آیا بین ایمان و عقل تعارض وجود دارد؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ظاهرا منظور شما از تعارض بین ایمان و عقل همان رابطه عقل و دین است که بسیار مورد عنایت و توجه روشنفکران و اندیشمندان دینی بوده، گرچه بر اساس الهیاتی که در غرب وجود دارد و به کشورهای اسلامی نیز سرایت کرده، حوزه عقل و دین دو مقوله جداگانه و مستقل برای شناخت حقایق هستی از جمله خداشناسی تلقی شده، ولی حقیقت آن است که عقل در مقابل دین و جدا از آن نیست، بلکه عقل از راهکارها و ابزارهای دین برای رسیدن به شناخت است، چون دین آدمی را از دو راه به شناخت خدا دعوت کرده: یکی راه عقل و دیگر راه نقل (آیات و روایات) البته راه دیگری به نام «قلب و شهود عارفانه» نیز برای شناخت خدا مطرح است،(1)
بنا بر این در ارتباط عقل و دین می توان گفت:
1- عقل و نقل (دین) هر دو حجت خدا است. یکی از باطن و درون و دیگری از ظاهر و بیرون، آدمی را به سوی خدا و معارف الهی هدایت میکنند. امام صادق فرمود:
«إنّ للهِ علی الناس حجّتین، حجّة ظاهرة و حجة باطنة، فأمّا الظاهرة فالرسُل والأنبیاء والأئمّة علیهم السلام، و أمّا الباطنة فالعقول؛ (2) برای خداوند بر مردم دو حجت است: یکی حجت ظاهری و دیگر باطنی. حجت ظاهری انبیای الهی و ائمهاند، اما حجت باطنی خرد و عقل آدمی است».
2- دین برای شکوفایی عقل است. امیرمؤمنان(ع) در بیان فلسفه بعثت انبیا فرمود:
«... فبعثَ فیهم رُسُله لیستأدوهم میثاق فطرته ویُثیروا لهم دفائن العقول؛(3)
خداوند میان مردم پیامبرانش را فرستاد تا عهد فطرت الهی را ادا نمایند، و توانمندیهای نهفته عقلهای آنان را شکوفا نمایند».
طبق این کلام نورانی معلوم میشود که دین و عقل در جهت شناخت معارف الهی همیاری دارد.
توانایی عقل در پرتوی نور هدایت دین برای شناخت معارف به ثمر میرسد، ولی گاهی هوای نفس، عقل را (که فرمانروای وجود انسان است) به اسارت میگیرد.(4)
در واقع بین عقل و دین نوعی تقابل و تعامل برقرار است, یعنی در طی مسیر کمال وسعادت ابتدا عقل اصول و پایه هایی نظیر وجود خدا و صفات او ... را ثابت می کند،آن گاه نقل به حقایق و راهکارهایی برای طی مسیر کمال اشاره می کند.عقل از آن جا که منشا این دستورها را خداوند حکیم دانسته ،آن ها را درست و صحیح دانسته،به لزوم انجام آن ها حکم می کند .به همین ترتیب همکاری و تعامل عقل و نقل ادامه می یابد.پس دین برای اثبات نیاز به عقل داشته ، عقل هم بدون هدایت دین کارساز نیست.یعنی عقل آنگاه برای شناخت حقایق خوب عمل میکند که در سایه رهنمود وحی قرار گیرد.(5)
3- دین بزرگراه است، از این جهت در آموزههای وحیانی از دین به «صراط مستقیم» یاد شده و احکام دینی «شریعت» خوانده شده، ولی عقل چراغ است.
آدمی به کمک چراغ میتواند مسیر کمال را طی کند، پس رابطه عقل و دین رابطة روشنایی و مسیر است. انسان در رسیدن به سعادت به هر دو نیاز دارد.
4- به گفته استاد جوادی آملی برهان عقلی همانند دلیل معتبر نقلی از الهامات الهی در ظرف اندیشه بشر تجلی یافته، بنابر این چون دلیل عقلی همتای دلیل نقلی، حجت خدا و نیز الهام است، اگر کسی با سرمایة عقلی به سراغ متون مقدس نقلی برود و چیزی را از آن برداشت کند،مانند آن است که به کمک آیهای معنای آیة دیگر یا به کمک روایتی معنای آیهای معلوم شود، از این رو هیچ یک از این امور از متن نقلی بیگانه نیست.
بنابر این عقل برهانی منبع دین است. با ملاحظة دلیل معتبر نقلی، فتوایش همان فتوای دین است، مانند دلیل معتبر نقلی که هر آنچه را با ملاحظه برهان عقلی ثابت کند، همان به حسب دین میآید.(6)
البته نباید فراموش کرد که حیطه کارایی عقل نامحدود و بی حد و مرز نیست،بلکه عقل تنها در محدوده خاصی امکان کشف روشنگری دارد،مانند درک کلیات و مبانی و اصول، ولی در حیطه اموری مانند علت یابی دستورهای شرعی و مانند آن که از امور تعبدی شمرده می شود، راهی برای کنکاش های فکری و عقلی نیست .
آیا عقل می تواند دریابد چرا نماز صبح دو رکعت و نماز ظهر چهار رکعت است ؟ مسلما خیر ؛ زیرا شرعیات و علت های آن در حیطه حکمت های شارع مقدس قرار دارد. تا ما را از راز آن ها آگاهی ندهد،دسترسی به حقایق آن نداریم. چه بسا تنها دلیل این دستورها آزمایش میزان اطاعت و تمکین بندگان باشد.
این امر همان حقیقتی است که در روایات به آن بدین گونه اشاره شده :«دین خدا با عقل سنجیده نمی شود ». (7)
البته در همین حوزه هم عقل جایگاه و نقش خود را به درستی داشته ،راهگشایی خود برای انسان را داراست ؛یعنی در همین جا عقل در می یابد که علت وضع این تکالیف هر چه باشد، وظیفه انسان پذیرش و عمل به مقتضای آن است.نباید موارد متفاوت را با هم سنجید و به واسطه قیاس حکم به صحت و بطلان تکالیف شرعی و غیر عقلی بودن آن ها نمود.
عقل در می یابد از آن جا که خداوند حکیم بوده، نظام عالم را بر اساس حکمت و حقیقت بنا نهاده، در پس دستور و آداب دینی و شرعی دین او نیز مصالح و حکمت هایی وجود دارد که با دقت و تامل می توان به برخی از آن ها دست یافت .
در این زمینه کتاب های متعددی نوشته شده است ، مانند:
- عقل و اعتقادات دینی، مایکل پترسون
-عقل و وحی در اسلام، مصطفی خلیلی
- عقل و وحی در نظر علامه طباطبایی، فاطمه مشرقی
می توانید برای اطلاعات بیش تر کتاب های مذکور یا مقالات نوشته شده مانند آنچه را در ذیل آمده مطالعه فرمایید.
http://www.bashgah.net/pages-18503.html
پینوشتها:
1. جوادی آملی، دینشناسی، ص 126، نشر اسراء، قم ـ 1383ش.
2. اصول کافی، ج 1، ص 16، کتاب العقل و الجهل.
3. نهج البلاغه، خطبه 1.
4. همان، حکمت 211.
5. پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، ص 263، نشر مؤسسه آثار امام خمینیـ 1386ش.
6. دینشناسی، ص 127 و 130.
7.مستدرک وسائل ،ج 17 ،ص 263.






