حق و معنای آن چیست؟ چگونه واجب می گردد و چگونه بری از ذمه؟
...
مقصود بنده ازین پرسش، بیشتر حول این محور است که هنگامی که از سختی ها و مشکلات زندگانی و برخی نابرابری ها سخن به میان می آید، در پاسخ به این پرسش، ضمن متذکر شدن معنای عدالت الهی، این مطلب را نیز بیان می کنند که مخلوق بر خالق خود حقی ندارد که بعدا بخواهد نسبت به کمیت و کیفیت داده شده یا سلب شده ی از نعمت ها اعتراضی کند.
...
حال این مطلب به میان می آید که ما در بین عموم جامعه، مثلی داریم به مضمون «سفره ی انداخته نشده، گله ندارد» یا دقیق تر «سفره ی نیانداخته 1 گله داره، سفره ی انداخته 100 تا» در این مورد، با این استفاده که بالاخره خداوند با خلق نمودن مخلوقات، حقوق و زمینه هایی را نیز به دنبال آنها بوجود آورد که با نبودن آنها، احتیاجی به برطرف کردن آنها نبود نظیر رزق مادی و معنوی، حق هدایت و غیره.
...
بنابراین مقصود از نبود حق مخلوق بر خالق آیا کلی هست و یا مقصود این هست که حقوقی هست، اما با توجه به این مطلب که خود خداوند زمینه بروز این حقوق را فراهم نموده و همچنین، در صورت تأیید مطلب دوم، پس آیا وجود اعتراض نسبت به داشته ها و نداشته ها فی نفسه امری ممکن و جز حقوق مخلوق می تواند باشد یا خیر؟
پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط شما با این مرکز.
به چند نکته توجه فرمائید:
1. حق در لغت به معنای چیزی است که فرد استحقاق دریافت آن را می یابد (1)،گاهی این استحقاق ذاتی است و اعطای آن به صاحبش بدون هیچ قید و شرطی لازم است مثل حقی که خالق نسبت به مخلوق دارد ولی گاهی هم استحقاق غیر ذاتی است که خود اقسامی دارد گاهی فرد در قبال انجام کاری و رساندن منفعتی به دیگری مستحق گرفتن اجرت از او می شود گرفتن این اجرت به شرط انجام کار طبق خواسته صاحب کار حق انجام دهنده کار محسوب می شود.
اما قسم دیگری از حق وجود دارد که در آن شخصی برای تشویق دیگران جهت انجام کاری که نفعش نیز به خود همان افراد مخاطب بر می گردد جایزه ای تعیین می کند مثل معلمی که برای تشویق دانش آموزان به درس خواندن جایزه ای برای کسانی که در امتحان قبول شوند تعیین می کند در این حالت نیز دانش آموزانی که در امتحان قبول می شوند بر استاد حق گرفتن جایزه پیدا می کنند و بر استاد هم لازم است به وعده خود عمل نماید اما حقیقتا در این صورت دانش آموز مستحق دریافت جایزه به عنوان مزد نمره گرفتن نیستند و جایزه اجرت درس خواندن محسوب نمی شود. بلکه صرفا طبق وعده ای که استاد به دانش آموزان داد آنها انتظار عمل به وعده دارند.
