با سلام و آرزوی موفقیت!
یکی از شبهاتی که اهل سنت هر گاه در مناظرات ناتوان می شوند می آورند این است که اصلا شما با اهل بیت ارتباطی ندارید و مذهبتان را خودتان ساخته اید. اهل بیت همان رویه ای که عامه ی مسلمانان دارند را داشته اند. از شما می خواستم که یک جواب متقن و قوی به این پرسش بدهید تا این شبهه برطرف شود. ممنون و متشکر!

پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط شما با این مرکز.
اولا این ادعا که اهل بیت طبق عامه عمل می کردند سخن بی دلیل و صرف ادعای است که دلیلی بر اثبات آن وجود ندارد .و بر خلاف ادعای آنان روش عمل اهل بیت در منابع تاریخی و روایی موجود است که دقیقا همان طوری بوده است که پیروان اهل بیت عمل می کنند و اگر آن ها راست می گویند دلیلی از منابع معتبر بیاورند. این در حالی است که شیعه هزاران حدیث در اختیار دارند که ثابت می کند که روش و سیره عملی ائمه اهل بیت (ع) همان بوده که هم اکنون پیروان اهل بیت طبق آن عمل می کنند.
ثانیا برخلاف ادعای که در پرسش اشاره شده طبق اقرار بزرگانی از علمای اهل سنت شیعه در زمان خود پیامبر مطرح بوده، لذا جلال الدین سیوطی که از اعاظم علمای سنی است نقل کرده پیامبر(ص) در تفسیر آیه «اولئک هم خیر البریه» (1) خطاب به على (ع) فرمود: «انت و شیعتکم یوم القیامه راضین مرضیین؛ (2) تو و شیعیان تو در روز قیامت از خدا خشنودند و خدا از آنان خشنود است».
نیز فرمود: «ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه؛ (3) على و شیعیانش در روز قیامت پیروز و سعادتمندند».
در زمان پیامبر برخی از صحابه، نظیر سلمان، ابوذر، مقداد و عمار یاسر به عنوان شیعه على شناخته مى‏شدند. (4) برخى از علما بسیارى از صحابه را نام برده‏اند که این‏ها شیعه على بودند. (5) بعد از صحابه در میان تابعین (نسل بعد از صحابه) شیعیان به قدرى زیاد شدند که به قول «ذهبى» در «میزان الاعتدال» در میان تابعین تشیع به حدى افزون شده بود که اگر این‏ها نبودند، آثار پیامبر (ص) نابود شده بود. (6)
بنا براین می توان گفت اساس تشیع به زمان پیامبر (ص) برمی گردد که بعد از رحلت ان حضرت به عنوان یک مکتب اصیل بروز پیدا می کند .
بعد از رحلت پیامبر (ص) به صورت نمایان وجدی دو تفکر در حوزه سیاست اسلامى در برابر یکدیگر قرار گرفت:
یکى تفکر خلافت است که در سقیقه بنى ساعده و با در دست گرفتن قدرت سیاسى توسط ابى بکر سر درآورد،
دیگرى تفکر شیعى یا تفکر امامت است که در زمان حیات پیامبر بوده و با تمسک به حدیث ثقلین و غدیر به امامت امام على(ع) باور داشتند.
در تفکری که از سقیفه برخاسته بود، در آغاز به آن عنوان تسنن و مکتب اهل سنت داده نشده بود. عنوان اهل سنت و سنی بعداً و از دوره خلافت عثمان به بعد پدید آمد ؛ چرا که در شورای شش نفره­ای که عمر برای جانشینی انتخاب نموده بود و ریاست آن را به عبد الرحمان بن عوف داده بود، در آن جا عبدالرحمان بن عوف نخست به امام علی (ع) رو کرد و گفت : می خواهم با تو بیعت کنم با این شرایط که به کتاب خدا قرآن و سنت پیامبر و به سنت دو خلیفه گذشته یعنی ابو بکر و عمر وفادار باشی.
حضرت در پاسخ فرمود: به دو شرط اول و دوم یعنی به قرآن و سنت پیامبر وفادارم و خودم را متعهد می دانم که به آن دو پایبند باشم. اما شرط سوم یعنی سنت ابوبکرو عمر را قبول ندارم ؛ بدین جهت عبدالرحمان بن عوف با امام علی (ع) بیعت نکرد.
او سپس به عثمان پیشنهاد کرد و عثمان پذیرفت. با این پذیرش سنت ابوبکر و به ویژه سنت عمر در زمره مصادر اسلام شناسی قرار گرفت . کم کم به آنانی که پذیرای این کار بودند، سنی اطلاق شد ؛ بنا بر این اهل سنت و مذهب سنی بدان مناسبت و بعدا پدید آمد.(7)
پس بر خلاف تصور مطرح شده در پرسش پیامبر پایه و اساس تشیع را بنا نهاد و در واقع موسس شیعه بود و ائمه شیعه مبین و مفسر مبانی ان بودند . و شیعیان نیز طبق آن تفسیر عمل می کنند .

پاورقی ها :
1. بینه (98) آیه 7.
2. جلال الدین سیوطى، تفسیر الدر المنثور، نشر دار الفکر بیروت 1403 ق ج 8، ص 538. ذیل نفسیر، سوره بینه (98) آیه 7.
3. همان.
4. سید محسن امین، اعیان الشیعه،بیروت ، دار التعارف للمطبوعات ، 1418 ه ق ، چاپ پنجم ، تحقیق سید حسن امین . ج 1، ص 20،
5. همان، ص 29.
6. ر،ک :سید محسن امین، اعیان الشیعه،بیروت ، دار التعارف للمطبوعات ، 1418 ه ق ، چاپ پنجم ،تحقیق سید حسن امین .ج 1، ص 30.
7. عبد الله مبلغی ، تاریخ ادیان و مذاهب جهان ،انتشارات منطق ( سینا)، قم، 1373، چاپ سوم، ج 3 . ص 1185 - 1197.