با سلام خدمت شما
من 23 سال دارم.شاغل - با وام و قرض و قووله يه آپارتمان هم خريدم.در آبان سال 1389 با اصرار و پافشاري زياد پدر و مادرم مجبور به ازدواج شدم
خانومي كه من با آن ازدواج كردم 20 سال سن دارد و از يك خانواده متدين و ايده ال است
خود نامزدم هم يك دختر خوب و نجيب و عاقل مي باشد. دانشجوي كارشناسي حسابداري و منم قراره از مهرماه دانشجو بشم.
ولي الان يك مدتي هست ترس و وحشت زندگي مشترك افتاده به جونم و شديدن به لحاظ روحي و رواني تحت فشارم
هر روز به سرم ميزنه كه نامزدمو طلاق بدم و خودمو از اين فشارهاي مداوم روحي و رواني خلاص كنم. روز به روز هم كه به موعد آغاز زندگي مشتركمون نزديك ميشه استرس و اضطراب و وحشتم چند صد برابر ميشه. احساس ميكنم به نامزدم علاقه ندارم.
خواهشاً كمكم كنيد ؟ اگه بخوام طلاق بدم به نظرتون چطور بهش بگم تا دچار ضربه روحي نشه ؟
آخه اوون بهم خيلي وابسته است.
منتظر جوابتان هستم.مرسي
پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
دوست عزیز؛ با توجه به اینکه فرموده اید نامزد شما دختر خوب، نجیب و عاقلی است؛ می توانیم به این نتیجه برسیم که مشکل اصلی شما هراس از تشکیل زندگی مشترک است.هر چند در نظر گرفتن احتمالات دیگر خالی از لطف نیستاما بنظر می رسد ترس و وحشت شما از تشکیل زندگی زناشویی ریشه در عواملی روانشناختی داشته باشد که برای فهم دقیق آن، مشاوره کتبی کافی نبوده و یقیقنا در موقعیت کنونی به جهت لزوم دسترسی به تاریخچه زندگی و فهم علل ایجاد اضطراب، توصیه می کنیم، تا با مراجعه به روانشناسان خانواده به بررسی این علل بپردازید. همچنین بخش مشاوره تلفنی این مرکز با شماره تماس 09640 بدون پیش شماره و بصورت رایگان در خدمت شماست. امیدواریم مطالب ذیل تا زمان مراجعه شما به متخصصین امر راهگشا باشد.
1. هراس به معنای ترس غير موجه از پاره ای از اشياء يا برخی از موقعيت هاست؛اشياء يا موقعيت هائی که فرد آنها را سهمناک می پندارد و مواجهه با آنها به برانگيختن اضطراب شديد و حالت اجتناب و گريز در وی منتهی می شود.به رغم آنکه فرد بخوبی می داند که اين اشياء يا موقعيت ها به واقع خطرناک نيستند؛با اين حال نمی تواند بر ترس خود غلبه کند و احساس ايمنی را در خود به وجود آورد.
2. مهمترین علل شکل گیری هراس:
تداعی: زمانيکه دو رويداد که با فاصله زمانی اندکی از يکديگر به وقوع می پيوندند در ذهن فرد با يکديگر متداعی می شوند و فرد نسبت به هر دو رويداد واکنش مشابهی نشان می دهد. حال اگر يکی از رويدادها,پاسخ ترسناک را به دنبال داشته باشد؛رويداد ديگر نيز همين پاسخ را در پی خواهد داشت. مثلا ممکن است شما اولين بار که صحنه دريا را مشاهده نموده ايد همزمان يک صدای نهيب و وحشتناکی را از جائی شنيده ايد و ترس عجيبی شما را فرا گرفته در نتيجه اين دو رويداد باهم تداعی می شوند و بعد از مدتی شما به صرف ديدن دريا ناخودآگاه ترس سراغتان می آيد.
الگوبرداری: راه ديگر اکتساب واکنش های ترسناک, بر اساس «الگوبرداری» يعنی مشاهده و تقليد است.مشاهده ترس ديگران از پاره ای از اشياء يا رويدادها می تواند ترسهائی را در برابر همان اشياء يا رويدادها در مشاهده کننده ايجاد کند.بعنوان مثال پسر بچه ای را در نظر بگيريد که مادرش از بيماری,پزشک و بيمارستان می ترسد.اگرمادر پيوسته ترسهای خود را بيان کند طولی نخواهد کشيد که پسرک نيز از بيماری,پزشک و بيمارستان خواهد ترسيد.
باورهای غير واقعی پنهان: برخی نظريه پردازان معتقدند که افراد مبتلا به هراس، دارای باورهای غير واقع نگر پنهان يا نهفته ای هستند که احساس خطر قريب الوقوع را در آنها ايجاد می کند.اين باورهای غير واقع نگر عبارتند از اينکه فرد باور دارد:
الف)هر موقعيت ناآشنا,می تواند به منزله يک موقعيت خطرناک جلوه گر شود.
