با سلام
می خواستم به طور کامل و جامع فقط نظر امامان رو راجع به سختی ها و مشکلات بدونم
چرا وقتی انسان به خدا نزدیکتر میشود سختیها و مشکلاتش بیشتر می شوند و دنیا زندان مومن می شود". در حالی از طرفی "هیچ سختی به انسان نمیرسد مگر به خاطر اعمالش".
مشکل وقتی دو چندان میشود که انسان نداند به خاطر گناهان است، به دلیل آزمایش است و یا ... .
راه و روش توصیه شده از دید امامان چیست. یعنی در زمانی که مشکلات و سختی های بسیار شدید و غیر قابل تحمل پدید می آیند چه دیدی باید به این مشکلات داشت، هدف خداوند از قرار دادن این سختی ها چیست، چرا با دعا و توسل در طی مدت زمانی نسبتا کوتاه مثلا چهار یا شش ماه برطرف نمی شوند و نیاز به گذشت زمان بسیار طولانی دارند. آیا گناهانی هستند که با توبه کردن برطرف نمی شوند و باید عدالت بر انسان اجرا شوند.
آیا به نوع گناهان مربوط است یا به نوع توبه که بعضی ازگناهان با توبه بخشیده می شوند و حتی تبدیل به نیکی ها می شوند و بعضی خیر!
و چه کاری باید کرد.
و حتی وظیفه انسان در راحتی چیست؟ آیا مکر خداوند است یا لطفش؟!
با توجه به حرزها و دعاها و نمازهای بسیاری که وجود دارند و حتی اینکه امام علی ع می فرمایند من تمام دردها و علت آنها را می شناسم، چه نتیجه ای می توان از بحث فوق گرفت.

با تشکر بسیار فراوان از توجه شما.
محمود.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
همه گناهان با توبه واقعی و جبران آن گناه بخشیده می شوند. این وعده خدا است : ان الله یغفرالذنوب جمیعا؛
خداوند همه گناهان را می بخشد(1)
فلسفه و علت سختی ها از کلام اهل بیت و قرآن
از نظر اسلام بلاها و سختی ها ، دارای علت‌ها و حکمت‌های مختلفی می‌باشد :
اول: آزمایش
خداوند در آیات متعددی از قرآن علت وقوع برخی بلاها را آزمایش معرفی می‌کند :
«وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً؛(2) شما را با بدی‌ها و خوبی‌ها آزمایش می‌کنیم...».
اینکه چرا خداوند آزمایش می‌کند، برای فهمیدن خدا نیست ،بلکه چنان که در روایات آمده، به خاطر معلوم شدن برای بندگان خدا و برای فراهم آمدن زمینه‌ «انتخاب»، «رشد» و «سقوط» بندگان است تا افراد در پس بلاها با نوع واکنش‌های عقیدتی و عملی که انجام می‌دهند، گامی به سوی سعادت یا شقاوت بردارند. چرا که می‌توانند با صبر نمودن و اظهار رضایت به فعل خدا و حکمیانه دانستن آن، گامی به سوی حضرت حق و ایمان بیش تر به او بردارند؛ از طرفی می‌توانند با نارضایتی و بی‌صبری و اعتراض به خدا و ظالمانه و بی‌حکمت دانستن آن به سوی شقاوت قدم بردارند. آری گاهی خداوند بلاها را می‌فرستد تا اهل بلا را آزمایش کند که پس از آن طبق وظیفه‌ شرعی یا عقلی خود عمل می‌کنند ؟
از طرفی آنان را که مبتلا نشده‌اند ،نیز امتحان می‌کند که آیا به وظیفه‌ خود عمل می‌کنند ؟ در سوره‌ ملک می‌فرماید: «آن کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک بهتر عمل می‌کنید و او شکست ناپذیر و بخشنده است.»(3)
دوم : عذاب و جزای اعمال بد افراد
برخی از بلاهایی که برای جامعه یا فرد اتفاق می‌افتد ، عذاب الهی می‌باشد. قرآن کریم داستان عذاب شدن اقوام گذشته مثل عاد و ثمود و لوط و ... را ذکر کرده است اما :
1. قرآن کریم زمینه‌ساز عذاب را انسان معرفی می‌کند : «هر مصیبتی به شما رسد ،به خاطر اعمالی است که انجام داده‌اید. بسیاری را نیز عفو می‌کند.»(4)
در حالی که خداوند بسیاری از گناهان را عفو می‌کند ،باز شخص یا جامعه مستحق عذاب الهی می‌شود. در روایات پیامبر اکرم(ص) حکایت شده: «هر گاه امت من رباخوار شدند ،زلزله زیاد اتفاق می‌افتد.»(5) از امام صادق(ع) ‌نقل شده است: «هر گاه زنا علنی شود ،زلزله‌ها هم ظاهر می‌گردد.»(6)
2. لطف خداست که ما را به عذاب دنیوی (که هم از نظر زمان و هم کیفیت اندک است )عذاب کند و ما را از عذاب آخرت که آسمان و زمین طاقتش را ندارند ،نجات دهد.
