پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
به طور كلي مي توان اديان و مذاهب موجود در عالم را به دو بخش تقسيم نمود:
1. اديان ابراهيمي و مذاهب مربوط به آن
2. اديان غير ابراهيمي و مذاهب مربوط به آن
ادیان ابراهیمی شامل یهودیت، مسیحیت و اسلام می‌شود؛ چرا‌که این سه دین به‌نوعی خود را مرتبط با حضرت ابراهیم‌(ع) می‌دانند. با اینکه این سه دین از سه نظام الهیاتی مجزا و متفاوت برخوردارند، امّا مشترکات این سه نظام بسیار زیاد است، به ‌گونه‌ای که می‌توان آنها را در یک طبقه قرار داد. اين اديان به سه اصل مشترك توحيد، نبوت و معاد با اندك تفاوتي اعتقاد دارند و همين سه امر ريشه تمام اعتقادات و نيز مشتركات آنهاست. هر كدام از آنها داراي كتاب مقدسي است كه آن را از جانب خدا دانسته و دستورات كلي هر كدام از اين اديان درون آن قرار دارد. كتاب مقدس يهوديان تورات، كتاب مقدس مسيحيان انجيل و كتاب مقدس مسلمانان قرآن مي باشد. البته اديان ديگري هم در جهان وجود دارد كه تقريبا به اين سه اصل اعتراف دارند و حتي اعتقادات خود را به گونه اي بيان مي كنند كه سر از الهي بودن و توحيد درآورد. از جمله اين اديان مي توان به دين زرتشتي اشاره كرد كه آموزه هاي نبوت و معاد آن با اديان ابراهيمي يكي است اما در زمينه توحيد با آنكه اعتقاد به دو منشا قدرت در جهان هستند(مزدا و اهريمن) اما آن را به گونه اي توجيه مي كنند تا يكتاپرست جلوه نمايند.
اما اديان غير ابراهيمي تقريبا تمامي اديان و مذاهب ديگر را شامل مي شود اما امروزه بيشتر به اديان بزرگ جنوب شرق آسيا يعني بوديسم، هندوييسم، شينتوييسم، مذهب سيك و ... اشاره دارد كه در اينجا اشاره مختصري به دو مكتب مهم تر يعني هندوييسم و بوديسم مي نماييم. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك بی ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، انتشارات علمی و فرهنگی، 1388ش.
1. بوديسم: بـوداگـرايي دين و فلسفـه اي است اخلاقي كه مبتني بـر آمـوزه هـاي«سيدارتا گوماتا» بنا گرديد. بنا بر تعليمات او علت رنج کشيدن هوس است، هوس و تمايل به زندگي و بدست آوردن چيزهاي بسيار. احساسات قدرتمندي چون عشق دنيوي، نيز باعث رنج کشيدن مي شود. بدنبال اين طرز تفکر چهار اصل را بنيان گذارد.
1- اول آنکه رنج جزء جدايي ناپذير تمامي مراحل طبيعي زندگي است (تولد، بيماري، پيري، مرگ). 2- هوس باعث رنج است.
3- براي غلبه بر درد و رنج مي بايست از تمامي هوسها و خودخواهي ها دور شد.
