سلام من خانمی 24 ساله هستم، تا حالا گناه زیاد کردم و به یاد خدا نبودم و نماز نمی خواندم، اما از تیر ماه امسال بر اساس یک اتفاق توبه کردم، و دیگر آن آدم گذشته نیستم،
فقط در مورد غیبت کردن زیاده روی می کنم، وقتی که دور هم هستیم، و اطرافیانم (پدرشوهرم) خیلی دیگران را مسخره و غیبتشان را می کند، من هم هر کاری می کنم نمی توانم جلویش را بگیرم،
یکی هم در مورد آهنگهای غیر مجاز، که وقتی با خانواده همسرم به جایی می رویم، آنها این آهنگهارا می گذارند، و من هرچه بگویم من را مسخره می کنند، همش مرا مسخره می گیرند و به من می گویند چه شده مسلمان شدی؟
من هم نمی دانم چه کنم؟؟؟
لطفا کمکم کنید

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط­تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اینکه توبه کرده ایدو به آغوش گرم خداوند پناه آورده اید نکته بسیار ارزشمندی است و به این خاطر به شما تبریک می گوییم
ساده ترین راه مبارزه با بیماری غیبت و غیبت نکردن:
بهترین راه برای از بین بردن معلول، مبارزه با علت است. علل و عوامل غیبت فراوان است. در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
1ـ سوء ظن و بدگمانی:
از قرآن استفاده می‌شود که یکی از عوامل گرایش به غیبت، سوء ظن به دیگران است. بدگمانی یا سوء ظن علاوه بر این که انسان را آلوده می‌کند، جامعه را نیز به فساد و تباهی می‌کشاند، ‌زیرا شخص بدگمان،‌سوء ظن خود را به افراد دیگر منتقل می‌کند. به تدریج چیزی را که اساس و پایه‌ای جز شایعه یا برداشت نادرست نداشت، به صورت امری قطعی و مسلّم در میان مردم منتشر می‌سازد.
2ـ تجسس در امور مردم:‌
اگر می‌خواهید غیبت نکنید، باید سوء ظن و بدگمانی نسبت به مردم نداشته باشید. اگر می‌خواهید گرفتار بدگمانی نشوید، باید در امور مردم تجسس نکنید، زیرا سوء ظن و تجسس در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. گاهی تجسس باعث سوء ظن است و گاهی سوء ظن منشأ تجسس می‌شود. از این رو قرآن برای از بین بردن غیبت به عنوان معلول، دستور داده با علت (یعنی سوء ظن و تجسس) مبارزه شود:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً؛ (1) ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان‌ها گناه است و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید... بعضی از شما از بعضی دیگر غیبت نکنید».
غیبت را معلول دو عامل پیشین دانسته است.
3ـ همرنگی با دوستان:
یکی از انگیزه‌های غیبت، موافقت با دوستان و هم نشینان است. عده ای برای گرم نگه داشتن مجلس و جلب رضایت و افکار اهل مجلس، به هرزه گویی و بدگویی و تمسخر دیگران در غیاب آنان می‌پردازند که چند گناه را با هم جمع می‌کنند و شعارشان این است:‌خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو؛ یعنی همچون حیوانات، تقلید و جلب رضایت دیگران، محور قرار گیرد ،اگر چه موجب غضب حق تعالی باشد!‌این گونه افراد از دیدگاه علی(ع) "همجٌ رعاع" یا احمقان بی سروپایی هستند که به دنبال هر صدایی می‌روند و با هر بادی حرکت می‌کنند!
4ـ خودستایی و مباهات و فخر فروشی:
برخی برای آن که اظهار وجود کنند و فضل و کمال خود را به رخ بکشند، ‌دیگران را کوچک می‌شمارند و از آنان بدگویی می‌کنند. قرآن می‌فرماید: "فلا تزکوا أنفسکم هو أعلم بمن اتقّی؛ (2) خودستایی نکنید، چرا که خداوند پرهیزکاران را بهتر می‌شناسد".
5ـ تنزیه نفس و تبرئه خویش:
گاهی انسان برای تبرئه خود از نسبت هایی که به او داده شده است، پای دیگران را به میان می‌کشد. گناه و جرم را مستقلاً به دیگری نسبت می‌دهد یا او را شریک جرم خود معرفی می‌کند.