2. اگر چه خداوند انسان را به جهت رساندن او به خوشبختی و سعادت آفرید و لذا صرف خلق شدن خود منتی بزرگ بر بندگان است و خداوند با خلق انسان و بخشیدن فیض وجود به فرد نسبت به او حق خالقیت می یابد. اما در عین حال در راستای هدفش هر آنچه برای رسیدن به مقصد لازم بود را در اختیار افراد قرار داد و منت خویش را بر آنها افزود اما نه تنها در قبال نعمتهائی که به همه عطا نمود نفعی برای خود طلب نکرد(چون غنی است و هیچ نیازی برای او متصور نیست ) بلکه باز هم نظیر آن معلم جوائز متنوعی را به عنوان پاداش برای انسانهای رستگار قرار داد تا همه را به سوی سعادت و خوشبختی سوق دهد لذا اگر چه هدایت نمودن انسان و پاداش دادن به او در دنیا و آخرت حقیقتا حق بندگان محسوب نمی شود. چون نفع هر عمل به خودشان بر می گردد نه خداوند، ولی در عین حال خداوند چنین وعده ای داده که همه نیازهای افراد (اعم از نعمتهای مادی و معنوی )را در دنیا تامین کند و در آخرت نیز در قبال اعمال شایسته افراد آنها را از نعمات خویش بهره مند سازد. لذا به خاطر چنین وعده ای انسانها حق هدایت و تامین روزی و ...می یابند لذا خداوند مي فرمايد:«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر (آيين) خدا را يارى كنيد، شما را يارى مىكند و گامهايتان را استوار مىدارد». (2)
3. با توجه به این نکته دیگر مانعی ندارد که انسان خود را در مقابل وعده نصرت و هدایت الهی و وعده دریافت پاداش در مقابل طاعات و تحمل مشکلات و سختیهای ناخواسته در دنیا ،شایسته دریافت آنها و صاحب حق تلقی کند ،ولی نه حقی ذاتی بلکه حقی که خدا با وعده خود ما را مستحق آن نمود.لذا بر اساس آيات قرآن «(هر كس ايمان به خدا و روز آخرت را با تقوا همراه كند )خدا او را از جايى كه گمان ندارد روزى مىدهد و هر كس بر خدا توكّل كند، كفايت امرش را مىكند». (3)
4. سختی ها و مشکلات زندگی و نابربری هائی که در بین انسانها وجود دارد غالبا ناشی از عملکرد نامناسب و سوء انتخاب خود افراد می باشد و به صورت مستقیم خواست خداوند نیست ،بلکه افراد به جهت داشتن قدرت انتخاب گاهی در طول مسیر خطائی انجام می دهند که اثر و نتیجه طبیعی آن عمل گرفتاری و مشکلی است که در زندگی دامنگیر فرد می شود. لذا خداوند مصيبت ها و گرفتاريهاي زندگي را به عملكرد بد خود افراد نسبت مي دهد. (4) اما با این حال خداوند همین مشکلات و گرفتاری های خود ساخته را به فرصتی مبدل می کند جهت امتحان و ارتقاء رتبه افراد والبته برخی نیز در زندگی در اثر سوء انتخاب دیگران ناخواسته به سختی و مشکل می افتند که در این صورت نیز خداوند چنین سختی هائی را سبب تطهیر و پاک نمودن فرد قرار می دهد و از سوی دیگر در جهان دیگر به فرد در قبال تحمل آگاهانه و مؤمنانه این سختی ها اجر و پاداش می دهد لذا خداوند فرمودند:« قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوهها، آزمايش مىكنيم و بشارت ده به استقامتكنندگان ،آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مىرسد، مىگويند: «ما از آنِ خدائيم و به سوى او بازمىگرديم!اينها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدايتيافتگان!»؛ (5) لذا ثمره این تفاوت ها و سختی ها در دنیا ارتقاء مقام افراد و تطهیر آلودگی هایی آنها و در آخرت مایه خوشبختی آنها می باشدو در نهایت تمام این نابریهای افراد در داشتن امکانات و سختی های متفاوت و ... در دنیا با نحوه حسابرسی و میزان تکلیف خواهی از افراد در آخرت جبران می شود ، پس نه تنها وجود چنین مشکلات و نابرابری هائی با عدالت خداوند ناسازگار نیست ،و نه تنها حقی را از کسی ضایع نمی کند بلکه اساسا جائی برای اعتراض باقی نمی گذارد زیرا موضوع و انگیزه اعتراض که همان احساس تبعیض و نابرابری حقیقی است منتفی می باشد.
پی نوشت ها:
1. رضا مهيار، فرهنگ ابجدی عربی - فارسی، ص 337، انتشارات اسلامي،1375ش.
2. محمد (47) آیه 7.
3. طلاق (65) آیه 3.
4. شوری (42) آیه 30.
5. بقره (2) آيه 155و 156.






