بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
تفسير «منهاجالصادقين» چگونه كتابي است؟ و براي چه كساني قابل استفاده است؟ اين كتاب چه ويژگي خاصي دارد كه (ظاهرا) حضرت آيتالله بهجت رحمة الله عليه بر مطالعه آن سفارش فرمودند؟
متشكرم
پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
«تفسير كبير منهج الصادقين فى الزام المخالفين»، از ملا فتح الله کاشانی است که در سال 982 هجری قمری تألیف شده است. از تفاسير ارزشمند شيعى كه به زبان فارسى روان، البته به تناسب قرن دهم هجرى، نگاشته شده و در ميان علاقه مندان به قرآن، رواج فراوانى دارد.
تفسير منهج، تفسيرى جامع است كه عهده دار پرداختن به تمامى قرآن بوده و مؤلف، از ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى سخن رانده و در پرتو آيات الهى، حقايق گوناگونى را عرضه كرده است.
ملا فتح اللّه با توجه به تفاسير معتبرى نظير: كشاف زمخشرى، انوار التنزيل بيضاوى، مجمع البيان طبرسى و با استفاده از تفسير ابو الفتوح رازى آن را تأليف كرده است و از تفسير اخير بهره فراوان برگرفته و گاه عبارات را عيناً نقل مىكند. ايشان منهج الصادقين را در پنج مجلّد ترتيب داده و اخيراً در ده مجلد معمولى عرضه شده است.
مفسر پيش از آغاز تفسير سوره حمد، ده فصل قرار داده است كه در آن از مقدمات تفسير و علوم قرآنى، سخن مىگويد.
فصل اول: در ياد كرد نام هاى قاريان؛
فصل دوم: در ذكر نام هاى قرآن و معناى سوره و آيه؛
فصل سوم: در توضيح صحيحترين قول در اعداد آيات قرآن و فايده دانستن آن؛
فصل چهارم: تبيين معناى تفسير و تأويل؛
فصل پنجم: توضيح حديث: «نزل القرآن على سبعة احرف...»؛
فصل ششم: در توضيح معناى تفسير به رأى؛
فصل هفتم: در مصونيت قرآن از تحريف؛
فصل هشتم: در تبيين اين كه قرآن در زمان پيامبر(ص) مدون بوده است؛
فصل نهم: در بيان اعجاز قرآن؛
فصل دهم: در يادكرد رواياتى كه در ترغيب بر خواندن و فرا گرفتن قرآن وارد شده است.
تفسير منهج الصادقين، تفسيرى جامع و مشتمل بر مباحث مختلف و مطالب متنوع است. مؤلف آن كه شرح حال نگاران، وى را به عنوان عالمى كامل، متكلمى فقيه و مفسرى فاضل ستودهاند، با آگاهى گسترده از ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى، تفسيرش را از اطلاعات ارزشمندى و مباحث گوناگونى آكنده كرده است.
مرحوم علامه شعرانى كه تفسير را تصحيح كرده است، در باره ابعاد مختلف آن با اشارهاى به منابع مؤلف (در جلد دوم نسخه تحقيق شده خود صفحه 4- 5 چنين نوشتهاند: «غالب تفسير بيضاوى را مندرج ساخته است و بسيارى از نكات تفسير كشاف را نيز از تفسير مجمع البيان بسيار نقل كرده است؛ نه از شواهد و حجتها و تحقيقات علمى آن، بلكه از قصص و تواريخ موجود در مجمع البيان، از تفاسير نيز به تفسير تبيان، ابو الفتوح و گازر مراجعه كرده است و گاه سخنان عرفانى از بزرگان و مشاهير متصوفه نقل نموده است. مانند «شرح التعرف و قشيرى و ابو عبد الرحمن سلمى و امثال ايشان، ... مؤلف در نقل عبارات ديگران، گاه از خود، توضيحات و شروح و شواهدى افزوده است و در اين گونه موارد، آن را نقل به معنا بايد شمرد.
مفسر پس از مقدمه سودمند خود، وارد تفسير سورهها مىشود. ابتدا به روشنگرى در مدنى يا مكى بودن سوره مىپردازد و در اين زمينه، به نقل اقوالى از ابن عباس، مجاهد، قتاده و حضرت على - عليه السلام - مبادرت ورزيده، قول اصح را برمىگزيند.
