بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
با توجه به روايت نبوي «يا علي! حربك حربي و سلمك سلمي»، كساني كه در جنگهاي جمل، صفين و نهروان در مقابل حضرت امير سلام الله عليه ايستادند، كافرند. چرا حضرت مال اصحاب جمل را محترم شمرد و آن را بين يارانش تقسيم ننمود؟ آيا اين عمل حضرت بهخاطر ملاحظات سياسي و مصلحتسنجي بود؟ اگر اينگونه نبوده آيا اين عمل بايد در جنگهايي كه بين مسلمين امروز هم احيانا رخ ميدهد اجرا شود؟
متشكرم
پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط شما با این مرکز.
بعد از جنگ جمل به نقل برخی از مورخان ، امام بركشتگان ناكثان از بصره و كوفه نماز گزارد و بر ياران خود كه جام شهادت نوشيده بودند نيز نماز گزارد.
و همگان را در قبر بزرگى به خاك سپرد. سپس دستور داد كه تمام اموال مردم را به خودشان بازگردانند بجز اسلحهاى كه در آنها علامت حكومت باشد و فرمود: «لا يحل لمسلم من المسلم المتوفى شىء». (1)
از مال مسلمان مرده، چيزى براى ديگران حلال نمىشود.
گروهى از ياران امام اصرار مىورزيدند كه با ناكثان معاملهى نبرد با مشركان گردد، يعنى دستگير شدگانشان برده شوند و اموالشان قسمت گردد. امام (ع) در اين مورد فرمود: «ايكم ياخذ ام المؤمنين فى سهمه» (2) يعنى: كدام يك از شما حاضر است عايشه را بابت سهم خود بپذيرد؟
امام صادق (ع) در حديثى حكم اين گروه را كه تحت عنوان «باغى» در فقه اسلامى مطرح شدهاند چنين بيان كرده است:
«ان عليا (ع) قتل اهل البصرة و ترك اموالهم فقال ان دار الشرك يحل ما فيها و ان دار الاسلام لا يحل ما فيها. ان عليا انما من عليهم كما من رسول الله (ص) على اهل مكة». (3)
على (ع) مردم بصره را به سبب ياغيگرى و افساد آنان كشت ولى دست به اموال آنان نزد، زيرا حكم مشرك با حكم مسلمان باغى متفاوت است؛ ارتش اسلام در محيط كفر و شرك بر هر چه دست يابد بر او حلال است ولى آنچه در محيط اسلام است هرگز حلال نمىشود. همانا على بر آنان منت گذاشت چنان كه رسول اكرم (ص) بر اهل مكه منت نهاد. (4)
در جنگهايي كه بين مسلمين امروز هم رخ ميدهد باید همین روش اجرا شود؛ مگر این که حاکم اسلامی به صورت دیگری مصلحت بداند که طبق همان عمل خواهد شد.
برای اگاهی بیشتر به کتاب فروغ ولایت ،ایت الله جعفر سبحانی ،مراجعه نمائید.
پی نوشت ها :
1. جعفر سبحانی، فروغ ولایت قم، انتشارات صحیفه، 1368 ، چاپ اول ، ص418.
2. وسائل الشيعه، ج 11، باب 25 از ابواب جهاد.
3. وسائل الشيعه، ج 11، باب 25 از ابواب جهاد.
4. ر،ک فروغ ولایت ،همان ص 418 -419 .






