سلام ـ در يكي از سوره هاي قران آمده كه ما با شهاب سنگها جنيان رو از حريم زمين ميرانيم
در اين عصر كه اعتقاد به روح ومذهب كم شده بارهاي كسي اين موضوع را در مجالسي عنوان كرده و ديگران و من هم از پاسخ دادن به اين پرسش عاجزيم
(حتي با تمسخر ذكر ميكند : كه ما ميدانيم كه گاهي شهاب سنگها بزرگتر از كره ي زمين اند
پس اون جنها ببين چقدر بزرگند كه بايد با اين سنگها دنبالش كنند)
چه توجيحي به اين آقا شما داريد
سلام ـ در زمان غيبت حضرت بقيه اله آيا ايشان هم وظايفي برعهده دارند يا نه
اگر وظايفي برعهده دارند اين وظايف را شما ميدانيد چيست؟
پرسش: قراني
شرح : سلام ـ
1. در يكي از سوره هاي قران آمده كه ما با شهاب سنگها جنيان رو از حريم زمين مي رانيم در اين عصر كه اعتقاد به روح و مذهب كم شده بارهاي كسي اين موضوع را در مجالسي عنوان كرده و ديگران و من هم از پاسخ دادن به اين پرسش عاجزيم (حتي با تمسخر ذكر ميكند : كه ما ميدانيم كه گاهي شهاب سنگها بزرگتر از كره ي زمين اند پس اون جنها ببين چقدر بزرگند كه بايد با اين سنگها دنبالش كنند) چه توجيحي به اين آقا شما داريد؟
پاسخ:
در مورد شهاب ها و استراق سمع جنیان آیات زیر آمده:
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطينِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعير(1)
ما آسمان فرودين را به چراغهايى بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شكنجه آتش سوزان آماده كردهايم.
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ (2)
و هرآينه در آسمان برجهايى آفريديم و براى بينندگانشان بياراستيم. و از هر شيطان رجيمى حفظشان كرديم مگر آنكه دزدانه گوش مىداد و شهابى روشن تعقيبش كرد.
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ دُحُوراً وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ (3)
ما آسمان فرودين را به زينت ستارگان بياراستيم و از هر شيطان نافرمان نگه داشتيم تا سخن ساكنان عالم بالا را نشنوند و از هر سوى رانده شوند تا دور گردند و براى آنهاست عذابى دايم. مگر آن شيطان كه ناگهان چيزى بربايد و ناگهان شهابى ثاقب دنبالش كند
وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً (4).
ما به آسمان رسيديم و آن را پر از نگهبانان قدرتمند و شهابها يافتيم ما در آنجاهایی كه مىتوان گوش فرا داد مىنشستيم. اما هر كه اكنون گوش نشيند، شهابى را در كمين خود يابد
مضمون آیات به شرح زیر است:
ما آسمان دنيا يعنى نزديكترين آسمانها به شما- و يا پايينترين آسمانها- را با زينتى بياراستيم، و آن همان ستارگان بود كه در آسمان قرار داديم، و آن آسمان را از هر شيطانى خبيث و عارى از خير حفظ كرديم، و حتى از اينكه سخنان ساكنين آسمان را بشنوند منعشان نموديم، تا از اخبار غيبى كه ساكنان ملأ أعلى بين خود گفتگو مىكنند اطلاع نيابند، و به همين منظور از هر طرف تيرباران مىشوند در حالى كه مطرود و رانده هستند و عذابى واجب دارند كه هرگز از ايشان جدا شدنى نيست.
پس كسى از جن نمىتواند به اخبار غيبى كه در آسمان دنيا بين ملائكه رد و بدل مىشود، اطلاع يابد مگر آنكه از راه اختلاس و قاچاق چيزى از آن اخبار را به دست بياورد كه در اين صورت مورد تعقيب "شهاب ثاقب" واقع مىشود، تير شهابى كه هرگز از هدف خطا نمىرود.