در ادامه، عدد آيات را متعرض مىشود و به اختلاف عدد از ديدگاه هاى مختلف گروه هاى شامى، بصرى، كوفى، مكى، مدنى و حجازى اشاره داشته، آيات مورد اختلاف را ذكر مىكند.
پس از آن، ثواب قرائت سوره، جايگاه و فضایل آن را به نقل از پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) بيان داشته، اشارهاى به تناسب اختتام سوره قبل و افتتاح سوره بعد مىنمايد. سپس نوبت به ترجمه آيات مىرسد. سعى مىنمايد بسيار دقيق و با احتياط باشد و موافق با قرائت ابو بكر از عاصم و گاهى با تكيه به قرائت حفص از عاصم؛ بدون تعرض به قرائت هاى نادر. آن گاه اهتمام خود را به ذكر مباحث لغوى، اعراب، صرف و نحو، مسائل بيانى با استشهاد به اشعار عرب در بيان معناى آيه و وجوه محتمل آن بيش تر با اعتماد به تفسير كشاف و بيضاوى، به اختصار و اعتدال، نشان مىدهد.
پس از آن، تحقيق در مفاهيم و مباحث آيات را آغاز مىكند. در اين بخش، به ذكر اسباب نزول از منابع شيعه و اهل سنت مىپردازد. با نقل احاديث از پيامبر(ص) و ائمه(ع) به تبيين آيات مىپردازد و با ذكر قصص و حكايات، مطالب خود را پى مىگيرد. در اين مجال، از روايات جعلى و اسرائيليات نيز استفاده مىنمايد؛ اما به سخيف بودن و عدم مقبوليت آن ها اشاره دارد.
در اين بين، توجهى نيز به بيان تناسب آيات و نظم و ترتيب آن ها از خود نشان مىدهد. مسائل فقهى و احكام از نظر مفسر دور نيفتاده، در محل خود به بيان آن ها بدون بسط و تفصيل و در برخى موارد با ذكر اقوال و وجوه محتمل مىپردازد (مانند: ج 1، ص 400 به بعد، ذيل آيه 187 سوره بقره). در مواردى مانند: وضو، طلاق، متعه از مسائل خلافى بين اهل سنت و شيعه، بنا را بر مذهب شيعه اماميه مىگذارد.
با توجه به ديدگاه شيعى مفسر، به طور طبيعى مواردى از ذكر مناقب اهل بيت عصمت و طهارت - عليهم السلام - به عنوان تفسير، تطبيق و بيان مصداق، در ضمن مطالب ايشان به چشم مىخورد. (مانند: ج 2، ص 63، ذيل آيه 248 و ج 1، ص 70)
مفسر به مباحث عقايد و كلام نيز اهتمام داشته و به بيان ذكر ادله و نقل روايات شيعه و سنى مىپردازد، مانند: بحث امامت، عصمت انبيا، امر بين الامرين، جبر و اختيار، محال بودن دين خدا در قيامت، عدل و... و این سبب شده است که علما رغبت بسیاری به این تفسیر داشته باشند. (1)
در خاتمه، بايد متذكر شد كه تفسير منهج به لحاظ سلامت، روانى و جامعيت، از زمان نگارش آن مورد توجه عالمان بوده است و در ميان امت اسلامى از معروف ترين تفاسير شيعه به شمار مىرود. شهيد مطهرى در كتاب «خدمات متقابل ايران و اسلام» صفحه 461 فرمودهاند: «اين تفسير (منهج الصادقين) به زبان فارسى است... و تا سى چهل سال اخير، يگانه تفسير فارسى متداول بود».
پی نوشت:
1. روضات الجنات، خوانسارى، تحقيق اسد اللّه اسماعيليان، چاپ انتشارات اسماعيليان، تهران و قم، ج 5، ص 345؛ رياض العلماء، ميرزا عبد اللّه افندى، منشورات كتابخانه آيت ا... مرعشى نجفى، قم، ج 4، ص 318؛ خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، انتشارات ناهید، تهران، چاپ اول، پاییز 1377ش، ج 1، ص 766؛ نشريه حوزه، دوره سال چهارم، شماره 21، مرداد و شهريور 1366 ش، وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.