6ـ حسد:
برای درمان آن انسان باید در باره‌ زشتی این گناه بیندیشد، چه این که مرتکب آن، مرتکب دو گناه شده و مستحق دو عذاب است: یکی گناه غیبت و دیگری گناه حسد.
جهت آگاهی بیش تر در این زمینه به کتاب شریف معراج السعاده ملا احمد نراقی(ره) صفحة 434 مراجعه شود که در معالجه مرض غیبت دوازده راه را ذکر نموده است.
پیشگیری و درمان ریشه ای:
ا) تقویت معرفت و شناخت به خدا و ایمان و اعتقادات .
مهم ترین عاملی که در مبارزه با عوامل فساد و بیماری‌های معنوی و نفسانی مؤثر و کارساز است، عنصر ایمان است. تقویت ایمان به خدا و روز حساب، باعث خوف و خشیت، از عذاب شدید الهی، اجتناب از همه گناهان و معاصی، پیدایش روح تواضع و تسلیم و تهذیب نفس و تزکیه و اعتلای روح می‌گردد.
تقویت ایمان به دو عامل بستگی دارد:
یک: افزایش مستمر معرفت و شناخت خدا و صفات جمال و جلال او،
دو: عمل به احکام الهی در همه عرصه‌های عبادی و غیر عبادی.
رابطه ایمان و عمل،‌رابطه تأثیر متقابل است. هرچه ایمان قوی تر، تعبّد و تقید به احکام الهی بیش تر،‌ هر چه تعبّد افزایش یابد،‌ایمان قوی تر می‌شود.
ب) یاد خدا:
پیش از آغاز سخن، و قبل از انجام هر عملی، به یاد خدا بودن، اندیشیدن که آیا سخنی که می‌خواهم بگویم، یا مطلبی که می‌خواهم بنویسم یا کاری که می‌خواهم انجام دهم، رضایت و فرمان خدا در آن است یا هوای نفس و روح انتقام جویی در آن دخیل است. امیر المؤمنین (ع) می‌فرماید: "ذکرُ الله دواء اعلال النفوس؛ ذکر خدا داروی بیماری دل‌ها است". (3)
ج) خود آگاهی، خویشتن شناسی و توجه به عیوب خویش:
امیرالمومنین (ع) فرمود: "طوبی لمن شلغه عیبه عن عیوب النّاس؛ (4) خوشا به حال کسی که عیب خودش او را از عیوب مردم باز دارد".
اگر کسی از عیوب خود آگاه شود، هرگز در صدد عیب جویی دیگران بر نمی‌آید. انسانی که خود را سراپا عیب و نقص می‌بیند، شرم دارد از این که دیگران را به خاطر همان عیوب سرزنش کند.
برای جلوگیری از غیبت دیگران نیز باید با لحنی زیبا و خوش به آن ها تذکر دهید یا با مطرح کردن سوال یا نکته یا مطلب علمی یا لطیفه ای ، بحث را عوض کنید. اگر به هیچ طریقی نتوانستید بحث را عوض کنید ،به بهانه ای مجلس را ترک کنید.
اما در مورد غیبت کردن خانواده همسرتان و یا موسیقی گذاشتن آن ها باید بگوییم که وظیفه اول شما تذکر مهربانانه است که ظاهرا تاثیر ندارد و اگر تذکر فائده نداشت باید سعی کنید به گونه ای فضای مجلس را از گناه غیبت و موسیقی تغییر دهید؛ مثلا حرف یا سوال یا مطلب علمی را پیش بکشید و بحث را عوض کنید و اگر این روش هم فائده نداشت، مجلس را به بهانه ای نرک کنید و به اتاق دیگر و یا جای دیگری بروید و اگر نتوانستید مجلس را ترک کنید، لا اقل در دل از کار آن ها ناراحت باشید که غیر ان دیگر وظیفه ای ندارید.
در مقابل تمسخر ان ها هم صبر کنید و بدانید علاوه بر ثواب، خدا شما را کمک خواهد کرد اگر صبر و استقامت کنید.
پی‌نوشت‌ها:
1. حجرات (49) آیه 12.
2. نجم (53) آیه 32‌.
3. غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد التميمي، في جزء واحد، مكتب الإعلام الإسلامي - قم، 1366 ه. ش. ص188.
4. محدث نورى، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم، 1408 هجرى قمرى، ج 1، ص 116.