اما این که "شهاب ثاقب" چیست و چگونه به سوی شیطان ها پرتاب می شود ، از معانی مشکل قرآن است که حقیقت آن را جز خدا و تربیت شدگان و تعلیم یافتگان خدایی نمی دانند. علامه طباطبایی در شرح آن می نویسد:
"مفسرين براى اينكه مساله" استراق سمع" شيطانها در آسمان را تصوير كنند، و نيز تصوير كنند كه چگونه در اين هنگام به سوى شيطانها با شهابها تيراندازى مىشود بر اساس ظواهر آيات و روايات كه به ذهن مىرسد، توجيهاتى ذكر كردهاند كه همه بر اين اساس استوار است كه آسمان عبارت است از افلاكى كه محيط به زمين هستند، و جماعتهايى از ملائكه در آن افلاك منزل دارند، و آن افلاك در و ديوارى دارند كه هيچ چيز نمىتواند وارد آن شود، مگر چيزهايى كه از خود آسمان باشد، و اينكه در آسمان اول، جماعتى از فرشتگان هستند كه شهابها به دست گرفته و در كمين شيطانها نشستهاند كه هر وقت نزديك بيايند تا اخبار غيبى آسمان را استراق سمع كنند، با آن شهابها به سوى آنها تيراندازى كنند و دورشان سازند و...
اين معانى همه از ظاهر آيات و اخبار ابتداءا به ذهن مىرسد و ليكن امروز بطلان اين حرفها به خوبى روشن شده و عيان گشته است در نتيجه بطلان همه آن وجوهى هم كه در تفسير" شهب" ذكر كردهاند،- كه وجوه بسيار زيادى هم هستند- و در تفاسير مفصل و طولانى از قبيل تفسير كبير فخر رازى و روح المعانى آلوسى و غير آن دو نقل شده، باطل مىشود.
ناگزير بايد توجيه ديگرى كرد كه مخالف با علوم امروزى و مشاهداتى كه بشر از وضع آسمانها دارد نبوده باشد. و آن توجيه به احتمال ما- و خدا داناتر است- اين است كه: اين بياناتى كه در كلام خداى تعالى ديده مىشود، از باب مثالهايى است كه به منظور تصوير حقايق خارج از حس زده شده، تا آنچه خارج از حس است به صورت محسوسات در افهام بگنجد، هم چنان كه خود خداى تعالى در كلام مجيدش فرموده:" وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ" (5) و اينگونه مثلها در كلام خداى تعالى بسيار است، از قبيل عرش، كرسى، لوح و كتاب، كه هم در گذشته به آنها اشاره شد، و هم در آينده به بعضى از آنها اشاره خواهد رفت.
بنا بر اين اساس، مراد از آسمانى كه ملائكه در آن منزل دارند، عالمى ملكوتى خواهد بود كه افقى عالىتر از افق عالم ملك و محسوس دارد، همان طور كه آسمان محسوس ما با اجرامى كه در آن هست عالىتر و بلندتر از زمين ماست.
و مراد از نزديك شدن شيطانها به آسمان و استراق سمع و به دنبالش هدف شهابها قرار گرفتن، اين است كه شيطانها مىخواهند به عالم فرشتگان نزديك شوند و از اسرار خلقت و حوادث آينده سر درآورند. ملائكه هم ايشان را با نورى از ملكوت كه شيطانها تاب تحمل آن را ندارند، دور مىسازند. يا مراد اين است كه شيطانها خود را به حق نزديك مىكنند تا آن را با تلبيسها و نيرنگهاى خود به صورت باطل جلوه دهند، و يا باطل را با تلبيس و نيرنگ به صورت حق درآورند و ملائكه رشتههاى ايشان را پنبه مىكنند و حق صريح را هويدا مىسازند تا همه به تلبيس آنها پى برده، حق را حق ببينند و باطل را باطل."(6)
پی نوشت ها:
1. ملک (67) آیه 5.
2. حجر(15)آيه 16 - 18.
3. صافات(37)آیه6-10.
4. جن(72) آيه 8 - 9.
5. عنكبوت(29)آيه 43.
6.ترجمه المیزان،ج17،ص186-188.
پرسش: در زمان غيبت حضرت بقيه الله آيا ايشان هم وظايفي برعهده دارند يا نه اگر وظايفي برعهده دارند اين وظايف را شما مي دانيد چيست؟
پاسخ:
در غيبت کبري کارها و مشاغل و مسؤوليت هاي امام عليه السلام بسيار حسّاس و مهم است و اگر چه تصرف و بسط يد و حکومت ظاهري بر اوضاع ندارند و رتق و فتق امور را ديگران در اختيار گرفته و نظام حکم و اداره را به خود اختصاص داده و بندگان خدا را استضعاف و استعباد مي کنند، با اين وصف امام عليه السلام ناظر بر اوضاع مي باشند و عنايت هائي دارند و تصرفاتي مي نمايند.
