می گویند پس از مرگ روح به بهشت و یا جهنم برزخی می رود . اما هیچ انسانی مطلقا خوب و یا مطلقا بد نیست هرکس گناه و ثواب هایی دارد . روح افرادی که هم گناه و هم ثواب دارند به کجا می روند؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
طبق آنچه از قرآن و سنت استفاده می‌شود، انسان در فاصله میان مرگ و رستاخیز عمومی یک زندگانی محدود و موقتی دارد که برزخ و واسطه میان حیات دنیا و حیات آخرت است. انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتی که داشته و اعمال نیک و بدی که در این دنیا انجام داده، مورد بازپرسی خصوصی قرار می‌گیرد و پس از محاسبه اجمالی طبق نتیجه‌ای که گرفته شد، به یک زندگی شیرین و گوارا یا تلخ و ناگوار محکوم گردیده، با همان زندگی در انتظار روز رستاخیز عمومی به سر می‌برد.
حال انسان در زندگی برزخی بسیار شبیه است به حال کسی که برای رسیدگی اعمالی که از وی سرزده، به یک سازمان قضایی احضار شود و مورد بازجویی و بازپرسی قرار گرفته، به تنظیم و تکمیل پرونده‌اش بپردازند، ‌آن گاه در انتظار محاکمه دربازداشت به سربرد.
روح انسان در برزخ به صورتی که در دنیا زندگی می‌کرد، به سر می‌برد. اگر از نیکان است، از سعادت و نعمت و جوار پاکان و مقربان درگاه خدا برخوردار می‌شود. اگر از بدان است، در نقمت و عذاب و مصاحبت شیاطین و پیشوایان گمراه می‌گذارند. (1) در این رابطه برخی بر آن اند که برزخ براى همه يكسان نمى‏باشد، گروهى در عالم برزخ حيات آگاهانه‏اى دارند، اما گروه ديگرى همچون افرادى هستند كه به خواب فرو مى‏روند و گويى در قيامت از خواب خود بيدار مى‏شوند و هزاران را ساعتى مى‏پندارند! ». (2) در جای دیگر تصریح شده :
مردم سه گروهند: گروهى مؤمنان خالص، گروهى كافران خالص، و گروهى متوسط و مستضعفند. جهان برزخ مخصوص گروه اول و دوم است اما گروه سوم در يك نوع حالت بيخبرى، عالم برزخ را طى مى‏كنند. (3) خلاصه اینکه انسان بعد از مرگ در عالم برزخ بر سر سفره اعمال خود مهمان است و منتظر برپایی قیامت و رسیدگی به عمل خود به سر می‌برد و کار خاصی نمی‌توانند انجام دهد.
مشروح این روایات در جلد ششم بحارالانوار در بحث برزخ به طور مبسوط آمده است و مرحوم علامه مجلسى ضمن بيان اين مطلب در کتاب بحار الانوار تصريح مى‏كند كه تشبيه حالت برزخ به حالت رؤيا و خواب در بسيارى از اخبار وارد شده. (4)
پی‌نوشت‌:
1. علامه طبا طبایی شیعه در اسلام نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1348ش. ، ص 100 ـ 101،
2. آیت الله مکارم شیرازی ، تفسر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1374 ج 16، ص 483.
3. همان، ج 14، ص 324.
4. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق ، ج 6، ص 271.