به نام خدا
با سلام
من مدتی است به بیماری افسردگی دچارم همه عامل این مریضی از حسادت است پاسخ شما را در مورد حسادت به یکی از پرسش کنندگان دیدم دست شما درد نکنه
من قبلا خیلی مقید به مسجد رفتن بودم الان حدود یک ماهی است که به دلایل زیر به مسجد نمیرم و نماز جمعه
1- من بین نمازهام عادت کردم که چند دقیقه ای دعا و ذکر بگم اگه برم مسجد این فرصت برام نیست در ضمن تو مسجد تو نماز خیلی حواسم پرت میشه ولی تو خونه و فرادی کمتر
2- نمیدونم چرا از مسجد رفتن میترسم تو فاصله این یه ماه دو سه باری که به مسجد رفتم روز بعدش به مشکل برخوردم و کمی اضطراب می یاد سراغم اسم مسجدی هم که میرم به نام آقامون صاحب الزمانه
لطفا درباره حسادت و روشهای مبارزه با اون برام بیشتر بنویسین و جواب دو سوال بالا رو هم برام بفرمایین .
ممنون

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز.

پاسخ را در قالب چند نکته عرضه می داریم:
1- مشکل اساسی شما « عدم مدیریت ذهن» و کنترل نکردن ورودی ها و خروجی های آن است. پس پیش از آن که مسئله « حسادت » و روش های مبارزه با آن ،مورد بر رسی قرار گیرد، لازم است نگاهی به ورودی و خروجی های ذهن شود.
به نظر می رسد ذهن تان نسبت به برخی افراد و اشیا زیاده از اندازه حساس و منفعل است . وقتی کارکرد خوب و موفقیت آمیز یا بد و رذالت خیز برخی افراد را می بینید یا می شنوید، مدتی ذهن تان روی آن متمرکز می شود و زوم می کند . گاهی غبطه می خورید و به زبان حال یا قال می گویید : ای کاش من هم مانند او چنین موفقیتی داشتم یا جای او بودم و....عوض آن که علت و راز موفقیت و پیشرفت او را پیدا کنید و آن را الگو قرار دهید ، ابتدا فقط غبطه، بعد غُصه و آن گاه حسادت می ورزید . برای فکر کردن و متمرکز ساختن ذهن روی افراد و اشیا حد و اندازه ای ندارید . گاهی پنج یا ده دقیقه ، نیم یا یک ساعت و یا بیش تر فکر می کنید تا خسته شوید یا کسی بیاید و یا سوژه تازه ای پیدا شود . بالاخره ذهن تان یکسره در اشغال است .
پس اولین گام این است که ذهن خود را مدیریت کنید . نگذارید هر فکری و تخیلی و تصوری یا خبر و حادثه ای او را در اشغال خود در آورد . اگر بدون اختیار مدیریت ذهن و ورودی هایش از کنترل تان خارج شد ،سعی کنید با گفتن ذکر ، خواندن قرآن ، دعا ، شعر و سرود ، کتاب و مقاله ، حرف زدن یا تلفن کردن یا ورزش و راه رفتن و یا با شستن سر و صورت با آب سرد ذهن را از اشغال و اسارت در آورید . وقتی توانستید ذهن تان را در خارج از نماز و مسجد ، جماعت و جمعه کنترل و مدیریت کنید ، آن گاه کنترل آن در نماز و مسجد آسان خواهد بود . ریشه اصلی حواس پرتی های انسان در نماز و مسجد به عدم کنترل و مدیریت ذهن در خارج از نماز و مسجد بر می گردد . (1)
2- ننوشتید که علت اضطراب از رفتن به مسجد چیست؟ چرا از مسجد رفتن می ترسید؟ آیا اضطراب تان به خاطر ترس از « ریا و خود نمایی» است یا چیز دیگری است ؟ ‌معمولاً افراد مبتلا به این گونه مشکلات هنگام انجام اعمال عبادی، ندایی از درون خود احساس می کنند که آن ها را نهیب می‌زند ( نداهایی مثل:تو برایت مهمه که دیگران بدانند مسجد می روی ، نماز اول وقت یا جماعت می‌خوانی. تا به دیگران بگویی خیلی کارم درسته و...) قریب به اتفاق افراد پس از دریافت ندای درونی آن ها را هشدار الهی یا هشداری برخاسته از روح ایمان می‌دانند، در حالی که شکی نیست که این گونه نداها نه تنها رحمانی نیستند، بلکه صد در صد شیطانی هستند .
