با سلام اینجانب پسری 32 ساله استاد دانشگاه و مرجع تقلیدم آیت الله مکارم شیرازی است. سوالم این است که اگر پسری در دوران عقد با همسرش رفتار عاشقانه داشته باشد ولی هیچ دخولی انجام نشود (1) آیا پسر می تواند بدون غسل جنابت نمازهای یومیه اش را بخواند؟ (2) اگر دختر خانم به اندازه کافی ارضا شده باشد، آیا ایشان هم می توانند بدون غسل نماز بخوانند؟ مرجع تقلید ایشان نیز آیت الله مکارم شیرازی است.

پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط شما با این مرکز.
اگر دخولی از جلو و عقب به مقدار ختنه گاه انجام نشده باشد و منی هم خارج نشده باشد، برای هیچ یک از زن و مرد غسل لازم نیست و می توانند بدون غسل، نماز بخوانند.
اگر دخول انجام نگرفته باشد و از هر یک از زن و مرد منی خارج شده باشد، فقط بر او غسل لازم است و برای کسی که ارضا نشده و منی از او بیرون نیامده، غسل لازم نیست.
در مورد جنابت خانم ها، به توضیح زیر توجه شود:
زن با دو چیز جنب می شود و هر گاه جنب شود، باید غسل جنابت کند:
1. به وسیله داخل شدن آلت تناسلی مرد به جلو یا عقب زن که اگر به اندازه ختنه گاه یا بیش تر داخل شود، زن و مرد هر دو جنب می شوند؛ هرچند منی خارج نشود.
2. بیرون آمدن منی، چه در خواب باشد یا در بیداری.
اگر زن بر اثر تحریک های جنسی، به قدری تحریک شود که به اوج لذت و شهوت جنسی برسد و در آن حال، مایعی از او خارج شود، جنب می شود. اگر به اوج لذت نرسد و مایع خارج شود و یا به اوج لذت برسد، ولی مایعی خارج نشود و یا شک کند که مایعی خارج شد یا نه، جنب نمی شود و غسل لازم نیست. به دیگر سخن، زن اگر یقین به خارج شدن منی پیدا کند، جنب می شود و اگر یقین پیدا نکند، جنب نمی شود. بنابراین، مواقعی که زن بر اثر تحریک های شهوانی، مقداری لذت می برد و در آن حال، رطوبتی از او خارج می شود، چون به اوج شهوت نرسیده، جنب نمی شود و رطوبت خارج شده هم پاک است و وضو و غسل را باطل نمی کند. (1)
اوج لذت و شهوت، به حالتي گفته مي شود که در آن حال، معمولا انسان از خود بي خود مي شود و لذت زيادي مي برد و مني بيرون مي ريزد. بعد از تمام شدن آن حال، انسان احساس تخليه شدن و ارضا مي کند و حالت شهوتش تمام مي شود و بدنش سست مي شود و حالت تحريک آميزي که قبل از تخليه شدن داشت، ديگر آن حالت را ندارد. مثل اين که انسان گرسنه دلش غذا مي خواهد؛ ولي وقتي غذا خورد و سير شد، ديگر ميل به غذا ندارد.

پی نوشت:
1. آیت الله مکارم، توضیح المسائل، م361؛ مسائل کثیر الابتلاء، م 18.