3. عذاب‌ها هشدارهای خداوند است برای دست برداشتن از نافرمانی و برگشت به رحمت گسترده او: «به آنان از عذاب نزدیک (عذاب دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) می‌چشانیم شاید بازگردند.»(7)
عذاب‌ها زمینه‌هایی هستند برای سعادتمند شدن انسان‌ها .از امام صادق(ع) در این باره نقل شده: هر گاه خداوند برای بنده‌ای که گناهی انجام داده، اراده خیر کند، بعد از گناه او را به مشکل و بلایی مبتلا می‌کند تا یاد استغفار بیفتد. هر گاه خداوند برای بنده‌ای اراده‌ی شر کند ،وقتی او گناه می‌کند ،خداوند به او نعمتی می‌دهد تا استغفار را فراموش کند و به گناه خود ادامه دهد.(8)
سوم : بالا بردن درجه و اجر و ثواب
انسانی که به دنیا آمده تا درجات قرب را بپیماید و اجر و ثواب تحصیل کند و آماده‌ سفر آخرت شود ،خداوند او را به بلا و مشکلاتی مبتلا می‌کند تا صبر نماید و خداوند به او درجات و پاداش‌های زیاد بدهد:
«وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الَّثمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛(9)
قطعاً [همه‏] شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در ثروت‏ها و جان‏ها و محصولات، آزمایش می‏کنیم؛ و به شکیبایان مژده ده.»
از امام باقر(ع) حکایت شده: «اگر مؤمن می‌دانست که خداوند در مقابل بلاها چه اجری به او می‌دهد، آرزو می‌کرد گوشت‌های بدنش را قیچی می‌کردند تا او به اجر آن برسد.»(10)
هر چه بلا سخت‌تر و تحملش مشکل‌تر باشد، اجر آن هم بیش تر خواهد بود . تحمل کردن مشکلات زندگی محدود دنیا و رسیدن به اجر ابدی آن، بسی ارزشمند است. بعضی از درجات اخروی را فقط به کسانی می‌دهند که بلاهای خاصی را تحمل کرده باشند. از امام صادق(ع) نقل شده: «در بهشت درجه‌ای هست که فقط با صبر کردن بر مریضی‌های جسمی می‌توان به آن درجه رسید.»(11)
چهارم : ظهور صفات خداوند، و نعمت‌های الهی
اگر چه بلاهایی مثل سیل و زلزله و حتی مشکلات و بلاهای شخصی و ... ظاهری تلخ و ناگوار دارند اما امام حسن عسگری(ع) می‌فرماید: «ما من بلیة الا و لله فیه نعمة نحیط بها؛ هیچ بلایی نیست مگر اینکه خداوند در آن نعمتی قرار داده است».(12)
از بالاترین نعمت‌های خداوند ، معرفت به خداوند و صفات اسمای حسنای اوست. قرآن کریم می‌فرماید: « چه بسیار نشانه‌ای (از خدا) در آسمان‌ها و زمین که آن ها از کنارش می‌گذرند و از آن رویگردانند.»(13)
پس حوادث زمینه‌هایی هستند برای مشاهده‌ قدرت خداوند و ایمان آوردن به او . چقدر ارزشمند و معامله سودمندی می‌باشد بلایی که ما را به ایمان و معرفت بالاتری برساند! تجربه نشان داده که بعد از زلزله‌ها، افراد اعتقاد قلبی بیش تر به قدرت خدا پیدا می‌کنند.
پنجم: پاکی از گناه
خداوند بعضی از بندگان مومن خود که در دنیا گناهان و خطاهایی انجام داده‌اند ،به واسطه لطفی که به آن ها دارد ،در دنیا با مبتلا شدن به مشکلات و گرفتاری‌ها پاک می‌نماید تا مرگ ، راحتی آن ها باشد. از امام باقر(ع) نقل شده:
«هر گاه خدا بخواهد بنده‌ای را گرامی بدارد ،در حالی که گناهانی دارد، او را مریض می‌کند تا پاک شود؛
اگر به واسطه‌ شدت گناه پاک نشد ،او را حاجتمند می‌کند.