4- چهارمين اصل به بيان چگونگي دست يافتن به سه اصل قبلي پرداخته است. روشي که بودا به تعليم عقايد خود مي پرداخت به راه هشتگانه شهرت دارد که طبق آن مي بايست هشت عمل صحيح را پيش گرفت: پندار نيک، هدف درست، گفتار نيک،رفتار نيک، شغل درست، تلاش صحيح، تفکر صحيح و مراقبه (meditation) هدف مذهب بودا رسيدن به «نيروانا» يا همان عالم صلح و آرامش و آسودگي از رنج است. (1)
در آیین بودیسم بر خلاف ادیان ابراهیمى که از دو بخش عمده ى نظرى ـ اعتقادى، و عملى ـ تکلیفى تشکیل شده اند، خبرى از مباحث نظرى و اعتقادى نیست و هر کس که مى خواهد پیرو این آیین شود، باید بدون هر گونه استدلالى، حقیقت رنج، یعنى شر بودن زندگى را بپذیرد و هم چنین به اصل «سمساره»(تناسخ) ، یعنى تکرار ازلى تولد و مرگ و جابه جا شدن یک روح از جسمى به جسم دیگر، ایمان داشته باشد تا بتواند با عمل به هشت راه بودا خود را از چرخه ى «سامسارا» رهایى بخشد.(2)
2. هندوييسم: آیین هندو در قدیم دین برهمایى خوانده مى شد که به برهما، خداى هندوان اشاره مى کرد. هندوئیسم شکل تکامل یافته آنیمیسم است و به همین دلیل بنیانگذار آن شناخته شده نیست. این آیین گونه اى فرهنگ، آداب و سنن اجتماعى است که با تهذیب نفس و ریاضت همراه شده و در تمدن و حیات فردى و جمعى مردم هندوستان نقش بزرگى داشته است.
اصول دین هندو عبارت است از اعتقاد و احترام به کتابهاى باستانى و سنتهاى دینى برهمنان و پرستش خدایانى که به ظهور آنها در دوره هاى قدیم عقیده دارند. اعتقاد به تناسخ و رعایت مقررات طبقات اجتماعى در معاشرت و ازدواج، همچنین احترام به موجودات زنده، مخصوصا گاو از اصول آن دین است.
لفظ «ام» (Om) به معناى آمین براى هندوان بسیار تقدس دارد و از سویى اسم اعظم الهى به شمار مى رود و از این نظر به اسم اعظم یهوه در دین یهود شباهت دارد.(3)
گفتيم كه هر كدام از اديان ابراهيمي و غير ابراهيمي به مذاهب مختلف و فراواني تقسيم شده اند كه توضيح و لو مختصر همه آنها چند جلد كتاب خواهد شد و در اين مجال نمي گنجد.
اما در مورد افرادي كه به هيچ مذهبي اعتقاد نداشته باشند: 1. يا انسانهايي هستند شكاك كه تقريبا به همه چيز شك دارند و نمي توانند مطلبي را تا برايشان مسجل نشد، بپذيرند. در مورد اينگونه افراد بايد گفت كه اين شك براي آنها نه تنها نقصي محسوب نمي شود بلكه نوعي حسن هم مي باشد البته در صورتي كه از اين مرحله شك عبور كرده و به يقين برسند. به عبارت ديگر شك پل و گذرگاه خوبي است اما منزلگاه خوبي نيست و بايد شخص از آن عبور كرده و به اعتقادي جزمي نايل شود. اگر به يقين رسيد بايد گفت به اعتقادي راسخ رسيده است كه ديگر كوران حوادث نمي تواند ذره اي در آن خللي وارد كند اما در صورت ماندن در مرحله شك تا آخر عمر بايد با شكاكيت و وسواس فكري زندگي سختي را بگذراند.
2. و يا انسانهاي راحت طلب و اباحه گرايي هستند كه براي آنكه اعتقاد و مسلكي جلوي خواسته هاي دنيايي و اميال شهواني آنها را نگيرد در برابر هر عقيده اي كه فكر كنند سدي در برابر آنهاست، مقاومت مي كنند. اين افراد در دل مطمئن هستند كه عقايد ديني -حال هر ديني باشد- صحيح و مايه آرامش دروني انسان و سعادت اخروي اوست اما با لجاجت در برابر هر مذهبي مقاومت مي كنند تا نكند در برابر اميال نفساني آنها مانعي ايجاد شود.
پي نوشت ها:
1. تيسا، سادها، بودا و انديشه هاي او، ترجمه محمدتقي بهرامي، نشر جامي، تهران، 1382ش، ص28و78.
2. آيه الله جوادي آملي، عبدالله، انتظار بشر از دين، اسراء، قم، 1380ش، ص52.
3. بی ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1388ش،ص 130به بعد.