وبالجمله شؤون امامت و رهبري و زعامت را در حدود امکان متصدي شده و وظايف خود را به نحو احسن و اکمل انجام مي دهند؛ خلاصه، عمر طولاني ايشان در اطاعت خدا مي گذرد، هم تکاليف فردي خويش را انجام مي دهند و هم بر حسب حکايات متواتر، تکاليف اجتماعي را، آنچه مقتضي و مصلحت باشد، انجام مي دهند؛ مانند:
هدايت اشخاص
یکی از وظایف امام در دوران امامتش، هدایت مردم است. اگر فردی از امام در زمان امامتش طلب هدایت کند، بر امام واجب است که وی را هدایت نماید. اکنون ما در زمان امامت حجت بن الحسن العسکری (عج) قرار داریم و اگر از ایشان بخواهیم که راه را به نشان دهد و ما را هدایت نماید، حتما این کار را خواهند کرد. "
پاسدارى از آیین خدا
امیر مومنان (ع)در یکى از سخنان خود در مورد لزوم وجود رهبران الهى در هر عصر و زمان مىگوید: « هرگز روى زمین از قیام کنندهاى با حجت و دلیل، خالى نمىماند، خواه ظاهر و آشکار باشد و خواه بیمناک و پنهان، تا دلایل و اسناد روشن الهى از بین نرود و به فراموشى نگراید...».(1)
با گذشت زمان و آمیزش سلیقهها و افکار شخصى به مسائل مذهبى ، اصالت پارهاى از قوانین الهى از دست مىرود. دین دستخوش تغییرات زیانبخش مىگردد. براى آن که اصالت آیین الهى حفظ گردد و جلوى تحریفات و تغییرها و خرافات گرفته شود، وجود امام لازم است.
سینه امام و روح بلندش نیز صندوق آسیبناپذیر حفظ اسناد آیین الهى است تا همه اصالت هاى نخستین و ویژگی هاى آسمانى این تعالیم را در خود نگاهداری کند. (2) در زمان غیبت این امام زمان است که در قالب های مختلف به حفظ دین می پردازد. امام زمان مشکل علمی علما را حل کرده و حتی فتوای برخی آنان را اصلاح نموده است.
تربیت گروه منتظر آگاه
برخلاف آن چه بعضی فکر میکنند، رابطه امام در زمان غیبت به کلی از مردم بریده نیست. بلکه آن گونه که از روایات اسلامی برمیآید، گروه کوچکی از آمادهترین افراد با حضرتش در ارتباطند. معنی غیبت امام ، این نیست که حضرت به شکل یک روح نامرئی و یا شعاعی ناپیدا در میآید. بلکه از یک زندگی طبیعی آرام برخوردار است. به طور ناشناخته در میان انسان ها و با ماست و رفت و آمد دارد ،(3) دل های بسیار آماده را برمیگزیند و در اختیار میگیرد. بیش از پیش آماده میکند و میسازد. امام به تربیت افراد خاص می پردازد که وجود آنان خیر و برکت در جامعه می باشد.
وظايف ديگري چون ياري دادن مؤمنين بر مخالفين در بحث واحتجاج،
حل مسائل مشکل، نصيحت وموعظه افراد،
شفاي امراض،
هدايت گم شدگان ورساندن آنها به مقصد، تعليم ادعيه، کمک مالي به نيازمندان، فريادرسي گرفتاران و درماندگان وزندانيان، ياري بيچارگان، که بيشتر اين اعمال در ضمن ظهور معجزات، از آن حضرت صادر شده است. (4)
پي نوشت ها :
1. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی ،ج 18، حکمت 143، ص 347، دارالفکر، بیروت.
2. مهدى انقلابى بزرگ، ناصر مکارم شیرازی،ص 258 -259، قم ،مطبوعات هدف .
3. کتاب الغیبة ،محمد بن ابراهیم نعمانى ، ص164، نشرصدوق،بی تا.
4. رجوع شود به نجم ا لثاقب ميرزا حسين طبرسي نوريذباب هفتم زكر كساني كه در دوران غيبت خدمت امام زمان رسيده اند.