اگر باز پاک نشد ،هنگام جان دادن بر او سخت می‌گیرد تا پاک شود .»(14)
ششم: رغبت به آخرت
خداوند زندگی دنیا را با انواع مشکلات و سختی‌ها آمیخته است تا اهل ایمان به آن راضی نشوند و همیشه خواهان حیات بی‌مشکل آخرت باشند. اگر در دنیا هیچ بلا و مشکلی نبود، کم تر کسی نسبت به زندگی آخرت میل داشت
هفتم: اصلاح رذایل اخلاقی
در بین علت‌های بلاها به اهداف تربیتی نیز بر می‌خوریم.از حضرت علی(ع) نقل شده:
«گاهی بندگانی را که صفت ویرانگر «کبر» و خود بزرگ بینی دارند ،به بلاها و بیماری‌هایی مبتلا می‌کند تا به ضعف و ذلت خود پی ببرند و این درد مهلک از وجودشان دور شود . به دنبال آن درهای رحمت و مغرفت به رویشان باز شود.»(15)
بلاها به آدمی روحیه‌ قوی و صلابت می‌دهد . قدرت روحی و کمالات آدمی را بالا می‌برد؛ بر خلاف انسان‌های بی‌درد که به شدت ضعیف و کم ظرفیت هستند.
نکات قابل توجه :
1. حکمت‌هایی که برای بلاها گفته شد، کلی می‌باشد، یعنی کسی نمی‌تواند بگوید: فلان بلا یا حادثه کدام یک از علت‌ها را داشته ،مگر اولیای الهی؛ شاید علت مخفی بودن راز و علت بلاها این باشد که انسان‌ها نه به خود مغرور شوند و بگویند: ما از خوبان هستیم و خدا با بلاها می‌خواهد درجه و مقام به ما بدهد ... و نه ناامید شوند و بگویند: دیگر از رحمت خدا دور شده‌ایم، خدا ما را می‌خواهد عذاب کند که بلاها را برای ما فرستاده است.
با این حال اگر حیران ماند و نتوانست تشخیص دهد که علت گرفتاری‏ها و یا نعمت‏ها چیست ،دستور داریم که در حالت «خوف» و «رجا» باشیم تا مسیر کمال را بهتر طی کنیم.
2. با توجه به دانستن حکمت ها می توانیم بفهمیم که چرا بعضی مشکلات با دعا در مدت کوتاهی برطرف نمی شود، چرا که زمان آزمایش و یا زمان تطهیر از گناهان و...ممکن است بیش تر از زمانی باشد که فکر می کنیم.
3. علت و فلسفه بلا هر چه باشد ،جز خیر و حق چیزی نیست ،چرا که یا برای آزمایش است ،پس زمینه‌ای برای رشد ماست و خیر محض می‌باشد؛ یا اینکه برای پاک شدن یا بالارفتن درجه یا هشدار به انسان‌ها... که همه برای ما خیر ، و از روی رحمت و به صلاح آدمی است؛ اگر برای عذاب باشد، اولاً پس از مهلت زیاد و بخشش فراوان و همچنین بعد از اتمام حجت بوده است.
دوم: همان نوع بلا هم جهات خیر فراوانی برای انسان‌ها دارد. پس حق و شایسته است. بابا طاهر می‌گوید:
یکی درد و یکی درمــان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد
4.راحتی هم لطف خدا به ما است ،ولی نباید در راحتی غافل از خدا شده ،به سمت گناه برویم. راحتی هم وسیله آزمایش ماست.
پی‌نوشت‌ها:
1. زمر(39) آیة 53.
2.انبیا(21)آیه 35 و همچنین آیات دیگر مانند: بقره (2)آیه 155.
3.ملک (67)آیه 2.
4. شوری (42)آیه 30.
5. المحدث النوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت، قم، 1408 ه.ق ، ج 13، ص 333.
6 .الشيخ الصدوق، من لايحضره الفقيه، مؤسسه النشر الاسلامي، قم، 1413 ه.ق .، ج 1، ص 524.
7. سجده (32)آیه 21.
8. علامه المجلسي، بحار الانوار، مؤسسه الوفاء، بيروت، 1404 ه.ق ، ج 67، ص 229. 7.
9 . بقره ،آیه 155.
10 . بحارالانوار، ج 67، ص 24.
11 . همان، ص 212.
12 . همان، ج 78، ص 374.
13.یوسف (12)آیه 105.
14 . حسن بن ابى الحسن ديلمى، أعلام الدين، مؤسسه آل البيت (ع) قم، 1408 هجرى قمری، ص 433.
15 . امام على بن ابى طالب عليه السلام، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره ق، خطبه 192.