یک سوال در مورد ارث دارم. قرآن گفته است سهم پسر دو برابر دختر است
استنباط من این است که این قاعده جایی اعمال می شود که پسر و دختر در شرایط مساوی از نظر مشارکت در تولید ثروت پدر که الان به صورت ماترک در آمده است قرار دارند. یعنی یا به پدر به طور تقریبا مساوی کمک کرده اند تا ثروتی به دست آورد یا اصلا هیچ کمکی نکرده اند مانند فرزندان کارمندی که با وام یک مسکن خریده و الان آن مسکن ماترک است و بچه هاش در تولید آن هیچ سهمی نداشته اند (لذا طبق قاعده سهم پسران دو برابر دختران خواهد بود)
اما
به عنوان مثال پدری که کارخانه دارد و در تاسیس و برپایی این کارخانه فرزندان ذکور بیش از پدر مشارکت داشته اند. تنها کاری که پدر کرده این است که وام گرفته از بانک به دلیل اعتباری که داشته و در بازپس دادن وام فرزندان ذکور هم کار می کنند و هم مشارکت فکری دارند و شاید بیش از خود پدر. هر چند سند به اسم پدر است و بعد از پدر همین کارخانه ماترک خواهد بود:
من اصلا نمی توانم بپذیریم که سهم فرزندان ذکور (در فرض اخیر) در قیاس با فرزندان اناث که همش در خانه بوده و دنبال خواسته های خود، دو برابر باشد!!!
اینجا به نظرم چون فرزندان ذکور در تولید ماترک سهم داشته اند ، باید سهمشان بیشتر (از دو برابر ذکر شده در قاعده) باشد (و الا منصفانه نخواهد بود).
متشکرم اگر محبت فرمایید با استدلال پاسخ حقیر را مرقوم فرمایید.
پرسشگر گرامی باسلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
به چند نکته توجه فرمائید:
1. در چنین شرایطی که در مثال کارخانه اشاره فرمودید که فرزندان پسر به عنوان گردانندگان اصلی کارخانه در برپائی و آن و افزایش سرمایه و ... نقش عمده ای داشته اند، چنان که به درخواست پدرتان این کار را انجام دادیدو یا با پیشنهاد برادران و موافقت پدر این کار را شروع نمودید و این عمل را علاوه بر کمک به پدر به هدف گرفتن سهم و دریافت مزد برای پدر انجام داده اید، جدای از بحث ارث و سهم الارث خودتان ،نسبت به کارهائی که در کارخانه انجام داده اید مستحق اجرت و مزد هستید البته شایسته بود که پدرتان در همان زمان حیات به هر فرزند خود به میزان کار و تلاشی که در برپائی کارخانه داشته به عنوان اجرت ،سهمی می داد لکن اگر بنای چنین کاری را در آینده داشته ولی اجل مهلت نداده است می توانید با مراجعه به دادگاه نسبت به استیفاء حق خود و سایر برادران نظیر خود اقدام فرمائید ،لکن اگر بتوانید با توجیه خواهران خود نسبت به حقی که دارید از طریق مصالحه و حتی با گذشتن از مقداری از حقی که دارید مساله را حل نمائید برای عزت و بزرگی شما در دنیا و اجر و پداش اخروی و جلب دعای پدر شریفتان در حق خود بسیار ارزشمند تر می باشد.
2. اما در مورد میزان حق شما در کارخانه توجه فرمائید که در مثال کارخانه اگر چه گردانندگان و برپا کنندگان کارخانه عملا فرزندان ذکور بوده اند و نقش پدر در این جا فقط استفاده از اعتبار خود و گرفتن وام و مدیریت فکری کارخانه می باشد لکن در عین حال مالک کل کارخانه پدر محسوب می شود زیرا سرمایه اولیه با اعتبار او بوده است و بانک پول را به ایشان تسلیم نموده است و پدرتان به بانک بده کار بوده نه شما ، در واقع شما برای پدر خود کار نموده اید و به همان میزان متناسب با نقشی که در چرخیدن کارخانه داشته اید مستحق اجرت هستید، نه مستحق عین درآمد کارخانه که با تلاش شما بوده،اگر چه اگر در همان زمان حیات پدرتان به شما در مقابل تلاشی که انجام می دادید سهمی را در نظر می گرفت از آن به بعد غیر از اجرت گرداندن کارخانه به میزان سهمتان نیز در کل سود کارخانه شریک می شدید لکن اگر چنین اتفاقی نیفتاده و یا حد اقل به صورت زبانی و شفاهی به شما داده نشده است نمی توانید خود را در کل سرمایه کارخانه شریک بدانید و صرفا مستحق اجرت می باشید.
3. اگر در طول مدت تشکیل و کار در کارخانه از درآمد آن استفاده نموده اید و به عنوان حق خود برداشت نموده اید این مبالغ از اجرت نهائی شما کسر می گردد مگر این که مبلغی را نه به عنوان اجرت بلکه خود پدرتان در مناسبت های مختلف نظیر ازدواج ، تولد فرزند و ... به شما بخشیده باشد که در این صورت دیگر از اجرت شما کم نمی شود .
4. در هر صورت چه از طریق دادگاه و چه از طریق مصالحه با خواهران و دیگر وراث ،حق خود را دریافت نمودید ،از باقیمانده اموال پدرتان ،نیز به اندازه سهم شرعی خود ارث می برید.
5. همانطور که در نکات گذشته اجمالا بیان شد و در قرآن کریم نیز بیان شده است (1) قانون ارث نظیر نحوه تقسیم اموال پدر بین دختر و پسر کلیت دارد و بدون قید و شرط شامل کل اموال میت می شود، یعنی هر مالی که در زمان فوت متعلق به میت بوده است و نمی توان عواملی نظیر تاثیر فرزندان و یا دیگران را در کسب آن اموال در میزان ارث مؤثر دانست .
پی نوشت :
1. نساء (4) آیه 11.