شیطان در لباس خیرخواهی فرد را به مسیری می‌کشاند که انتهایش چیزی جز خستگی و انزجار از اعمال عبادی (که مقصود اصلی شیطان و در راستای اغواگری دائمی اوست) نمی‌باشد. پس لازم است به این گونه ترس و اضطراب های شیطانی توجه نکنید، نمازت را در مسجد و به جماعت بخوان ، تا شیطان از مسلط شدن بر شما در این مورد نا امید شود. ترس و اضطراب تان نیز به تدریج از بین خواهد رفت ، در نتیجه با مدیریت صحیح ذهن در خارج از نماز تمرکز ، جای حواس پرتی در نماز را خواهد گرفت .
3- اما در مورد حسادت: هرگز نپندارید صفات ناپسند و از جمله حسادت را می‌توان در مدت زمان کوتاه و با تلاش اندک از بین برد. ممکن است غلبه بر حسادت چندین ماه یا چندین سال به طول بیانجامد.
یکی از بزرگان را دیدند که از شدّت خوشحالی در پوست نمی‌گنجید، وقتی سبب را پرسیدند، گفت: چهل سال است مجاهدت کرده‌ام تا حسد را از خود ریشه‌کن سازم . اکنون دیدم که به این کار موفق شده‌ام.(2)
مبارزه با حسد دو مرحله دارد: پیشگیری و درمان. در مرحله پیشگیری، آن چه انسان را از حسادت باز می‌دارد، عبارتند از:
1ـ توقع نداشتن؛
2ـ عفو و گذشت؛
3ـ مردم را دوست داشتن؛
4ـ خدمتگزاری؛
5ـ قدردانی و تشکر از مردم
6ـ خوشنود شدن از موفقیت و خوش‌بختی دیگران.
اما در مرحله درمان، حسود باید چیزهایی را بداند . علم و آگاهی هایی را کسب کند . هم چنین کارهایی را انجام دهد، که دو بخش علم و عمل را تشکیل می‌دهد. اما مرحله عملی درمان حسادت آن است که خواسته دل را زیر پا بگذارد، بلکه رفتار خود را مطابق ضد آن قرار دهد، مثلاً اگر دلش می‌خواهد از کسی بدگویی کند، زبانش را کنترل نماید. به جای مذمت ،به مدح و ستایش او بپردازد. اگر می‌خواهد به کسی زیانی برساند، از این قصد منصرف شود.
اگر در فکر تنزل مقام رفیقش است، در ترفیع درجه او بکوشد . کار هر کس را حمل بر صحت کند. رسول خدا (ص) فرمود: «إذا حسدتَ فلا تبغ؛(3) هنگامی که رشک بردی، در پی آن مرو». یعنی بر ضد خواسته خود عمل کن. البته این عمل بر خلاف خواسته نفس است و انجام دادن آن دشوار می‌نماید، ولی اگر کسی همت گمارد، می‌تواند با قاطعیت آن را محقق سازد. کسی که خواهان اصلاح خویش است، ناگزیر هزینه آن را باید بپردازد و مرارت و تلخی و دشواری راه را تحمل کند.
اما آن چه را که حسود باید بداند و علم به آن داشته باشد . امور زیادی است .در صورت نیاز مجددا درخواست کنید تا توضیح داده شود یا به کتاب « اخلاق » آقای سید عبداللَّه شبر، ترجمه محمد رضا جباران، ناشر هجرت،رجوع کنید .
پی نوشت :
1.به اسرار عبادت آیت الله جوادی آملی رجوع شود .
2.محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، دفتر پژوهش و برنامه‌ریزی درسی، ص 132
3.محمد محمدي ري‌شهري، ميزان الحكمه، دار الحديث، 1416 ه.ق ، ج 1، ص 631.