بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
با توجه به خطبه 33 نهجالبلاغه، كه در آن آمده است: «ان الله بعث محمدا و ليس احد من العرب يقرأ كتابا و لايدعي نبوة ...»، آيا يهوديان و مسيحيان موجود در جزيرةالعرب آن روز عرب نبودند و همگي مهاجر بودند؟ و يا در اقليت مطلق بودند؟ و يا اساسا معناي اين عبارت چيز ديگري است؟
متشكرم
پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی.
امام عليه السّلام در آغاز اين خطبه - چنان كه گفته شد- به عصر بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ظهور انقلاب اسلامى در جزيرة العرب اشاره مىكند و نشان مىدهد كه مردم در عصر جاهليت در چه شرايطى مىزيستند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنها را به چه افتخار و سعادتى رسانيد، مىفرمايد:
خداوند محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را هنگامى مبعوث كرد كه هيچ كس از عرب كتاب آسمانى نمىخواند و ادّعاى نبوّتى نداشت (همه آنها از دعوت انبيا دور مانده بودند و از كتب آسمانى، محروم و در گرداب شرك و كفر غوطهور بودند)، (إنّ اللّه بعث محمّدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ليس أحد من العرب يقرأ كتابا و لا يدّعي نبوّة).
بعضى از مفسران معروف نهج البلاغه در اينجا اين سؤال را مطرح كردهاند كه چگونه مىتوان گفت كه احدى از عرب نه كتاب آسمانى داشت و نه پيرو پيامبرى از پيامبران خدا بود، در حالى كه مىدانيم كه جمعيت قابل ملاحظهاى از يهود و گروهى از مسيحيان در آن سرزمين مىزيستند و كتابى به نام تورات و انجيل در ميان آنان بود؟ سپس در جواب اين سؤال اشاره به تحريف تورات و انجيل كردهاند.
بنا بر اين كتابى كه در ميان آنها بود، كتاب راستين نبود و نيز پيروى آنان از حضرت موسى و مسيح، دروغين بود. آنها آن گاه به اين آيه استدلال كردهاند كه مىفرمايد:
«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ؛ بگو: چه كسى كتابى را كه موسى آورد، نازل كرد، كتابى كه نور و هدايت براى مردم بود؟ (امّا شما يهود) آن را به صورت پراكندهاى در آورديد، قسمتى را (كه به سود شما است) آشكار مىسازيد و بسيارى را (كه بر خلاف هواى نفسانى شما است) پنهان مىداريد؟».
اين احتمال را نيز دادهاند كه منظور عرب، در اينجا اكثريت آنها است كه مشرك و بت پرست بودند.
پاسخ سومى كه به اين سؤال مىتوان داد اين است كه يهود جزو ساكنان بومى جزيرة العرب نبودند، بلكه طبق آنچه در تواريخ معروف آمده است، هنگامى كه بشارتهاى ظهور پيامبر اسلام را در كتب خود خواندند و احساس كردند وقت ظهور نزديك شده، به آنجا آمدند كه شاهد ظهور آن بزرگوار باشند، هر چند بعدا از ترس اين كه منافعشان به خطر افتد، راه نفاق و عداوت را پوييدند. مسيحيان نيز، احتمالا مهاجران و در عين حال، بسيار در اقليت بودند.
به هر حال، امام عليه السّلام در اين سخن به دور ماندن اقوام جاهلى از سرچشمه وحى و نبوت اشاره مىكند و همين يك نكته نشان مىدهد كه تا چه حدّ آنها در گرداب شرك غوطهور بودند و در شعلههاى آتش فساد مىسوختند. (1)
پي نوشت:
1. آية الله العظمى مكارم شيرازى، پيام امام اميرالمؤمنين عليهالسلام، ج2، ص 297.






