه تمام عبادات و اعمال و کردار نیک ما معامله ای است دوسر برد یعنی نتیجه ونفعی جز برای خود انسان ندارند و هم در دنیا و هم در آخرت نفعش به خود فرد بر می گردد و خدا کاملا بی نیاز است. (3)
اساسا خداوند همه این نعمت ها و برکاتی که در دنیا و آخرت به افراد می دهد برای دادن به همه انسان ها خلق نموده است ولی مشکل در ظرفیت دریافت افراد است و مانع قابلیت دریافت کننده است ،لذا در این میان هر کس به هر طریقی ظرفیت دریافت فیضی از جانب خداوند بیابد قطعا دریافت می کند؛ دعا کردن، نذر کردن ، توبه کردن از گناهان ، انجام طاعات، ترک معاصی، اخلاص و ... هر کدام به نوعی در انسان ظرفیت ایجاد می کند،با این نگاه حقیقتا معامله ای در کار نیست مسابقه ای است در کسب برکات و نعمتها در دنیا و آخرت،البته در این مسابقه نیز فرد با دیگران مقایسه نمی شود بلکه دائما با استعداد و توان بالقوه خود مقایسه می شود و کسب فیض دیگری جای هیچ کس را تنگ نمی کند و لذا هر کس حقیقتا رقیبی جز خودش هوای نفس خودش ندارد ، از این رو دیگر رشوه دادن معنا ندارد. چون مسیر برای همه باز است و دعا و نذر و ... برای همه ممکن است نه قشری خاص .
6. در نذر های مشروط که فرد ادای نذر را به گرفتن حاجت از خداوند مشروط می کند تردید در توان و اراده خداوند نیست ،بلکه لطفی است از جانب خداوند در حق نذر کننده زیرا خداوند چون دلسوزترین فرد نسبت به هر شخصی می باشد می داند که هر خواسته ای به صلاح درخواست کننده نیست اگر چه او را در طلب آزاد می گذارد ولی خدای حکیم آنچه را به صلاح بنده است مستجاب می نماید لذا برای ایجاد انگیزه در بندگان به خاطر نذر کردن چنین تخفیفی را قرار می دهد که فرد بتواند نذر خود را مشروط به رسیدن به حاجت خود کند لذا نذر او از ابتدا قبول می گردد و آثار و خواص نذر کردن و با خدا ارتباط ایجاد کردن را به دست می آورد درعین حال خداوند ادای آن را فقط در صورت گرفتن حاجت بر بنده واجب می کند .
7. یک نوع نذر که از سایر نذرها رایج تر می باشد نذری است که در آن انسان باخداوند پیمان می بندد که در برابر گرفتن حاجت عمل خیری را از طرف پیامبر خدا و یا امام معصوم انجام دهد و یا ثواب عبادت خود را به روح فرد پاکی که نزد خداوند قرب و منزلتی دارد عطا کند ،در واقع در این نذر فرد معصوم متعلق نذر قرار داده می شود نه طرف نذر ، چنین نذری نه تنها درست است بلکه به جهت ارتباط معنوی که بین فرد و بین الگوهای الهی ایجاد می کند مطلوبتر است و به همین دلیل بیشتر رواج یافته است اما در زبان عامه مردم گاهی مواقع چنین نذری را به نام ، متعلق نذر بیان می کنند ،مثلا شخص نذر می کند که خدایا اگر به مراد خود رسیدم مقداری غذا از طرف امام حسین به فقرا می دهم و یا ثواب آن را به آقا ابالفضل هدیه می نمایم و به چنین نذر که متعلقش امام حسین بوده و یا سایر بزرگان از اهل بیت پیامبر بوده است تسامحا نذر امام حسین و یا نذر آقا ابالفضل و ... گفته می شود که چنین نام گذاری ماهیت نذر را خراب نمی کند بلکه هدف را معرفی می کند. البته اگر کسی از روی خطا و یا جهل تصور کند که طرف نذر او امام حسین است نذر او شرعی نخواهد بود که چنین مواردی بسیار اندک است بلکه غالب مردم امامان معصوم را درست می شناسند و به عنوان بنده ای از بندگان برگزیده خدا می دانند نه فردی در کنار خداوند متعال لذا اساسا نذري شرعا محقق مي شود كه در هنگاه نيت براي خدا بودن ذكر شود (مثلا بگويد :براي خدا نذر مي كنم كه فقيري را به نيت امام حسين و يا از طرف حضرت عباس اطعام كنم) و البته نيت هم كافي نيست بلكه گفتن اين جمله و صيغه نيز لازم است. (4)
8. اگر چه خداوند ما را به دعا توصیه می نماید ولی با توجه به معناي وسيع دعا كه شامل هر نوع درخواست و تمنا (5) مي باشد، حقیقتا نذر نیز نوعی دعا و در خواست از خداوند می باشد و این تصور که نذر تحریف دعاست صحیح نمی باشد .و اگر چه خداوند برای دادن پاسخ بندگان نیازی به واسطه ندارد ولی در بسیاری از موارد خداوند برای معرفی الگوی عملی و هدایت کننده افراد به سمت خود پیامبر خود ویا امام معصوم را واسطه فیض خود معرفی می نماید و این نشان می دهد که برخی مواقع واسطه قرار دادن پیامبر واهل بیت او مطلوب خداوند است و چنین عملی عینا اطاعت از دستور خداست ،نه قرار دادن راهی در کنار راه خدا.
پی نوشت ها :
1. انسان (76) آیه 7؛ آل عمران (3) آیه 35؛ مریم (19) آیه 26.
2. اعراف (7) آیه 96.
3. بقره (2) آیه 267.
4. امام خمینی، توضیح المسائل، مسأله 2643.
5. رضا مهيار، فرهنگ ابجدی عربی -فارسی ص 34، انتشارات اسلامي ،1375ش.