ب)يک موقعيت يا يک شخص را بايد نامطمئن و خطرناک دانست تا عکس آن ثابت نشده باشد.
ج)همواره بهتر است که انتظار بدترين ها را داشته باشيم.
د)ايمنی و سلامت فرد مستلزم پيش بينی خطرهای احتمالی و آمادگی برای مواجهه با آنهاست. چنين باورهای نهفته ای دامنه تجربيات فرد را محدود می کنند و اضطراب مداوم به شکل گيری تصاوير و افکاری منجر می شود.
3. درمان هراسبه راحتی انجام می پذيرد. البته اگر به گونه ای نباشد که بر زندگی روزمره,فعاليت حرفه ای يا تحصيلی و روابط اجتماعی فرد اثر گذارد و وی را آشکارا دچار استيصال و درماندگی نکند و يا فرد از فکر بروز هراس؛آشکارا دچار درماندگی نشود؛ و اگر چنين شرائطی پيش بيايد لازم است هر چه سريعتر به يک روان شناس بالينی مراجعه شود و فرآيند درمان با رويکردهای رفتار درمانگری و شناخت درمانگری پی گرفته شود. در نکات بعدی به بخشی از رهنمودهای مشاوره ای اشاره می کنیم که امیدواریم با بهره گیری آنها به ترس خود غلبه کرده و نگاه مثبتی به آینده داشته باشید.
1. بسياري از مسايل زناشويي در مورد ازدواج وجود دارد كه انسان پس از ازدواج با آنها اشنا مي شود و آگاهي نداشتن از آنها پيش از ازدواج نبايد موجب دلهره و ترس شود . در ضمن مراكزي در شهرستان ها وجود دارد كه به زوج هاي جوان ، پيش از تشكيل خانواده ، آموزش هاي لازم داده مي شود تا بتوانند ازدواج هاي موفقي داشته باشند . در ضمن مي توانيد از افراد هم سن و سال يا كساني كه ازدواج كرده اند ، اطلاعاتي كسب نماييد.
2. باید دانست برای تشکلی زندگی مشترک، هيچ كس صد درصد طبق معيارهايي كه انسان ابتدائا در نظر دارد آفريده نشده و پرورش نيافته است . كما اين كه ممكن است شما نيز برای همسرتان همين گونه باشید و صد درصد آن طور كه او مي خواهد نباشيد. شما در صورتي كه 70 يا60 درصد از معيارهاي خود را در كسي يافتيد مي توانيد به همان اكتفا كنيد و بيش از آن را با برنامه اي حساب شده و با اخلاق رفتار و ارشاداتي نيكو و صميمانه بسازيد. ضمن آن كه سطح توقع خود را نبايد خيلي بالا ببريد و از طرفي بايد بكوشيد كه خود نيز زوجي نيكو با وفا خوش اخلاق و شايسته براي همسرتان باشيد.
3. با نگاهي به ازدواجهاي موفق ديگران و کشف رمز موفقيت آنها در اين امر به تدريج ترستان از بين خواهد رفت. و همين كه وارد اقدامات عملي دراين زمينه شديد با گذر زمان اين نگراني از بين مي رود.
4. گاهي ممكن است ترس از ازدواج ناشي از عدم اعتماد به نفس و احساس عدم توانايي در ورود به صحنه جديد زندگي و ترس از پايه گذاري يک زندگي مشترک باشد.در اين صورت بايد اعتماد به نفس خود را تقويت نمائيد. از جمله راهکارهاي عملی کسب اعتماد به نفس واقع شدن و وارد شدن به صحنه هاي جديد است و باور کردن توانايي هاي گذشته و تفکر و انديشيدن درباره آن و موفقيت هايي که تاکنون داشته ايد. بنابراين مطمئن باشيد با ورود به چنين صحنه هايي ترس به تدريج از بين خواهد رفت.
5. بىاعتنايى زن و مرد به خواست يكديگر، مخصوصا آنچه به مسائل عاطفى و جنسى برمىگردد می تواند علت دیگری برای ترس افراد از ازدواج باشد. مثلا هر مردى انتظار دارد كه همسرش پاكيزه و جذاب باشد، همچنين هر زن نيز چنين انتظارى از شوهرش دارد، ولى اين از امورى است كه غالبا حاضر به اظهار آن نيستند. اينجاست كه بىاعتنايى طرفمقابل و نرسيدن به وضع ظاهری ، و ژوليده و كثيف بودن، می تواند عاملی جهت ترک ازدواج شود. در اینصورت تذکر و یادآوری وظایف زن و شوهر نسبت به یکدیگر بهترین گزینه است.
اصولا مردها وابستگی افراطی همسر خود را نمی پذیرند و از این روحیه اجتناب می کنند. اگر ایشان به تشخیص مشاورین امر فردی وابسته تشخیص داده شد، سعی کنید با بکارگیری راهکارهای مناسبی که متخصصین مربوطه در اختیار شما می گذارند به برطرف شدن وابستگی او کمک کنید.






